شنبه، بهمن ۱۱، ۱۴۰۴
نسل کشی یعنی از هر دوهزار ایرانی داخل کشور یک نفر
دوشنبه، مهر ۰۹، ۱۴۰۳
تقابل جمهوری اسلامی و اسراییل !!
شنبه، اسفند ۱۲، ۱۴۰۲
اینجا غزه نیست ؛ اینها کودکان ایرانی دروطن خویش غریبند
پنجشنبه، تیر ۲۳، ۱۴۰۱
وریا را هم برنتافتند
دوشنبه، خرداد ۰۲، ۱۴۰۱
چوب حراج بر سر میراث فرهنگی
پنجشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۱
ایرانیان برای سفرهای درون مرزی ( از یک شهر به شهری دیگر در داخل کشور ) باید قبلا اجازه بگیرند !
چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۱
کشف محموله داروی اعتراف گیری به مقصد ایران
سهشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۱
سال نو مبارک !
چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۰
روز زن ، روز شرمندگی جمهوری اسلامی !
شغلی خود به خیابانها آمدند که توسط پلیس مورد ضرب و جرح قرار گرفته
و تعداد بسیاری نیز دستگیر شدند.
پس از ۱۱۸ سال مبارزه در جهت احقاق حقوق نادیده گرفته شده ، در سال
۱۹۷۵ سرانجام سازمان ملل روز جهانی زن را به رسمیت شناخت .
فرارسیدن روز زن بهانه ای ست برای نگاهی گذرا به قوانین موجود در ایران
قوانینی که با وقاحت تمام حقوق انسانی زنان را سلب نموده و حاکی از
نگاه بی شرمانه ملایان به بانوان است.
کاش ملایان درک میکردند که این نوع نگرش نفی شان انسانی کسی ست
که آنان را متولد نموده ، نفی (حقوقی ) انسانیت شریک زندگی و سند بردگی
دخترانشان است.
با نفی حقوق انسانی زنان ، مردان انسانتر نمیشوند و با وضع چنین قوانینی
نه تنها ارج و قربی بدست نمی آورند که مردان نیز چون زنان از بام انسانیت فرو
می افتند.
نگاهی گذرا به قوانین خواهیم داشت که این تاکید بر نابرابری حقوق به معنی تائید
اصل قانون و تلاش برای موازنه سهم زنان و مردان نیست بویژه در زمینه احکام و
مجازات اسلامی ، بلکه فقط تلاشی ست در جهت بیان نوع نگرش و دید ملایان
به زن.
سوای حقوق نانوشته که در جامعه بوضوح عیان است ماننند تعرض جنسی زنان
و آزار توسط همسر و خانواده شوهر ، سوءاستفاده جنسی و محدودیتها ی اجتماعی
رهبران جامعه ایران با وقاحت تمام چنین وضع نموده اند :
قانون اسای اصل ۲۱ در شرح وظایف دولت در حمایت از زنان بگونه ای ترسیم شده
که از آنان فقط بعنوان مادر و همسر یاد میشود .
در اصل ۴۱ تاکید بر حق تابعیت برای زن و مرد دارد اما در عمل تابعیت زنان وابسته به
شوهر است .
اصل ۱۱۵ بحث برانگیز ترین مورد در قانون اساسی ست که زنان را از دستیابی به
پست ریاست جمهوری محروم میسازد و بر همین روال قانون نانوشته در مورد رهبری
است.
در قانون مجازات اسلامی بوضوح می بینیم انسانها در ایران طبقه بندی شده اند
جالب اینکه تصویب و اجرای این قوانین که برگرفته از هزاره پیش است در جامعه ای
اعمال میشود که هزاران سال پیش منادی حقوق بشر و منکر ضد ارزشها بوده است.
در مجازات اسلامی در ماده ۴۹ و در تعریف اطفال (جهت برائت از جرم ) سن آنها را
سن بلوغ تعیین نموده و توضیح آمده سن بلوغ پسر ۱۵ و سن بلوغ دختر ۹ سال
تمام است بع تعبیر دیگر اگر پسری در ۱۴ سالگی جرمی را مرتکب شود از مجازات
مبراست اما همین جرم را اگر دختری ۱۰ ساله انجام دهد ، مجرم شناخته خواهد
شد.
در ماده ۷۴ و ۷۶ به صراحت شهادت زنان نفی شده و در مواردی دیگر ، شهادت زنان
بدون همراهی شهادت مردان فاقد اعتبار خوانده شده.
همچنین است در قانون ۱۱۹ (لواط ) ۱۳۷ ( قواعدی ) و ۱۸۹ (محاربه و افساد فی
الارض) که شهادت زنان را فاقد ارزش میداند حتی با همراهی شهادت مردان نیز
شهادت آنان فاقد ارزش توصیف میشود که تنها شهادت مردان پذیرفتنی ست.
در نادیده گرفته شدن شهادت زنان آنگاه پی به اهمیت ماجرا می بریم که تصور
کنیم در حضور تعدادی از زنان ، مردی به زنی تجاوز کند و اموالش را به سرقت برد
در مراجعه به دادگاه ، قاضی با استناد به همین قوانین ، تنها با لبخندی کریه حکم
به برائت متجاوز خواهد داد.
واگر زن در مقابله با متجاوز مصر بر تجاوز و به قصد دفاع خشونتی به خرج دهد که
منجر به کشته شدن متجاوز گردد ، زن محکوم به قصاص خواهد شد درصورتی که
اگر مردی همسرش را همبستر با مرد دیگری ببیند طبق قانون مجاز به قتل زن
خواهد بود. مواد : ۱۰۰۵ و ۱۱۱۴ و ۱۱۱۵ .
تفاوت پرداخت دیه از جمله موارد مضحک قانون مجازات اسلامی است .
ماده ۲۰۰ تصریح به آن دارد که دیه قتل زن مسلمان نصف دیه قتل مرد مسلمان
است و در ماده ۳۰۱ دیه زن اگر به ثلث کامل برسد ، باز هم بیش از نیمی از دیه
مرد نخواهد بود .
در قانون مدنی موضوع بگونه ای دیگر حکایت از دید غیر انسانی به زنان دارد حتی
زنانی که بدلیل مادر بودن ظاهرا بایستی مورد تکریم قانون قرار بگیرند.
از موارد کلی چون حق طلاق و مهریه و .. که بگذریم به مواردی میرسیم که آزادی
انسانی از نان گرفته میشود.
زنان به مجرد ازدواج استقلال و آزادی خود را پیشکش شوهران میکنند بگونه ای که
برای خروج از کشور و حتی خروج از خانه نیاز به مجوز دارند !
حضانت فرزندان بدون توجه به شرایط والدین به پدر سپرده شده و مضحک تر اینکه
به فرض مجرم بودن پدر یعنی حتی اگر پدر خانواده قاتل ، مفسد ، معتاد ، و فاقد
هرگونه ارزشهای انسانی باشد بگونه ای که از دید قانون ملایان هم مستوجب
مجازاتی سنگین شناخته شود ، باز هم حق حضانت از او ساقط نمیشود .
به بیان دیگر بنا بر قانون موجود ، پدر معتاد از مادر فرهیخته شایستگی بیشتری
برای نگهداری و تربیت فرزندان دارد.
به فرض اتهام قتل و درصورتی که مردی به اعدام محکوم شود ، باز هم مادر برای
سرپرستی فرزندانش لیاقت نخواهد داشت و حضانت به پدر مرد و بعد از او به جد
پدری خواهد رسید .
زن پس از ازدواج در مورد محل اقامت و سکونت ، یعنی شهر و محله و نیز نوع
منزل باید تابع شوهر باشد .
زن برای ادامه تحصیل و کار نیاز به اخذ مجوز شرعی توسط شوهر دارد که اگر شوهر
تحصیل یا کار را خلاف شان خود بداند ! برابر قانون این حق مسلم از زن سلب میشود.
قانون ۱۱۱۷ صریحا به این موضوع اشاره دارد
طبق قانون مدنی ۱۱۰۵ ریاست خانواده بر عهده شوهر است ، شاید وضع همین
قانون چنین دست و پای قانونگذار را برای تبعیض ها باز گذاشته .
مورد دیگر مسئله تمکین زن از شوهر است که بجز موارد فوق ، در زمینه جنسی
و سکس که قاعدتا بایستی هردو طرف از آمادگی لازم برخوردار باشند ، چنانچه
زن در هر شرایط و زمان خود را تسلیم رئیس خانواده نکند ، عدم تمکین محسوب
که عواقب ناشایستی در انتظارش خواهد بود و جالب این که در صورتی که زن از
شوهر تمکین نکند ، پرداخت نفقه از مرد ساقط میگردد .
در جوامع آزاد و مترقی نمونه این قانون را تنها میتوان در فاحشه خانه ها یافت !
تعدد زوجات ، عقد موقت ، نگهداری عده حتی بدون سکس ،حجاب ، محرومیت از
مدیریت کلان (مگر در موارد استثنا) ، سهمیه بندی دانشگاهها و .. بسیاری دیگر
از دیگر مواردی ست که نشان از شهروند درجه دومی زنان دارد .
در انتها تاکید میکنم که بازگو نمودن این قوانین بمنزله تائید آنها بویژه در مجازاتهای
اسلامی نیست که صرف تصویب و اجرایشان حکایت از بازگشت دوره جاهلیت دارد
بلکه سعی نموده ام دید و نگرش ملایان و قانونگذاران ایران را به زنان ترسیم کنم.
کاش می فهمیدند تنها در صورتی انسان شناخته میشوند که تائید کنند از انسان
زاده شده اند و حقوق انسانی مادر خود را به رسمیت شناسند .
کاش شریک زندگی خود را انسان میدانستند و برای دخترانشان حریم انسانی
قائل می شدند.
کاش باور میکردند با کوچک کردن زنان ، خود بزرگ نمی شوند !
--------------------
این نوشته در تاریخ هفدهم اسفند سال 1386 منتشر شد و بدا به حال ما که هنوز روال بر همین منوال باقی ست !
شنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۰
شروع هشتمین سال فعالیت سایت انتگراسیون
سهشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۰
و اجازه دادیم مسئولین کارشان را انجام دهند : تحریم نفت و بانک مرکزی !
یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰
یک گلشیفته و این همه شیفته آشفته
چهارشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۹۰
گفتگو با دختر عبدالفتاح سلطانی (وکیل دربند) و علی صمدی ( از برگزار کنندگان کنفرانس نگاهی به درون ایران )
شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۰
مصاحبه با دکتر فریدون خاوند
شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۰
ما و عرب ها و دموکراسی !
می دانی اگر زنده می ماند چه رازهایی فاش می شد و چه اعتباری جنبش مردم لیبی بدست می آورد که با قاتل مردمش با انسانیت رفتار شده .
فیلم های منتشر شده حاکی از سرقت کفش دیکتاتور پس از دستگیری و پاره کردن لباس او پس از قتلش می باشد !


گفت قذافی آنقدر جنایت کرده بود که قتل او طبیعی ترین عکس العمل مردم بشمار می رود .
قذافی کشته شد تا رازها فاش نشود ، تا همه باور کنیم نباید از نهال جنبش های منطقه توقع میوه آزادی داشت !
گفتم تصور کن خامنه ای روزی در چنین وضعیتی دستگیر شود ، تصور نمی کنم سرنوشت بهتری برای او بتوان درنظر گرفت اما مسئله این ست که اگر بنا باشد ما بدلیل نفرت از کسی ، وی را به قتل برسانیم ، چه تفاوتی بین عملکرد دیکتاتور و ما وجود خواهد داشت ، هر دوی ما بنا به تصمیم شخصی و بدون لحاظ شرایط انسانی حکم به قتل مخالف داده ایم !
مسئله این نیست که بخواهیم ژست روشنفکری بگیریم و بگوییم باید جنایتکار را به دادگاه تحویل داد یا با اعدام مخالفیم حتی اعدام دشمن !
خامنه ای هم مثل قذافی بسیاری از جوانان بی گناه و حقیقت جوی ایرانی را در خیابان ( و حتی بدون تشکیل دادگاه های نمایشی جمهوری اسلامی ) به قتل رسانده .مسلما جنایات خامنه ای ، قذافی ، اسد و ... به حدی ست که " جنایت علیه بشریت " کمترین اتهام آنها خواهد بود اما ...
اگر بنا باشد به دموکراسی برسیم باید میزان تحمل خود را بالا ببریم . باید قبول کنیم هیچکس اجازه ندارد وارد محدوده مسئولیت های قانونی دیگری شود ، باید بپذیریم که قرار نیست خواسته های ما همیشه اجرا شود .
یادمان نرفته در مصر و در زمان تظاهرات علیه مبارک ، گزارشگر زن امریکایی را در مقابل چشم هماکارانش مورد تعرض وحشیانه دستجمعی قرار دادند و در موردی دیگر ، زن هموطن خود را که در پا به پای مردان علیه مبارک به خیابان آمده بود مورد تجاوز گروهی قرار دادند و پس رها کردنش گفتند ببخشید ، ما مردیم دیگه و ... به کسی چیزی نگو که انقلاب لکه دار می شود !
برای دوست تایلندی خود تعریف کردم که تلویزیون آلمان گزارشی از سفر سباستین وتل ( قهرمان فرمول یک ) به ژاپن را پخش می کرد .

در صحنه ای سباستین وتل ژاکت خود را به میان جمعیت انبوه هوادارن خود پرت کرد . ناگهان صدها دست برای ربودن ژاکت قهرمان محبوبشان به هوا برخاست تا شاید ژاکت را برباید .
ژاکت نهایتا بین 5 نفر فرود آمد که هرکدام تلاش می کردند آنرا از آن خود کنند . قبل از آنکه ببینیم سرنوشت این ژاکت چه شده ، بد نیست میزان شناخت خود از مردم دوست داشتنی ژاپن را بیازماییم :
1. جمعیت انبوه بدون توجه به ادامه مراسم ، برای ربودن ژاکت چنان به جان هم افتادند که مراسم بهم خورد و صد نفر را به بیمارستان و ده نفر را به زندان فرستادند ، هنوز از سرنوشت ده ها تن اطلاعی در دست نیست !
2. هنوز پنج نفری که ژاکت در دستان آنها بود از پس هم برنیامده بودند که تعداد دیگری هم به صرف زور بازو وارد معرکه شدند .
3. دیگران به تماشا نشستند تا ببینند این 5 نفر چگونه با کشیدن ژاکت به این طرف و آنطرف ، آنرا تکه تکه کرده و هرکدام سهمی به خود اختصاص میدهند .
4. دیگران دخالتی نکردند ، 3 نفر کنار کشیدند و دو نفر آخر ( یک مرد و یک زن ) سعی کردند ژاکت را تصاحب کنند . زور مرد به زن چربید .
5. سه نفر کنار کشیدند ، مرد به احترام زن ، ژاکت را به او بخشید .
6.سه نفر کنار کشیدند ، مرد و زنی که باقی مانده بودند ، " سنگ ، قیچی ، کاغذ " بازی کردند و نهایتا زن برنده شد ، مرد با ادای احترام ژاپنی ( تعظیم ) ژاکت را محترمانه تقدیم زن نمود و زن هم با ادای احترام متقابل ، درحالیکه از خوشحالی گریه میکرد ژاکت را در دست گرفت .
7. در حین انجام مراسم ، زن را بصورت گروهی مورد تجاوز قرار دادند و ژاکت را تکه تکه کرده و هرکدام تکه ای را ربودند .
مسلما شما هم گزینه ششم را به عنوان اتفاقی که در مراسم افتاد انتخاب کرده اید ، اما حالا دوباره گزینه ها را بخوانید و بگویید اگر این مراسم در ایران یا در کشوری عربی انجام می شد ، کدام حالت روی می داد !
------------------------
پ.ن.
اگر در ایران چنین انقلابی روی دهد ، خامنه ای رویه کدام دیکتاتور را در پیش خواهد گرفت :
مثل مبارک بیمار می شود تا زنده بماند .
مثل قذافی تا روز آخر به مبارزه ادامه می دهد .
مثل بن علی ، دیکتاتور تونس ، فرار می کند .
به دشمن و بی بصیرت ها پناهنده خواهد شد !
توضیح :
منبع عکس ها : روزنامه BZ برلین
یکشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۰
گویا تاریخ ایران را از انتها نوشته اند !
529 ق. م. ، هخامنشیان :
250 م. اشکانیان :
وضع طبقاتی بین اقشار مردم : در جامعهٔ اشکانی پس از شاه و خاندان شاهنشاهی فرمانروایان و شاهان و پس از آنها نجبا و دیوانیان بلندپایه در مراتب بعدی قرار داشتند. پس از این گروهها بازرگانان و گروه بزرگ کشاورزان و پیشهوران بودند.
874 م. : سامانیان :( لطفا به پاورقی هم توجه کنید ! )
1501 م ، صفویان :
1170 هجری : قاجار :
1304 هجری ، پهلوی :
1357 هجری ، جمهوری اسلامی :
اعلام رسمی جامعه طبقاتی (با نگاهی به قانون اساسی می توان تفاوت قشر روحانیت با مردم عادی را دریافت ) ، دستور تجاوز ، شکنجه و قتل مخالفان ، اعلام نقش رهبر بعنوان جانشین خدا ، ترویج خرافات ، ترویج زبان و فرهنگ عربی ، حراج ثروت ملی و خاک ایران ، لغو قانون برابری انسانها ( بویژه زنان و مردان ) ، اعمال مجازات بدلیل خویشاوندی ، برده داری نوین : محرومیت شهروندان ( مانند بهاییان ) از تحصیل و کار ، تبعید ، دخالت در خصوصی ترین روابط اجتماعی مثل ازدواج و ...
ایران اولین کشوری بود که حقوق بشر را اعلام نمود و بنظر می رسد آخرین کشوری هم خواهد بود که به حقوق بشر احترام بگذارد !
____________
نکته ی مهمی که در مورد سامانیان باید ذکر شود :( باید از تذکر بجا و دقیق نق نقو تشکر کنم )
" سامانیان ایجادگر دومین نو ایرانگرائی تاریخ تمدن ایران بودند و در شکلگیری فرهنگ، تمدن و دانش در ایران پس از اسلام نقش بسزائی دارند. در دوره سامانیان، زبان فارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. با آن که سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار میبردند و آن را شعار وحدت خلافت میشمردند، امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران فارسی دری همچون رودکی «وفات در ۳۲۹ ق / ۹۴۰ - ۱ م» و دقیقی «حدود ۳۲۵ - ۷۰ ق / ۹۳۵ - ۸۰ م» از نخستین کسانی باشند که با گونهای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجه های محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند. این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسی نوین گسترش پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای ماندهاست.
شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۰
نقش بالاترین در نشر خبر
بعنوان مثال سخنان مهم آقای خامنه ای در مورد اعتراض به تشکیل مستقل فلسطین چنان بازتابی در این سایت داشت که تبدیل به موضوع داغ روز شد ، در حالیکه تا ساعت ها پس از آن ، سایت های بی بی سی ، دویچه وله و صدای امریکا هنوز نسبت به انتشار این خبر اقدامی نکرده بودند .
متاسفانه برخی اعضا با جهت گیریهای خاص و بصورت تیمی و گروهی به لینک هایی مشخص رای منفی می دهند ، یعنی دقیقا عملی را انجام می دهند که برخلاف سیاست اطلاع رسانی ( جامع ) این سایت می باشد .
دوستی آماری از لابی گری و باند بازی در سایت بالاترین ارائه داده که بسیار جالب ست ، برای دیدنش اینجا را کلیک کنید تا به استفاده تیمی و حزبی از سایت بالاترین پی ببرید .
امیدوارم همه ما قدم اول برای رسیدن به دموکراسی را تمرین کنیم : تحمل نظر مخالف !
بهرحال جا دارد به سهم خود از مدیران و مسئولان سایت بالاترین برای ایجاد چنین رسانه ای تشکر کنم ، نشر خبر و اطلاع رسانی ، پاشنه آشیل حکومت جمهوری اسلامی ست .
عزیزان دست اندرکار ، اعضای صبور و فعال بالاترین ، خسته نباشید !
سهشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۹۰
از مصونیت تا سلب صلاحیت !
هرچند این مصونیت صرفا روی کاغذ بود و بس ، اما حفظ ظاهر قضیه چنان مهم بود که هر دو حکومت استبدادی برای رعایت ظواهر جرات به لغو رسمی آن نداشتند .
اما حکومت ولایتی خامنه ای که چنان بی پروا از مطلقه بودن حکومت فقیه و کلیددار نظام بودن رهبری دم می زده ،طبیعتا جسارت آن را دارد تا صریحا از سلب مصونیت نمایندگانی که مداهنه گوی رهبری نیستند پرده برداشته و این عمل خلاف قانون را در دیکتاتوری فقیه ( بخوانید دیکتاتوری سفیه ) قانونمند کند .
با اینکه از این مجلس ( بخوانید مسجد ) شورا توقعی هم نمی رفت ، اما ببینید نگاه تمامیت خواهی و عدم صبوری در برابر غیر مطیعان به کجا رسیده که حتی تحمل سخن خودی هایی که خودشان نامشان را اعلام می کنند هم ندارند.
دایره فشار حکومت برای مهار ، از عامه ( مردم ) به خاصه ( فرهیختگان ، دانشجویان و فعالان ) ، و از خاصه به خواص بی بصیرت و حال به خواص با بصیرت و ذوب شده در ولایت تعمیم یافته ، همان خواص و ذوب شدگانی که برآمده از کودتای مورد علاقه رهبری بودند .
و همه این تکاپو نشان از دعوت به تشییع نظامی ست که هنرش قربانی کردندست پرورده های خود بوده و حال حذف دست نشاندگانش .
پنجشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۹۰
نگرش مثبت به اعدام !
نوجوانی که طبق قوانین ضد بشری جمهوری اسلامی هم نباید اعدام می شد . گفته می شود تعداد زیادی از هموطنان به تماشای مراسم رفته بودند و ضمن شکستن تخمه به دار آویختن نوجوان را تماشا می کردند .
پس از این ماجرا شاهد اعتراض بسیاری دیگر از هموطنان بودیم و این یعنی تحول !
خوشحالم که قشر عظیمی از جامعه مخالفت منطقی خود را با اعدام اعلام کرده اند . نگاه من به ماجرای قصاص این نوجوان از همین زاویه ست ، اعتراض نسل جوان به خشونت ، حتی خشونت اعمال شده بر مجرم !
فردای ایران بسیار روشن ست ، فردای ایران در دستان همین نسلی ست که خواهان آزادی و بدنبال احکامی انسانی و راه حل هایی دور از خشونت ست .
آفرین بر شما نسل فرهیخته ، ایرانمان مبارکتان باد که شما بخوبی شایستگی و توانایی خود را برای اداره آن نشان می دهید .
نسل امروز ما نسلی ست با قدرت تحمل بالا در تضارب آرا ، آزادیخواه و صلح جو .
در انقلاب سال 1357 ، نوجوانان والدین را با خود همراه کردند تا حکومت شاه را سرنگون کنند ، اما نوجوانان آنروز و والدین امروز ، سرخورده از انقلاب ، تماشای مرگ انسانیت را به تقلا در تغییر وضعیت ترجیح داده اند . حتی فشار کمرشکن اقتصادی هم نتوانسته قامت مردم را برای برانداختن حکومت فساد راست نماید .
جوانانی که اینگونه پرشور و منطقی و صبور بر هر خشونت و گزافه خواهی خط بطلان می کشند باید تمامی بحث ها را به خانه برند و سعی نمایند پدر و مادر سرخورده از 28 مرداد و 22 بهمن را نیز متقاعد به قیام کنند که ملت ایران تا به امروز تجربه ای بس پرهزینه و گزاف برای رسیدن به آزادی پرداخت کرده .
به جوانان وطنم افتخار می کنم .
یکشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۹۰
نشریه سه پنج و نقد اشعار رضا حیرانی
از این شماره قرار را بر این گذاشته ایم که در هر شماره ،یک شاعر،یک نویسنده،یک منتقد،یک مترجم،یک ادبیات در بیاوریم.بیاوریم به برایش،آوردن کنیم برایش،این شماره در آمده برای رضا حیرانی ست،او رو به روی چشم های شما قرار گرفته است،دارد سیخ به قرنیه شما نگاه می کند....
منتقدان شعر رضا حیرانی :
دکتر اسماعیل نوری علاء ، ناما جعفری ، سهراب رحیمی ، امید شمس ، مهدی اروند ، پیام فتوحیه پور ، علی عبدالرضایی ، حسین مکی زاده ، رویا تفتی ... و اشعاری از رضا .
دکتر اسماعیل نوری علا ء :
.... اما راست بگویم رضا حیرانی !
کتابت را یک نفس تا به آخر خواندم و الآن که این کلمات آسیمه سر را می نویسم هنوز مست لذت هوشیارساز آنچه هایی هستم که تو _ در تنهایی خویش _ بر روی کاغذ آورده ای تا بخوانمت و با تو ما شوم ، حتی اگر تو در ضیافت خوانندگانت غایب باشی .
راست بگویم ، حوصله نوشتن هم نداشتم .اما می بینم که سکوت در مقابل این مجموعه بالغ و رقصنده و کافر ، خیانت به همه عمری ست که در این راه طی شده است ... در تو تعادلی یافتم که سالها گم کرده بودم ... پس زنده باد تو ...
ناما جعفری :
رضا حیرانی زیر جهان زده ست با شاخی که از گاویش دارد .او در این شعرها مقابل تمام آدم های پفکی ایستاده است ....
امید شمس :
به طور قطع این بهترین چیزی ست که من از تو خوانده ام رضای عزیزم و به طور قطع یکی از بهترین هایی که در این دوره نوشته شده است .
مهدی اروند :
من واکنش ها به این شعر را عصبی می بینم ....فدای تو و غیرتی که در توست و در شاعران نیست ....
پیام فتوحیه پور :
... وقتی بی شک نمی شود کاری کرد همین قدر بی شک فرصتی ست به صاعقه ای می دهی تا آسمان و زمین را به عقد هم درآورد ...
علی عبدالرضایی :
... ول کن این گاو و گوسفندها که صفحه را صحن مسجد می خواهند . این مراقبه ..(!) .. شاعرانه را چند جلسه ادامه بده تا شعرت بی دخالت او نوشته شود .متاسفانه این شعر هفده صفحه ای را فقط تو می توانی بنویسی . پس بجنب .
سهراب رحیمی :
رضا خیرانی را با سایه هایش دوست دارم با همان جنونش و آسایشش که روانی ست گاهی که دلش میگیرد . گاهی که دلم میگیرد شعرهایش را می خوانم ، تسکین ست برایم تورق او . ملاقات من با او فقط در شعرهایش بوده ... در سطرهایی که رو به ویرانی ست ، برایش آرزوی جنون های بیشتری دارم ...
حسین مکی زاده :
بازهم نمونه عالی بیت ایرانی . شعر اعترافی و دستمایه ای از هنر پسماند ." شاشیدن به ... " اعتراض ست ، " شاشیدن به ... " مبارزه ست و عصیان اصالت شاشندگی است .
رویا تفتی :
.... معجزه ماست که معجزه ای نداریم ، چرا که تنها آنانی که امید به خویش ندارند نیازمند معجزه اند ...








