000
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران. نمایش همه پست‌ها

شنبه، بهمن ۱۱، ۱۴۰۴

نسل کشی یعنی از هر دوهزار ایرانی داخل کشور یک نفر


نسل کشی بی سابقه حکومت آخوندی علیه انقلاب ملی ایرانیان
اگر رازهای بیشتری برملا نشود و به فرض آنکه آمار قربانیان قتل عام حکومت جمهوری اسلامی از این بیشتر نشود ، بنا بر امار موجود از هر دوهزار ایرانی یک نفر توسط حکومت دینی به قتل رسیده
این اگر جنایت علیه بشریت و نسل کشی نیست ، چیست
چهل هزار ایرانی غیور و وطن پرست را قتل عام کردند تا حکومت دینی به غارت ثروت ملی و ناامنی در جهان ادامه دهد
دولتهای اروپایی احمقند که سکوت کرده اند تا این حکومت دوباره قدرت بگیرد تا شهروندن آنان را بکشد و گروگان بگیرد و به ریش آنها بخندد
حمایت از مردم بی سلاح اما شجاع داخل ایران نه یک فریضه ملی که یک وظیفه انسانی ست اگر ادعای انسانیت داشته باشیم

دوشنبه، مهر ۰۹، ۱۴۰۳

تقابل جمهوری اسلامی و اسراییل !!




در حالی که اسراییل به تار و مار کردن تروریست ها و قطع  دست و پای اختاپوس ترور مشغول است ، سیاستمداران دنیا از وقوع جنگ میان ایران و اسراییل واهمه دارند
آخوندها فقط هوچی گری را خوب یاد گرفته اند ، اینها مرد میدان جنگ نیستند ، نه بیضه مشارکت در جنگ را دارند و نه قدرت تامین هزینه ، نه تکنولوژی و نه حتی حماین مردمی و یا حداقل اطمینان از حضور هواداران پولکی وقاحت وقیح
اسراییل به خوبی از ضعف و ترس جمهوری اسلامی آگاه است و حتی نیک میداند درصورت حمله به خاک ایران ، آخوندها و آخوندک ها فراری خواهند شد

شنبه، اسفند ۱۲، ۱۴۰۲

اینجا غزه نیست ؛ اینها کودکان ایرانی دروطن خویش غریبند


اینجا سیستان و بلوچستان ست؛ درحالیکه بیش از ده روز در گل و سیل غوطه میخورند و کسی به داد آنها نمیرسد؛ حکومت برای رای جمع کردن هلی کوپتر به دامنه کوه ها میفرستد

باید نسل آخوند منقرض بشه حتی دیگه تغییر حکومت هم کافی نیست

پنجشنبه، تیر ۲۳، ۱۴۰۱

وریا را هم برنتافتند

وریا غفوری بدلیل حمایت از دختر آبی، اعتراضات مردمی و مصیبت زدگان آبادان بایکوت شد ، هیچ تیمی اجازه ندارد کا\یتان استقلال را به خدمت بگیرد، نه استقلال ُ نه س\اهان و نه فولاد خوزستان ، تلاش تیم ها با مخالفت اطلاعاتی ها بدون نتیجه ماند
باید منتظر شروع مسابقات و حضور تماشاگران در استادیوم ها باشیم تا از خجالت مزدوران و عوامل حکومتی در ایند
جرم وریا این بود که می گفت مردم ایران شایسته زندگی سعادتمندانه هستند







دوشنبه، خرداد ۰۲، ۱۴۰۱

چوب حراج بر سر میراث فرهنگی‌

ابراهیم رئیسی در جلسه هیات دولت درباره هفته میراث فرهنگی گفت: اگر میراث یک ملت در موزه قرار گیرد و بر آن قفل بخورد، ماندگار نخواهد بود 

وقتی‌ طلا را با تریلر به سوریه و عراق  میبردید تا بارگاه امامان و زینب را در کشورهای دیگر طلا پوش کنید باید فکر گدایی امروز را میکردید


پنجشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۱

ایرانیان برای سفرهای درون مرزی ( از یک شهر به شهری دیگر در داخل کشور ) باید قبلا اجازه بگیرند !

این چه حکومتی ست که رییس جمهورش برای سفر از یک شهر به شهری دیگر باید از همسایه عربی خود اجازه بگیرد !
چه لذتی دارد چنین حکومتی که اعتبار چند هزار ساله کشورش را کشوری که از من جوانتر ست ، زیر سوال می برد !
ولی فقیهی که ادعا دارد جهان به فرمان اوست کاش پاسخی برای  این بی حرمتی ، گستاخی و جسارت بی شرمانه امارات پیدا می کرد .
از همان زمانی که مردم تهران در مقابل سفارت امارات  جمع شدند تا به گستاخی این کشور در مورد خلیج فارس و سه جزیره ایرانی اعتراض کنند و در مقابل دیدگان اعضای سفارت این کشور ، پلیس مردم وطن دوست را به دلیل شعار " خلیج همیشه فارس " زیر شلاق و لگد گرفت ،امارات عربی  به خوبی دریافت که این حکومت هیچ دغدغه وطن ندارد و زمان برای گستاخی هایی اینچنین مناسب ست .
امروز هم امارات به نیکی دریافته با توجه به تشنج در خلیج فارس ، احتمال حمله نظامی به ایران ، تنگ شدن حلقه تحریم ها و برگزاری مذاکرات هسته ای ، جمهوری اسلامی چنان در تنگنا قرار گرفته که حاضر به قبول هر معاهده ننگینی ست تا شاید از بار فشار ها بکاهد .




چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۱

کشف محموله داروی اعتراف گیری به مقصد ایران

گمرک بن از صادرات داروی اعتراف گیری به مقصد ایران جلوگیری کرد . دست پلیسشان درد نکنه ، از قدیم گفتند یه سوزن به خودت بزن یه جوال به دیگری . 

اگر این آلمان یه روده راست در شکمش بود ، می تونست ابزار پلیس شورش را هم توقیف کنه تا بدست پلیس جمهوری اسلامی نرسه .
در مورد روش های اعتراف گیری در اطلاعات جمهوری اسلامی گفتنی ست که این سربازان گمنام وقتی کسی را دستگیر می کنند باید به هر وسیله ای که شده یه چیزی از طرف کشف کنند . مثلا از یکی خوششان نمیاد ، میرند میگیرنش بعد هی میزنند و میگند با کی رابطه داشتی ، کجا و از کی پول گرفتی و ....
تا اینکه طرف برای فرار از شکنجه بگه مثلاهفت سال پیش که دختر همسایه آمده بود دم پنجره یه نگاهی بهش کردم و همین را می کنند رابطه با نامحرم و هم زندگی این را بهم میریزند و هم زندگی دختر همسایه را !

یادم میاد یکی میگفت وقتی من را گرفتند ، اول زدند و هیچ نپرسیدند بعد گفتند چرا آدم کشتی ، گفتم من ؟ من اصلا تا حالا اسلحه ندیدم .
گفتند نه طرف نمرده ، فقط بگو اسلحه را کجا پنهان کردی !
بعد هی میزدند و از اسلحه رسیدند به اینکه ترتیب چند تا دختر و زن را دادی ، دیدند نمیشه راضی شدند به اینکه بگم چند تا نامحرم را بی حجاب دیدی و باز می زدند و می پرسیدند با چه کسانی در مورد فلان موضوع صحبت کردی ...
خلاصه نهایتا می شد یه پرونده با اتهامات کلیشه ای :
 رابطه نامشروع ( دیدن دختر همسایه در کوچه بهنگام رفتن سر کار )
جاسوسی ( وجود چند سنجاب در حیاط خانه که احتمالا با سنجاب های جاسوسی که در مرزها دستگیر شده بودند فامیل بودند )
دریافت پول از کشورهای حارجی ( وامی که از بانک یا شرکت گرفته شده ) ....

راستی یادم رفت ، وقتی هیچ چیزی از آدم بیرون نمی کشیدند ، پای خانواده به میان می آمد که الآن زنگ میزنیم تا همسر یا دخترت بیایند اینجا و ...

می ترسم از روزی که ورق برگردد ،چگونه می توان  مردمی را که جوان های خود را از دست داده اند ( آنهم با این وضعیت تجاوز و شکنجه ، آزار خانواده ، عدم تحویل جنازه و ... ) آرام کرد تا انتقام چنان ابعادی پیدا نکند که تمامیت ارضی کشور به خطر افتد . 


سه‌شنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۱

سال نو مبارک !

یکبار که برای تبریک سال نو به ناخدا ( میداف ) تلفن زدم ، به همسر مهربانش گفتم امیدوارم سالی به از این سالها در پیش داشته باشید و او پاسخ داد : امیدوارم سالی بدتر از سال گذشته نداشته باشیم !
هر سال دریغ از پارسال !
تبریک گفتن در شرایطی که امروز با آن مواجهیم کمی ثقیل و غیر منطقی بنظر می رسد اما تبریک می گوییم تا نوروز همچنان زنده بماند و زنده نگهمان دارد ، پس :
سال نو بر همه شما مبارک !

چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۰

روز زن ، روز شرمندگی جمهوری اسلامی !

هشتم مارس ۱۸۷۵ گروهی از زنان کارگر در امریکا برای بهبود وضعیت

شغلی خود به خیابانها آمدند که توسط پلیس مورد ضرب و جرح قرار گرفته

و تعداد بسیاری نیز دستگیر شدند.

پس از ۱۱۸ سال مبارزه در جهت احقاق حقوق نادیده گرفته شده ، در سال

۱۹۷۵ سرانجام سازمان ملل روز جهانی زن را به رسمیت شناخت .

فرارسیدن روز زن بهانه ای ست برای نگاهی گذرا به قوانین موجود در ایران

قوانینی که با وقاحت تمام حقوق انسانی زنان را سلب نموده و حاکی از

نگاه بی شرمانه ملایان به بانوان است.

کاش ملایان درک میکردند که این نوع نگرش نفی شان انسانی کسی ست

که آنان را متولد نموده ، نفی (حقوقی ) انسانیت شریک زندگی و سند بردگی

دخترانشان است.

با نفی حقوق انسانی زنان ، مردان انسانتر نمیشوند و با وضع چنین قوانینی

نه تنها ارج و قربی بدست نمی آورند که مردان نیز چون زنان از بام انسانیت فرو

می افتند.

نگاهی گذرا به قوانین خواهیم داشت که این تاکید بر نابرابری حقوق به معنی تائید

اصل قانون و تلاش برای موازنه سهم زنان و مردان نیست بویژه در زمینه احکام و

مجازات اسلامی ، بلکه فقط تلاشی ست در جهت بیان نوع نگرش و دید ملایان

به زن.

سوای حقوق نانوشته که در جامعه بوضوح عیان است ماننند تعرض جنسی زنان

و آزار توسط همسر و خانواده شوهر ، سوءاستفاده جنسی و محدودیتها ی اجتماعی

رهبران جامعه ایران با وقاحت تمام چنین وضع نموده اند :

قانون اسای اصل ۲۱ در شرح وظایف دولت در حمایت از زنان بگونه ای ترسیم شده

که از آنان فقط بعنوان مادر و همسر یاد میشود .

در اصل ۴۱ تاکید بر حق تابعیت برای زن و مرد دارد اما در عمل تابعیت زنان وابسته به

شوهر است .

اصل ۱۱۵ بحث برانگیز ترین مورد در قانون اساسی ست که زنان را از دستیابی به

پست ریاست جمهوری محروم میسازد و بر همین روال قانون نانوشته در مورد رهبری

است.

در قانون مجازات اسلامی بوضوح می بینیم انسانها در ایران طبقه بندی شده اند

جالب اینکه تصویب و اجرای این قوانین که برگرفته از هزاره پیش است در جامعه ای

اعمال میشود که هزاران سال پیش منادی حقوق بشر و منکر ضد ارزشها بوده است.

در مجازات اسلامی در ماده ۴۹ و در تعریف اطفال (جهت برائت از جرم ) سن آنها را

سن بلوغ تعیین نموده و توضیح آمده سن بلوغ پسر ۱۵ و سن بلوغ دختر ۹ سال

تمام است بع تعبیر دیگر اگر پسری در ۱۴ سالگی جرمی را مرتکب شود از مجازات

مبراست اما همین جرم را اگر دختری ۱۰ ساله انجام دهد ، مجرم شناخته خواهد

شد.

در ماده ۷۴ و ۷۶ به صراحت شهادت زنان نفی شده و در مواردی دیگر ، شهادت زنان

بدون همراهی شهادت مردان فاقد اعتبار خوانده شده.

همچنین است در قانون ۱۱۹ (لواط ) ۱۳۷ ( قواعدی ) و ۱۸۹ (محاربه و افساد فی

الارض) که شهادت زنان را فاقد ارزش میداند حتی با همراهی شهادت مردان نیز

شهادت آنان فاقد ارزش توصیف میشود که تنها شهادت مردان پذیرفتنی ست.

در نادیده گرفته شدن شهادت زنان آنگاه پی به اهمیت ماجرا می بریم که تصور

کنیم در حضور تعدادی از زنان ، مردی به زنی تجاوز کند و اموالش را به سرقت برد

در مراجعه به دادگاه ، قاضی با استناد به همین قوانین ، تنها با لبخندی کریه حکم

به برائت متجاوز خواهد داد.

واگر زن در مقابله با متجاوز مصر بر تجاوز و به قصد دفاع خشونتی به خرج دهد که

منجر به کشته شدن متجاوز گردد ، زن محکوم به قصاص خواهد شد درصورتی که

اگر مردی همسرش را همبستر با مرد دیگری ببیند طبق قانون مجاز به قتل زن

خواهد بود. مواد : ۱۰۰۵ و ۱۱۱۴ و ۱۱۱۵ .

تفاوت پرداخت دیه از جمله موارد مضحک قانون مجازات اسلامی است .

ماده ۲۰۰ تصریح به آن دارد که دیه قتل زن مسلمان نصف دیه قتل مرد مسلمان

است و در ماده ۳۰۱ دیه زن اگر به ثلث کامل برسد ، باز هم بیش از نیمی از دیه

مرد نخواهد بود .

در قانون مدنی موضوع بگونه ای دیگر حکایت از دید غیر انسانی به زنان دارد حتی

زنانی که بدلیل مادر بودن ظاهرا بایستی مورد تکریم قانون قرار بگیرند.

از موارد کلی چون حق طلاق و مهریه و .. که بگذریم به مواردی میرسیم که آزادی

انسانی از نان گرفته میشود.

زنان به مجرد ازدواج استقلال و آزادی خود را پیشکش شوهران میکنند بگونه ای که

برای خروج از کشور و حتی خروج از خانه نیاز به مجوز دارند !

حضانت فرزندان بدون توجه به شرایط والدین به پدر سپرده شده و مضحک تر اینکه

به فرض مجرم بودن پدر یعنی حتی اگر پدر خانواده قاتل ، مفسد ، معتاد ، و فاقد

هرگونه ارزشهای انسانی باشد بگونه ای که از دید قانون ملایان هم مستوجب

مجازاتی سنگین شناخته شود ، باز هم حق حضانت از او ساقط نمیشود .

به بیان دیگر بنا بر قانون موجود ، پدر معتاد از مادر فرهیخته شایستگی بیشتری

برای نگهداری و تربیت فرزندان دارد.

به فرض اتهام قتل و درصورتی که مردی به اعدام محکوم شود ، باز هم مادر برای

سرپرستی فرزندانش لیاقت نخواهد داشت و حضانت به پدر مرد و بعد از او به جد

پدری خواهد رسید .

زن پس از ازدواج در مورد محل اقامت و سکونت ، یعنی شهر و محله و نیز نوع

منزل باید تابع شوهر باشد .

زن برای ادامه تحصیل و کار نیاز به اخذ مجوز شرعی توسط شوهر دارد که اگر شوهر

تحصیل یا کار را خلاف شان خود بداند ! برابر قانون این حق مسلم از زن سلب میشود.

قانون ۱۱۱۷ صریحا به این موضوع اشاره دارد

طبق قانون مدنی ۱۱۰۵ ریاست خانواده بر عهده شوهر است ، شاید وضع همین

قانون چنین دست و پای قانونگذار را برای تبعیض ها باز گذاشته .

مورد دیگر مسئله تمکین زن از شوهر است که بجز موارد فوق ، در زمینه جنسی

و سکس که قاعدتا بایستی هردو طرف از آمادگی لازم برخوردار باشند ، چنانچه

زن در هر شرایط و زمان خود را تسلیم رئیس خانواده نکند ، عدم تمکین محسوب

که عواقب ناشایستی در انتظارش خواهد بود و جالب این که در صورتی که زن از

شوهر تمکین نکند ، پرداخت نفقه از مرد ساقط میگردد .

در جوامع آزاد و مترقی نمونه این قانون را تنها میتوان در فاحشه خانه ها یافت !

تعدد زوجات ، عقد موقت ، نگهداری عده حتی بدون سکس ،حجاب ، محرومیت از

مدیریت کلان (مگر در موارد استثنا) ، سهمیه بندی دانشگاهها و .. بسیاری دیگر

از دیگر مواردی ست که نشان از شهروند درجه دومی زنان دارد .

در انتها تاکید میکنم که بازگو نمودن این قوانین بمنزله تائید آنها بویژه در مجازاتهای

اسلامی نیست که صرف تصویب و اجرایشان حکایت از بازگشت دوره جاهلیت دارد

بلکه سعی نموده ام دید و نگرش ملایان و قانونگذاران ایران را به زنان ترسیم کنم.

کاش می فهمیدند تنها در صورتی انسان شناخته میشوند که تائید کنند از انسان

زاده شده اند و حقوق انسانی مادر خود را به رسمیت شناسند .

کاش شریک زندگی خود را انسان میدانستند و برای دخترانشان حریم انسانی

قائل می شدند.

کاش باور میکردند با کوچک کردن زنان ، خود بزرگ نمی شوند !

--------------------

این نوشته در تاریخ هفدهم اسفند سال 1386 منتشر شد و بدا به حال ما که هنوز روال بر همین منوال باقی ست !

شنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۰

شروع هشتمین سال فعالیت سایت انتگراسیون

سایت وزین و مفید انتگراسیون وارد هشتمین سال فعالیت خود شد . این سایت که به نقد حقوق بشر ( بویژه در ایران و آلمان ) می پردازد ، همواره با ارائه راهکارهای حقوقی ، عملی و مشاوره های رایگان سهمی بسزا در افشای مظالم ظالم و دفاع از مظلومان ( بخصوص پناهندگان و مهاجرانی که بدلیل عدم آشنایی به مبانی حقوقی دچار سردرگمی هستند ) برداشته .
ضمن تبریک به گردانندگان این سایت ، امیدوارم فعالیت عزیزان همچون گذشته پربار و فراگیر باشد .
دوستان عزیزی که به هر نحوی با مشکلات حقوقی ( حقوق بشر ، پناهندگی و مهاجرت ) مواجه هستند می توانند از مطالب آموزنده و راهنمایی های حقوقدانان این سایت برخوردار شوند .
به امید روزهایی که تلاش همه منتقدین جمهوری اسلامی و مدافعین حقوق بشر به بار نشیند .

سه‌شنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۰

و اجازه دادیم مسئولین کارشان را انجام دهند : تحریم نفت و بانک مرکزی !

ترس آشکار مسئولین جمهوری اسلامی و صدور بیانیه های متعدد با وجه مشترکی جالب : مردم اروپا و دیگر نقاط جهان دچار مشکل خواهند شد !
در پی تعیین زمانبندی تحریم خرید نفت از جمهوری اسلامی توسط اروپا ، چنان ترس بر غاصبان ایران مستولی شده که هرکدام با صدور بیانیه ای ،تلاش نموده تا هراس و لرزش خود را بصورت هشدار به مردم اروپا منتقل کند !
وجه مشترک متن بیانیه ها هشدار به مردم اروپاست ، گویی مسئولین جمهوری اسلامی تصور می کنند مردم اروپا شعارها و تهدیدهای آنان را باور خواهند کرد .
قسمتهایی از این اطلاعیه ها را با هم مقایسه می کنیم :

وزارت امور خارجه :
شورای وزیران امور خارجه اتحادیه اروپایی در نشست روز دوشنبه سوم بهمن ماه و در ادامه سیاست‌های غیر قانونی (!) خود، تصمیماتی غیر منطقی و توجیه ناپذیر (!) در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرد.
جمهوری اسلامی ایران با محکوم کردن این حرکت غیراصولی و با تاکید مجدد بر سیاست‌های مسئولانه خود مبنی بر تنظیم روابط با کشورهای جهان بر اساس حقوق و مقررات بین‌المللی و اصل احترام متقابل (!) معتقد است که این تصمیمات آثار و پیامدهای ناگواری برای مردم اروپا و دیگران خواهد داشت.
به نظر می‌رسد اتحادیه اروپایی ... به منظور فرافکنی مشکلات اقتصادی و اجتماعی خود در صدد انحراف افکار عمومی از بیداری عدالت‌خواهانه مردمی و جنبش ضد تبعیض و سرمایه‌داری توسط فضاسازی‌های غیر واقعی است.

وزارت نفت :
اتحادیه اروپا با تحریم نفت ایران عملا نفت، این ابزار غیرسیاسی را وارد بازی‌ها و مطامع سیاسی کرده و قطعا تبعات این تصمیم عجولانه به‌غیر از اروپا، کشورهای دیگر جهان را نیز متاثر خواهد ساخت.

فارس به نقل از بلومبرگ نيز نوشت: با اعلام تحریم فازبندی شده نفت ایران توسط اتحادیه اروپا، قیمت نفت در بازارهای جهانی رو به افزایش گذاشت.

گویا با تحریم خرید نفت از جمهوری اسلامی تمام کشورهای جهان وارد بحران می شوند الا ایرانی که بزرگترین منبع تحصیل درآمد خود را از دست می دهد !
برخلاف گفته وزارت نفت جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی تنها 18 درصد از خریداران نفت خود را از دست می دهد ، باید اشاره کرد که ژاپن ، کره جنوبی و حتی چین هم با اتحادیه اروپا هماهنگ عمل خواهند کرد و از سوی دیگر کلیه شرکتهای نفتی خریدار نفت جمهوری اسلامی از ترس مجازاتهای بین المللی و تحریم معامله با آنها از سوی جامعه جهانی ، مجبور خواهند شد تا معاملات نفتی خود را با جمهوری اسلامی متوقف کنند .

با توجه به اینکه تحریم بانک مرکزی جمهوری اسلامی نیز در دستور کار اتحادیه اروپا و امریکا قرار دارد ، می توان بسادگی آینده آشفته و تیره نظام از هم گسیخته جمهوری اسلامی را از هم اکنون ترسیم نمود ، مضافا اینکه وضعیت اقتصادی فعلی جمهوری اسلامی در لبه تیغ قرار دارد ، نرخ سکه و دلار چنان سر به فلک کشیده شده که تاکنون سابقه نداشته .
با افزایش بی سابقه نرخ ارز و ، تمامی کالاهای اساسی مردم افزایش قیمتی چشمگیر خواهند داشت .
جمهوری اسلامی اعتباری هم در صحنه بین المللی ندارد تا بر تکیه بر آن بتواند کالاهای مورد نیاز خود را به چند برابر قیمت خریداری کند ، در اوایل انقلاب و به سبب شعارهای انقلابی ، جمهوری اسلامی دارای وجهه ای نزد افکار عمومی بود تا برخی دولتها و شخصیت ها ریسک معامله با جمهوری اسلامی را بپذیرند اما امروز سیاستهای غیر انسانی و خارج از عرف بین المللی حکومت حاکم ، چنان افکار عمومی دنیا را تحریک نموده که حتی به فرض وجود وجه نقد ، دلالان جمهوری اسلامی در بازارهای سیاه جهانی هم سرگردان خواهند بود .

و نکته آخر اینکه ، پیش بینی مسئولین اتحادیه اروپا گویا متاسفانه تحقق می پذیرد : در طی سه ماه بعد از آغاز تحریم ها ، مردم برای خرید مایحتاج خود ، صف های چند هزار نفری تشکیل خواهند داد .

و هنوز این جمله خامنه ای در گوشمان تکرار می شود : ( در پی اعتراض به اختلاس و دزدی نزد مسئولین ) بی جهت شلوغش نکنید و اجازه دهید مسئولین کارشان را انجام دهند !

یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰

یک گلشیفته و این همه شیفته آشفته

اصلا دلم نمی خواست در مورد حرکت گلشیفته فراهانی چیزی بنویسم ، دلیلی ندارد که کسی بخود اجازه دهد در مورد او قضاوت کند ، اما امان از حرف مردم !
فیلم و عکسی که در سایت فیگارو و سایتهای مختلف ( و بویژه فارسی ) پخش شد ، حرکتی بود که از سوی چند هنرمند با ملیتهای مختلف اجرا شد ، هیچ کدام از این هنرمندان اعتراضی نشنید الا گلشیفته ای که ایرانی بود و شیفته های " من " را آشفته کرد که " من بدم آمد ، پس نقد می کنم ، توهین می کنم " ، یکی هم نگفت به جهنم که بدت آمد !
آنچنان شلوغش کردند که در مورد دزدی 3 هزار میلیاردی جنجال نکردند . پدر و مادرش به عزا نشستند و به دروغ متوسل شدند .

من قضاوتی در مورد کار گلشیفته نمی کنم ، چرا که اصولا نباید کسی به خود اجازه دهد در مورد حرکتی که فردی یا در راستای عملی جمعی ست ،قضاوتی نماید مادام که این عمل به شخصی حقیقی یا حقوقی زیانی وارد نساخته .
گلشیفته هرچه کرد با خود کرد و بخاطر هدفی که مطمئنا برایش گرانبها بود ، به من و تو چه !
اینکه برخی ایرانیان غیرتشان به جوش آمده از سر نفهمی معنای غیرت ست که باید برای خاک وطن به خرج داد و الا زن و مادر و خواهر و حتی دختر که ملک کسی نیست تا بخواهد برای آنان بزرگتری کند .
دست از سر گلشیفته بردارید ، هر ایرانی مجاز ست تا هرچه می خواهد انجام دهد .

دختری در کنسرت انریکو آویزان او شد و در این بین بند سینه بندش رها شد !
وای که با او چه کردند این ملت غیور !
درحالیکه من به وجودش هنوز افتخار می کنم که در آن صحنه که از خود بیخود شده بود و خود را فراموش کرده بود ، بازهم نام وطن را از یاد نبرده و در میان جمعیت عظیمی که قاعدتا از اسم ایران نفرت داشتند با صدای بلند خود را ایرانی معرفی کرد . احسنت به غیرتش !

یاد بگیریم برای هر کسی ارزشی برابر با یک انسان آزاد قایل شویم ، یاد بگیریم خاله بازی ها را رها کنیم ، یاد بگیریم برای هم ارزش قایل شویم .
یاد بگیریم کسی را بدلیل انجام عملی که مورد میل ما نیست ، باز خواست نکنیم .
یاد بگیریم برای هم و بیش از آن برای نظرمان : ارزش قایل شویم !

چهارشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۹۰

گفتگو با دختر عبدالفتاح سلطانی (وکیل دربند) و علی صمدی ( از برگزار کنندگان کنفرانس نگاهی به درون ایران )

در کنفرانس نگاهی به درون ایران ، در برلین ، فرصتی بدست آمد تا با دختر عبدالفتاح سلطانی گفتگویی داشته باشیم . سلطانی بدلیل فعالیت هایش در زمینه حقوق بشر جوایز بین المللی را کسب نموده و این گناهی ست نابخشودنی از دید حکومتی که اساس خود بر نقض متنوع و آشکار حقوق انسانی شهروندانش بنا نهاده .

علی صمدی کارگردان ایرانی مقیم برلین ، از برگزار کنندگان کنفرانس نگاهی به درون ایران بود که با دعوت از شخصیت های شناخته شده و مطرح ایرانی ، توجه جامعه آلمان را بار دیگر به مسایل و وقایع روز جامعه ایران جلب نمود .


شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۰

مصاحبه با دکتر فریدون خاوند

فریدون خاوند ، اقتصاد دان برجسته ایرانی در همایش نگاهی به درون که از سوی انجمن شفاف سازی ایرانیان برلین برپا شده بود شرکت کرد .
فر صت را مغتنم شمردیم و با وی گفتگویی انجام دادیم . فریدون خاوند با احاطه ای درخور توجه بر مسایل اقتصادی ، شرایط حاکم بر ایران را توضیح داد .
وی در مورد تهدید تهاجم خارجی و تحمیل تحریم ها و تاثیر آن بر زندگی مردم توضیحاتی داد که شنیدنی ست .
همچنین دکتر خاوند در مورد دلیل عدم تاثیر قطعی تحریم ها بر حکومت حاکم بر ایران سخن گفت .
از وی پرسیدم با توجه به ممنوعیت سفر مقامات جمهوری اسلامی ، حمایت دولتهای چین و روسیه ، نقش امارات در مراودات اقتصادی جمهوری اسلامی و نبود وحدت در مورد تحریم ها ، چه آینده ای را در مورد تاثیر تحریم ها پیش بینی می کند .
از وی سوال کردم چرا نگاه غرب به مسایل ایران ، نگاهی انسانی نیست ( عدم توجه به مسایل حقوق بشر و استفاده ابزاری از جنبش مردم برای تهییج افکار عمومی در حمایت از تحریم ها برای جلوگیری از دسترسی جمهوری اسلامی به تکنولوژی بمب هسته ای ) آیا تحریم ها باعث نخواهد شد تا جنبش مردم به خشونت گرایش پیدا نماید ؟
دکتر خاوند با توجه به ضیق وقت با بردباری بسیار به سوالات پاسخ داد.





شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۰

ما و عرب ها و دموکراسی !

روزنامه BZ برلین عکس هایی از زمان دستگیری قذافی منتشر کرده که حاکی از زنده بودن وی در زمان دستگیری ست . سر کار با دوست تایلندی صحبت می کردم . گفتم هنوز فاصله ی بعیدی مانده تا ما جهان سومی ها بتوانیم به دموکراسی دست یابیم .
عکس های قذافی را نشانش دادم و گفتم دیکتاتور زنده بود ، اما بجای اینکه او را تحویل دادگاه دهند ، خودشان قاضی شدند و مامور اجرای حکم .
می دانی اگر زنده می ماند چه رازهایی فاش می شد و چه اعتباری جنبش مردم لیبی بدست می آورد که با قاتل مردمش با انسانیت رفتار شده .
فیلم های منتشر شده حاکی از سرقت کفش دیکتاتور پس از دستگیری و پاره کردن لباس او پس از قتلش می باشد !


گفت قذافی آنقدر جنایت کرده بود که قتل او طبیعی ترین عکس العمل مردم بشمار می رود .

قذافی کشته شد تا رازها فاش نشود ، تا همه باور کنیم نباید از نهال جنبش های منطقه توقع میوه آزادی داشت !

گفتم تصور کن خامنه ای روزی در چنین وضعیتی دستگیر شود ، تصور نمی کنم سرنوشت بهتری برای او بتوان درنظر گرفت اما مسئله این ست که اگر بنا باشد ما بدلیل نفرت از کسی ، وی را به قتل برسانیم ، چه تفاوتی بین عملکرد دیکتاتور و ما وجود خواهد داشت ، هر دوی ما بنا به تصمیم شخصی و بدون لحاظ شرایط انسانی حکم به قتل مخالف داده ایم !
مسئله این نیست که بخواهیم ژست روشنفکری بگیریم و بگوییم باید جنایتکار را به دادگاه تحویل داد یا با اعدام مخالفیم حتی اعدام دشمن !
خامنه ای هم مثل قذافی بسیاری از جوانان بی گناه و حقیقت جوی ایرانی را در خیابان ( و حتی بدون تشکیل دادگاه های نمایشی جمهوری اسلامی ) به قتل رسانده .مسلما جنایات خامنه ای ، قذافی ، اسد و ... به حدی ست که " جنایت علیه بشریت " کمترین اتهام آنها خواهد بود اما ...
اگر بنا باشد به دموکراسی برسیم باید میزان تحمل خود را بالا ببریم . باید قبول کنیم هیچکس اجازه ندارد وارد محدوده مسئولیت های قانونی دیگری شود ، باید بپذیریم که قرار نیست خواسته های ما همیشه اجرا شود .

یادمان نرفته در مصر و در زمان تظاهرات علیه مبارک ، گزارشگر زن امریکایی را در مقابل چشم هماکارانش مورد تعرض وحشیانه دستجمعی قرار دادند و در موردی دیگر ، زن هموطن خود را که در پا به پای مردان علیه مبارک به خیابان آمده بود مورد تجاوز گروهی قرار دادند و پس رها کردنش گفتند ببخشید ، ما مردیم دیگه و ... به کسی چیزی نگو که انقلاب لکه دار می شود !

برای دوست تایلندی خود تعریف کردم که تلویزیون آلمان گزارشی از سفر سباستین وتل ( قهرمان فرمول یک ) به ژاپن را پخش می کرد .


در صحنه ای سباستین وتل ژاکت خود را به میان جمعیت انبوه هوادارن خود پرت کرد . ناگهان صدها دست برای ربودن ژاکت قهرمان محبوبشان به هوا برخاست تا شاید ژاکت را برباید .
ژاکت نهایتا بین 5 نفر فرود آمد که هرکدام تلاش می کردند آنرا از آن خود کنند . قبل از آنکه ببینیم سرنوشت این ژاکت چه شده ، بد نیست میزان شناخت خود از مردم دوست داشتنی ژاپن را بیازماییم :
1. جمعیت انبوه بدون توجه به ادامه مراسم ، برای ربودن ژاکت چنان به جان هم افتادند که مراسم بهم خورد و صد نفر را به بیمارستان و ده نفر را به زندان فرستادند ، هنوز از سرنوشت ده ها تن اطلاعی در دست نیست !
2. هنوز پنج نفری که ژاکت در دستان آنها بود از پس هم برنیامده بودند که تعداد دیگری هم به صرف زور بازو وارد معرکه شدند .
3. دیگران به تماشا نشستند تا ببینند این 5 نفر چگونه با کشیدن ژاکت به این طرف و آنطرف ، آنرا تکه تکه کرده و هرکدام سهمی به خود اختصاص میدهند .
4. دیگران دخالتی نکردند ، 3 نفر کنار کشیدند و دو نفر آخر ( یک مرد و یک زن ) سعی کردند ژاکت را تصاحب کنند . زور مرد به زن چربید .
5. سه نفر کنار کشیدند ، مرد به احترام زن ، ژاکت را به او بخشید .
6.سه نفر کنار کشیدند ، مرد و زنی که باقی مانده بودند ، " سنگ ، قیچی ، کاغذ " بازی کردند و نهایتا زن برنده شد ، مرد با ادای احترام ژاپنی ( تعظیم ) ژاکت را محترمانه تقدیم زن نمود و زن هم با ادای احترام متقابل ، درحالیکه از خوشحالی گریه میکرد ژاکت را در دست گرفت .
7. در حین انجام مراسم ، زن را بصورت گروهی مورد تجاوز قرار دادند و ژاکت را تکه تکه کرده و هرکدام تکه ای را ربودند .

مسلما شما هم گزینه ششم را به عنوان اتفاقی که در مراسم افتاد انتخاب کرده اید ، اما حالا دوباره گزینه ها را بخوانید و بگویید اگر این مراسم در ایران یا در کشوری عربی انجام می شد ، کدام حالت روی می داد !

------------------------
پ.ن.
اگر در ایران چنین انقلابی روی دهد ، خامنه ای رویه کدام دیکتاتور را در پیش خواهد گرفت :
مثل مبارک بیمار می شود تا زنده بماند .
مثل قذافی تا روز آخر به مبارزه ادامه می دهد .
مثل بن علی ، دیکتاتور تونس ، فرار می کند .
به دشمن و بی بصیرت ها پناهنده خواهد شد !

توضیح :
منبع عکس ها : روزنامه BZ برلین

یکشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۰

گویا تاریخ ایران را از انتها نوشته اند !

وقتی نگاهی به تاریخ ایران می کنیم ، درمی یابیم که انگار این تاریخ را از ته به سر نوشته اند !

529 ق. م. ، هخامنشیان :

کوروش :صدور اولین اعلامیه حقوق بشر ، آزادی ادیان ، برابری انسانها ، لغو مجازات بدلیل خویشاوندی ، آزادی بردگان ، جلوگیری از قتل دشمنان و ترویج بخشش ...

250 م. اشکانیان :
وضع طبقاتی بین اقشار مردم : در جامعهٔ اشکانی پس از شاه و خاندان شاهنشاهی فرمانروایان و شاهان و پس از آنها نجبا و دیوانیان بلندپایه در مراتب بعدی قرار داشتند. پس از این گروه‌ها بازرگانان و گروه بزرگ کشاورزان و پیشه‌وران بودند.

874 م. : سامانیان :( لطفا به پاورقی هم توجه کنید ! )
فارسی نوین به خط عربی نوشته شد و رفته رفته هر چه بیشتر واژه‌های عربی به آن راه یافت ..

1501 م ، صفویان :
القای نقش پادشاه بعنوان رهبر مذهبی ، ایجاد روحانیت برای اشاعه دین دولتی ،ترویج خرافات در تصمیم گیری های دولتی ( استخاره ! ) ...

1170 هجری : قاجار :
آغامحمدخان با تصرف شهر شیراز دست به کشتار کسانی که از دودمان زند بودند زد، پسران لطفعلی خان را اخته نمود و دستور تجاوز جنسی به زن باردار و دختر لطفعلی خان زند و دیگر زنان این دودمان را داد.

پادشاهان قاجار : تبلیغ نقش پادشاه بعنوان نقطه ثقل جهان ( قبله عالم ) ، حراج سرزمین ایران ، شکست در عرصه های بین المللی ، ترویج خرافات ...

1304 هجری ، پهلوی :
ایجاد سازمان اطلاعات و امنیت ( ساواک ) ، بزرگنمایی نقش پادشاه ، تاکید بر اهمیت نقش شاه در تحولات جهانی ، ...

1357 هجری ، جمهوری اسلامی :
آنچه خوبان همه دارند ، تو یکجا داری :

اعلام رسمی جامعه طبقاتی (با نگاهی به قانون اساسی می توان تفاوت قشر روحانیت با مردم عادی را دریافت ) ، دستور تجاوز ، شکنجه و قتل مخالفان ، اعلام نقش رهبر بعنوان جانشین خدا ، ترویج خرافات ، ترویج زبان و فرهنگ عربی ، حراج ثروت ملی و خاک ایران ، لغو قانون برابری انسانها ( بویژه زنان و مردان ) ، اعمال مجازات بدلیل خویشاوندی ، برده داری نوین : محرومیت شهروندان ( مانند بهاییان ) از تحصیل و کار ، تبعید ، دخالت در خصوصی ترین روابط اجتماعی مثل ازدواج و ...


ایران اولین کشوری بود که حقوق بشر را اعلام نمود و بنظر می رسد آخرین کشوری هم خواهد بود که به حقوق بشر احترام بگذارد !
____________
در مورد سلسله های حاکم بر ایران کمال بی انصافی ست اگر از نقش بارز برخی از پادشاهان در وحدت و یکپارچگی کشور ، اعتلای فرهنگ ، هنر و زبان فارسی ، رفاه اقتصادی و امنیت اجتماعی مردم ... و بسیاری خدمات دیگر چشم پوشی کنیم . در این فرصت تنها قصد آنرا داشتم تا بگویم جمهوری اسلامی از هر سلسله ای خبیث ترین و پلید ترین صفات را به ارث برده !
نکته ی مهمی که در مورد سامانیان باید ذکر شود :( باید از تذکر بجا و دقیق نق نقو تشکر کنم )
"
سامانیان ایجادگر دومین نو ایرانگرائی تاریخ تمدن ایران بودند و در شکل‌گیری فرهنگ، تمدن و دانش در ایران پس از اسلام نقش بسزائی دارند. در دوره سامانیان، زبان فارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. با آن که سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار می‌بردند و آن را شعار وحدت خلافت می‌شمردند، امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران فارسی دری همچون رودکی «وفات در ۳۲۹ ق / ۹۴۰ - ۱ م» و دقیقی «حدود ۳۲۵ - ۷۰ ق / ۹۳۵ - ۸۰ م» از نخستین کسانی باشند که با گونه‌ای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجه ‏های محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند. این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسی نوین گسترش پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای مانده‌است.

شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۰

نقش بالاترین در نشر خبر

امروز سایت بالاترین نقش غیرقابل انکاری در نشر اخبار دارد. صرفنظر از برخی کاستی ها باید اعتراف نمود که بالاترین سریعترین و بهترین سایت جامع برای دسترسی به اخبار روز ( و حتی لحظه ای ) ست .
بعنوان مثال سخنان مهم آقای خامنه ای در مورد اعتراض به تشکیل مستقل فلسطین چنان بازتابی در این سایت داشت که تبدیل به موضوع داغ روز شد ، در حالیکه تا ساعت ها پس از آن ، سایت های بی بی سی ، دویچه وله و صدای امریکا هنوز نسبت به انتشار این خبر اقدامی نکرده بودند .
متاسفانه برخی اعضا با جهت گیریهای خاص و بصورت تیمی و گروهی به لینک هایی مشخص رای منفی می دهند ، یعنی دقیقا عملی را انجام می دهند که برخلاف سیاست اطلاع رسانی ( جامع ) این سایت می باشد .
دوستی آماری از لابی گری و باند بازی در سایت بالاترین ارائه داده که بسیار جالب ست ، برای دیدنش اینجا را کلیک کنید تا به استفاده تیمی و حزبی از سایت بالاترین پی ببرید .
امیدوارم همه ما قدم اول برای رسیدن به دموکراسی را تمرین کنیم : تحمل نظر مخالف !
بهرحال جا دارد به سهم خود از مدیران و مسئولان سایت بالاترین برای ایجاد چنین رسانه ای تشکر کنم ، نشر خبر و اطلاع رسانی ، پاشنه آشیل حکومت جمهوری اسلامی ست .
عزیزان دست اندرکار ، اعضای صبور و فعال بالاترین ، خسته نباشید !

سه‌شنبه، مهر ۰۵، ۱۳۹۰

از مصونیت تا سلب صلاحیت !

نمایندگان مجلس چه در زمان شاه و چه در زمان جمهوری اسلامی ، حداقل روی کاغذ ، از مصونیت سیاسی برخوردار بودند تا بدون ترس از مجازات بتوانند از حقوق شهروندان و موکلانشان دفاع کنند .
هرچند این مصونیت صرفا روی کاغذ بود و بس ، اما حفظ ظاهر قضیه چنان مهم بود که هر دو حکومت استبدادی برای رعایت ظواهر جرات به لغو رسمی آن نداشتند .
اما حکومت ولایتی خامنه ای که چنان بی پروا از مطلقه بودن حکومت فقیه و کلیددار نظام بودن رهبری دم می زده ،طبیعتا جسارت آن را دارد تا صریحا از سلب مصونیت نمایندگانی که مداهنه گوی رهبری نیستند پرده برداشته و این عمل خلاف قانون را در دیکتاتوری فقیه ( بخوانید دیکتاتوری سفیه ) قانونمند کند .
با اینکه از این مجلس ( بخوانید مسجد ) شورا توقعی هم نمی رفت ، اما ببینید نگاه تمامیت خواهی و عدم صبوری در برابر غیر مطیعان به کجا رسیده که حتی تحمل سخن خودی هایی که خودشان نامشان را اعلام می کنند هم ندارند.
دایره فشار حکومت برای مهار ، از عامه ( مردم ) به خاصه ( فرهیختگان ، دانشجویان و فعالان ) ، و از خاصه به خواص بی بصیرت و حال به خواص با بصیرت و ذوب شده در ولایت تعمیم یافته ، همان خواص و ذوب شدگانی که برآمده از کودتای مورد علاقه رهبری بودند .
و همه این تکاپو نشان از دعوت به تشییع نظامی ست که هنرش قربانی کردندست پرورده های خود بوده و حال حذف دست نشاندگانش .

پنجشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۹۰

نگرش مثبت به اعدام !

قاتل داداشی اعدام شد !
نوجوانی که طبق قوانین ضد بشری جمهوری اسلامی هم نباید اعدام می شد . گفته می شود تعداد زیادی از هموطنان به تماشای مراسم رفته بودند و ضمن شکستن تخمه به دار آویختن نوجوان را تماشا می کردند .
پس از این ماجرا شاهد اعتراض بسیاری دیگر از هموطنان بودیم و این یعنی تحول !
خوشحالم که قشر عظیمی از جامعه مخالفت منطقی خود را با اعدام اعلام کرده اند . نگاه من به ماجرای قصاص این نوجوان از همین زاویه ست ، اعتراض نسل جوان به خشونت ، حتی خشونت اعمال شده بر مجرم !
فردای ایران بسیار روشن ست ، فردای ایران در دستان همین نسلی ست که خواهان آزادی و بدنبال احکامی انسانی و راه حل هایی دور از خشونت ست .
آفرین بر شما نسل فرهیخته ، ایرانمان مبارکتان باد که شما بخوبی شایستگی و توانایی خود را برای اداره آن نشان می دهید .
نسل امروز ما نسلی ست با قدرت تحمل بالا در تضارب آرا ، آزادیخواه و صلح جو .

مردمی که به تماشا رقص مرگ نوجوان رفته بودند همان قشر امی و عامی ( اصطلاحا کف جامعه ) هستند که تا این اکثریت برنخیزند ، جنبش سبز مردم راه به جایی نخواهد برد . پس وظیفه دشوار جوانان ، همسو و همراه کردن این توده خاموش اما عاصی ست . متاسفانه بخش عظیمی از توده مردم هنوز پابند به خرافاتی هستند که جمهوری اسلامی بقای خود را مدیون آن می باشد .
در انقلاب سال 1357 ، نوجوانان والدین را با خود همراه کردند تا حکومت شاه را سرنگون کنند ، اما نوجوانان آنروز و والدین امروز ، سرخورده از انقلاب ، تماشای مرگ انسانیت را به تقلا در تغییر وضعیت ترجیح داده اند . حتی فشار کمرشکن اقتصادی هم نتوانسته قامت مردم را برای برانداختن حکومت فساد راست نماید .
جوانانی که اینگونه پرشور و منطقی و صبور بر هر خشونت و گزافه خواهی خط بطلان می کشند باید تمامی بحث ها را به خانه برند و سعی نمایند پدر و مادر سرخورده از 28 مرداد و 22 بهمن را نیز متقاعد به قیام کنند که ملت ایران تا به امروز تجربه ای بس پرهزینه و گزاف برای رسیدن به آزادی پرداخت کرده .


به جوانان وطنم افتخار می کنم .

یکشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۹۰

نشریه سه پنج و نقد اشعار رضا حیرانی

نشریه الکترونیکی سه پنج :

از این شماره قرار را بر این گذاشته ایم که در هر شماره ،یک شاعر،یک نویسنده،یک منتقد،یک مترجم،یک ادبیات در بیاوریم.بیاوریم به برایش،آوردن کنیم برایش،این شماره در آمده برای رضا حیرانی ست،او رو به روی چشم های شما قرار گرفته است،دارد سیخ به قرنیه شما نگاه می کند....

منتقدان شعر رضا حیرانی :
دکتر اسماعیل نوری علاء ، ناما جعفری ، سهراب رحیمی ، امید شمس ، مهدی اروند ، پیام فتوحیه پور ، علی عبدالرضایی ، حسین مکی زاده ، رویا تفتی ... و اشعاری از رضا .

دکتر اسماعیل نوری علا ء :
.... اما راست بگویم رضا حیرانی !
کتابت را یک نفس تا به آخر خواندم و الآن که این کلمات آسیمه سر را می نویسم هنوز مست لذت هوشیارساز آنچه هایی هستم که تو _ در تنهایی خویش _ بر روی کاغذ آورده ای تا بخوانمت و با تو ما شوم ، حتی اگر تو در ضیافت خوانندگانت غایب باشی .
راست بگویم ، حوصله نوشتن هم نداشتم .اما می بینم که سکوت در مقابل این مجموعه بالغ و رقصنده و کافر ، خیانت به همه عمری ست که در این راه طی شده است ... در تو تعادلی یافتم که سالها گم کرده بودم ... پس زنده باد تو ...

ناما جعفری :
رضا حیرانی زیر جهان زده ست با شاخی که از گاویش دارد .او در این شعرها مقابل تمام آدم های پفکی ایستاده است ....

امید شمس :
به طور قطع این بهترین چیزی ست که من از تو خوانده ام رضای عزیزم و به طور قطع یکی از بهترین هایی که در این دوره نوشته شده است .

مهدی اروند :
من واکنش ها به این شعر را عصبی می بینم ....فدای تو و غیرتی که در توست و در شاعران نیست ....

پیام فتوحیه پور :
... وقتی بی شک نمی شود کاری کرد همین قدر بی شک فرصتی ست به صاعقه ای می دهی تا آسمان و زمین را به عقد هم درآورد ...

علی عبدالرضایی :
... ول کن این گاو و گوسفندها که صفحه را صحن مسجد می خواهند . این مراقبه ..(!) .. شاعرانه را چند جلسه ادامه بده تا شعرت بی دخالت او نوشته شود .متاسفانه این شعر هفده صفحه ای را فقط تو می توانی بنویسی . پس بجنب .

سهراب رحیمی :
رضا خیرانی را با سایه هایش دوست دارم با همان جنونش و آسایشش که روانی ست گاهی که دلش میگیرد . گاهی که دلم میگیرد شعرهایش را می خوانم ، تسکین ست برایم تورق او . ملاقات من با او فقط در شعرهایش بوده ... در سطرهایی که رو به ویرانی ست ، برایش آرزوی جنون های بیشتری دارم ...

حسین مکی زاده :
بازهم نمونه عالی بیت ایرانی . شعر اعترافی و دستمایه ای از هنر پسماند ." شاشیدن به ... " اعتراض ست ، " شاشیدن به ... " مبارزه ست و عصیان اصالت شاشندگی است .

رویا تفتی :
.... معجزه ماست که معجزه ای نداریم ، چرا که تنها آنانی که امید به خویش ندارند نیازمند معجزه اند ...

Free counter and web stats