000

چهارشنبه، شهریور ۱۰، ۱۴۰۰

ما محکوم به تحمل دردیم



سزنوشت هر ملتی وابسته به فرهنگ  ُ اعتقادات و رفتارهای جامعه دارد

ایران دوبار فرصت رسیدن به جامعه مدرن و متمدن امروزی را داشت  ، مرداد سی و دو و بهمن پنجاه و هفت
نبود بینش و آگاهی سیاسی هر دو فرصت را از ما گرفت ، از ماست که برماست
نگاهی به افغانستان کنیم
ملتی خسته و درمانده
هرچند گناه سیاسیون امریکا غیر قابل بخشش است اما نباید از عدم بینش و آگاهی سیاسی لازم نزد افغانها غافل شد

امریکا در جنگ جهانی دوم دوبار ژاپن را بمباران اتمی کرد ُ پس از جنگ این کشور تسخیر شد اما با کمک های اقتصادی امریکا بپاخاست و امروز در جایگاهی رفیع در جهان ایستاده
کره جنوبی پس از جنگ دو کره ویران بود ُ با کمکهای امریکا امروز به چنین جایگاهی رسیده و الیته آلمان (غربی)

افغانستان هم بیست سال از کمکهای اقتصادی و عمرانی و ... امریکا بهر مند شد ُ ساخت بیمارستانها ُ، مدارس ، دانشگاه و زیر سازی اقتصاد افغانستان به سرعت دنبال شد اما این کشور به کجا رسید ، در طی ده روز بدست طالبان افتاد با اینکه هم از جهت کمی و هم از جهت کیفی ارتش افغانستان در برتری مطلق نسبت به طالبان قرار داشت

از ماست که برماست

یکشنبه، مرداد ۲۴، ۱۴۰۰

دوباره طالبان ، دوباره جنایت و ظلم


طالبان افغانستان را فتح کرد تا نشان دهد سیاستمداران شرف ندارند، طالبان دختران افغانی را به زور به عقد سربازان خود درمیآورد تا هم انگیزه آنان را برای قساوت و جنایت بالا برد و هم خانواده های این دختران را وادار به همراهی با خود کند
  از بایدن چه توقع باید داشت ، وقتی او زنان و دختران افغانی را به طالبان هدپیه میکند ، نباید توقع داشت در مقابل جمهوری اسلامی به فکر حقوق بشر و آزادی مردم ایران باشد
حضور طالبان در همسایگی ایران ، حکومت را جری تر و خشن تر خواهد کرد
روزگار غریبی ست نازنین، روزگار بی وجدانی ست

سه‌شنبه، تیر ۰۱، ۱۴۰۰

هدیه به رییسی

من فکر میکردم قراره برای رییسی رای جمع کنند




چهارشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۴۰۰

شنبه، دی ۰۶، ۱۳۹۹

Tiger - Schuld : Schönheit !

Tiger - Schuld : Schönheit !

Jährlich werden unzählige Tiger Opfer geldgieriger Jäger.
Diese jagen die Tiger auf Grund ihrer schönen Haut. Da ihr Fleisch jedoch nicht zum Verzehr geeignet ist, wird der Leblose Körper nach dem Entfernen der Haut zurückgelassen. Dabei ist es 
keine Seltenheit, dass die Jungen des Tiers in der Nähe der Leiche sind.

Das ist die Geschichte eines Tigerwelpes, der sieht, die Jäger seine Mutter getötet haben und fragt sich wieso!


Meine Mutter , meine Mutter habt ihr umgebraucht
meine Augen haben's gesehen , aber es nicht geglaubt

versuche herauszufinden , eine Antwort für die Tat
als ich mich versteckt habe , unter einem Strauch

meine Mutter hat kein Delikt , kein Irrtum hat sie gemacht
außer Schönheit, außer Schönheit, außer Schönheit ihrer Haut !

diese Welt gehört allen , sie gehört euch und uns
solange wir leben , ist Leben nicht umsonst

der letzte Blick Ihrer noch geöffnete  Augen
wollten meinem zitternden Körper vielleicht sagen

sei nicht mehr traurig , in diesem Schönen Wald
sie bringen dich zu mir , später oder bald
..........
wir treffen uns wieder , aber bestimmt nicht hier
wir treffen uns wieder , aber bestimmt nicht hier

in einer Stadt , wo Leben seelenlos ist,
wenn du ein bisschen größer sein wirst

unter den Menschen , Prahlerin und Prahler
bin ich auf einer Schulter , du auf ein anderer !






ببرها شاید زیباترین موجود کره آبی ما باشند که متاسفانه نسل آنها رو به انقراض است. 
قتل ببرها هیچ توجیه منطقی ندارد که تنها دلیل شکار آنها ، پوست زیبا و ابهت توام با ظرافت آنهاست . انسانهایی که ضعف و زبونی خود را با پوشش پوست ببرها جبران می کنند !
حکایت زیر را ببر کوچکی نقل می کند که شاهد شکار مادر بدست شکارچیان ست !

ببر ، جرم : زیبایی !


مادرم را می کشید یا خویشتن ؟ (1)
پیش چشمان و تن لرزان من !
من به زیر بوته ها پنهان شدم 
تا که شاید پاسخی پیدا کنم :
این زمین مال من و مال شماست
بودن ما ضامن شور و بقاست

مادرم را می کشید ، 
تا که پوستش را ز گوشتش برکنید ؟
تا بجای شور و عشق مادری ،
کودکش بر لاشه اش مهمان کنید ؟

من به زیر بوته ها پنهان شدم
تا که شاید پاسخی پیدا کنم

دردمند و بی رمق چشمان باز مادرم
حرف ها می زد با نگاه مانده ام
گوئیا می گفت در هر لحظه فاش
کودکم  ! ، غمگین مباش

وعده ی دیدار ما بس دور نیست
در همان شهری ست ، که بی روح ست زیست
آن زمانی که سخن گوید زنی ، با دلبری
من به روی دوش اویم ، تو به دوش دیگری !

این زمین مال من و مال شماست
بودن ما ضامن شور و بقاست
--------------------------------------------
1. حرف اضافه "را" ( علامت مفعول مستقیم ) که قاعدتا میبایست پس از " خویشتن " می آمد ، بدلیل تنگی شعر و جفنگی شاعر ، خورده شده ، دنبالش نگردید











باز نشر از سال 1391
Free counter and web stats