000

دوشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۴

وقاحت عربستانی ها ، یعنی ایران از مکه و منای شما امن تر نیست ؟

در حالی که اخیرا هزاران زائر در امن ترین محل عربستان ( که بنا به اعتقادات عربستانی ها باید امن ترین محل جهان باشد ) بدلیل سهل انگاری و ندانم کاری عربستانی ها کشته شدند ، عربستان اعلام کرده تیم های باشگاهی  و ملی عربستان بدلیل نبود امنیت در ایران ، به کشور ما نخواهند آمد !
یعنی روی اینها سور زده به سنگ پای قزوین !

یکشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۴

قانون جرم سیاسی ، ( بی ) قانونی مصوب مجلس برای توجیه دستگیری های بی ضابطه

مجلس شورای اسلامی بالاخره پس از 4 دهه قانون جرم سیاسی را تصویب کرد.
اما این قانون بیش از آنکه تعریف جرم سیاسی باشد ، نشان از اصرار مجلس بر تثبیت دیکتاتوری فقیه دارد:
به موجب ماده ۱ این طرح، هر یک از جرایم اعلام شده در "ماده ۲ این قانون چنانچه با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست‌های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آنکه مرتکب قصد ضربه زدن به اصل نظام را داشته باشد جرم سیاسی محسوب می‌شود."
به زبان کمی ساده تر حتی کسی که به نظام ولایتی اعتقاد دارد و به فکر اصلاح امور ست ، اجازه ندارد ( حتی بدون اقدام عملی ) سخنی بر علیه مسئولین نظام بر زبان راند.
بنابر همین قانون ، توهین و نشر اکاذیب از مصادیق بارز جرم سیاسی تعریف شده اما با توجه به باز بودن دست قضات ( بخوانید برادران سپاه و وزارت اطلاعات ) در تطبیق سخنان با توهین و افترا ، می توان پی برد که گستره ی وسیعی را می توانند در قالب توهین و افترا یا نشر اکاذیب بگنجانند تا آنجا که کسی جرات انتقاد نداشته باشد.
این قاون نقض صریح قانون اساسی همین نظام ست و گذشته از آن ، تاکید بر اینکه حتی اگر مرتکب به نظام اعتقاد داشته باشد و قصد ضربه زدن به نظام ( ولایت فقیه ) را هم نداشته باشد ، باز هم مجرم محسوب می شود ، موقعی خنده دار بنظر می رسد که بدانیم بجز ولایت فقیه ، بقیه مسئولان عمر مسئولیتشان کوتاه ست و طبیعی ست که منتقدان مقامات بخواهند با انتقاد از آنها ، آنان را به چالش کشند.
به اعتقاد من این قانون را فقط برای رهبران دربند جنبش سبز و همفکرانش نوشته اند تا بتوانند ضمن توجیه حبس زهرا رهنورد ، موسوی و کروبی ، موج دیگری از دستگیری های بی رویه و خلاف قانون را توجیه کنند .

شنبه، دی ۱۹، ۱۳۹۴

تعرض به زنان در کلن ، ابهامات



بیش از هزار نفر در ایستگاه مرکزی قطار شهری در کلن جمع شدند تا سال نو را جشن بگیرند.
اما گروهی از این فرصت استفاده می کنند تا چهره زشت خود را آشکار کنند: تعرض به زنان و سرقت اموال آنان.
بنا به گزارش هایی که بارها و بارها در طی شبانه روز از سوی رسانه ها پخش می شود ، مردان به ظاهر مست ( عربها و پناهندگانی از کشورهای شمال افریقا ) زنان را مورد تعرض قرار داده اند که تاکنون 170 مورد شکایت مورد بررسی ست و 31 نفر از مجرمان شناسایی شده اند .
نحوه عمل این گروه ، هماهنگ و دستجمعی بوده ، بنابراین نمی توان مست بودن مجرمین را بهانه حمله و تعرض آنان دانست .
رییس پلیس شهر کلن ،"وولفگانگ آلبرس"، بدلیل اهمال و سهل انگاری نیروهای پلیس برکنار می شود......
خوشبختانه دولت خانم مرکل تصمیم دارد تا با عکس العملی مناسب ، تمامی مجرمان را از آلمان اخراج کند اما...

از 31 نفری که مورد شناسایی نیروهای پلیس قرار گرفته اند ، تنها 18 نفر پناهنده هستند ، 21 نفر عرب و 5 ایرانی ! اما هیچ گزارشی در دست نیست که بصورت قاطع اعلام کند آیا افراد آلمانی هم در بین تعرض کنندگان وجود داشته اند یا خیر .

متاسفانه در هیچ گزارشی اشاره نشده که چه تعداد از زنان قربانی ، خارجی هستند !

معلوم نیست چرا وقتی پلیس کلن ، جو ایستگاه مرکزی قطار ( شهر کلن ) را آشفته و از کنترل خارج دیده ، محل را ترک میکند ، با علم به اینکه می دانسته این  آشفته حالان برمی گردند تا آشفته حالی کنند .شاید منتظر مانده تا پس از وقوع فاجعه ، به شکایات رسیدگی کند !

دو متهم آزاد شدند ، هردونفر عرب و افریقایی هستند (مراکشی و تونسی ) ،اما این خبر به اندازه یک دهم  بمباران خبری علیه عربها و پناهندگان ، مورد توجه قرار نگرفته ...
---------------------------------
با توجه به نارضایتی عمومی از پذیرش بی مرز پناهندگان و حتی شکاف میان حزب حاکم ، بنظر می رسد این حادثه ( بخوانید فاجعه ) فرصتی ست مناسب برای دولت آلمان تا غربالی بدست گیرد و مجرمان را از پناهجویان جدا سازد و اخراج کند . 
درصورت عدم برخورد قاطع دولت و دستگاه های قضایی با مجرمان و جنایتکاران ، دیری نخواهد پایید که این سرزمین تبدیل به بهشت جنایتکاران خواهد شد ، امریکا سرزمین جذب ثروت و نخبگان ست و آلمان ... !

چهارشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۴

خامنه ای پر !

نامزدی سید حسن خمینی برای مجلس خبرگان 
رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان ثبت نام خواهد کرد

معلوم نیست چی شده که همه به سمت مجلس خیرگان خیز برداشتند ، احتمالن بوی الرحمن خامنه ای بلند شده و طیف مخالف باند حاکم ( سید حسن خمینی از یک سو ، رفسنجانی و اصلاح طلبان از سوی دیگر ) سعی می کنند تا با حضور در این مجلس ، جانشینی از نوعی دیگر برای رهبری پیدا کنند .
ترس همه از این ست که مبادا کسی مثل شیخ محمد یزدی ، جنتی ، مجتبی خامنه ای (!) و یا شورایی متشکل از آخوندهای تندروی هوادار سپاه جایگزین خامنه ای شوند.
باید دید آیا شورای نگهبان اجازه نفوذ غیر خودی ها را خواهد داد یا سپاه مثل هیشه مداخله می کند تا خیالش از بابت سالهای آینده آسوده باشد.

سید حسن خمینی سالهاست با زاویه نشینی و عدم مداخله مستقیم و صریح در مسایل سیاسی ، سعی کرده وجهه خود را آلوده باند بازی های دو طرف نکند ، هرچند کاملن مشخص ست که به فرض ( محال ) انتخاب وی بعنوان رهبری ، چرخش واضحی در سیاست های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی رخ خواهد داد!

شنبه، آذر ۰۷، ۱۳۹۴

و این تکرار تکرار ست ، درسی که جهان سوم نمی آموزد

حدود ده سال پیش در مصاحبه ای گفتم : دموکراسی را نمیتوان به جامعه تزریق نمود بلکه باید جامعه خود خواستار و پذیرای آن باشد

باید خود مردم به رشد سیاسی لازم رسیده باشند و الا هرتغییری در هر کشوری ، 
نتیجه ای معکوس خواهد داشت.

درسی که نیاموخته ایم .....

1. ایران
در دوران انقلاب و مبارزه مردم برای سرنگونی حکومت پهلوی ، سوالی همواره مطرح بود : چه کسی جای شاه را خواهد گرفت !
پاسخ هم همیشه یکسان بود : هر کسی بیاید بهتر از دیکتاتوری شاه خواهد بود...
آیا امروز شرایط کشور ما بهتر از زمان شاه است ؟

2. افغانستان
با کودتای داوود خان علیه ظاهر شاه و ... ، نهایتا حکومت کمونیستی بر افغانستان چیره شد .
با تحریک و حمایت های غرب ، گروه طالبان افغانستان را تصرف کرد. نه دوران طالبان بهتر از دوران  داوود خان تا نجیب اله بود و نه در دوران حکومت امروزی افغانستان ، مردم آسایش و رفاه و امنیت بیشتری دارند

3. عراق
باز هم غرب ، باز هم ترور و وحشت!
صدام با حمایت و تجهیز غرب از یک دیکتاتور داخلی به متجاوزی در منطقه تبدیل شد ، غرب به ناچار برای مقابله با زیاده خواهی های او ، به عراق حمله کرد ....
در دوران جنگ با صدام ، مردم عراق و سیاستمداران غربی می گفتند ، هرکس بیاید بهتر از صدام خواهد بود.
آیا شرایط امروز عراق بهتر از زمان صدام است ؟

4. لیبی
در لیبی هم مردم با حمایت ( بخوانید تحریک و تجهیز ) غرب قذافی را سرنگون کردند . همه می پنداشتند با رفتن قذافی درهای بهشت به روی شان باز می شود.
امروز لیبی درگیر نزاع قبیله ای ست.
آیا شرایط امروز لیبی بهتر از زمان قذافی ست ؟

5. سوریه
با تحریک و حمایت عربستان و غرب ، مردم علیه خاندان اسد شوریده اند . هنوز گروه های مخالف اسد و کشورهای مداخله کننده در درگیری ها ، نمی دانند چه کسی جانشین اسد خواهد شد اما می گویند ، مهم این ست که اسد برود ، هرکه آید بهتر از او خواهد بود.
آیا شرایط فردای سوریه ( پس از رفتن اسد ) بهتر از زمان حکومت خاندان اسد خواهد بود یا اینکه حکومتی به شدت افراطی و تنش زا جایگزین آن خواهد شد ، حکومتی چون عش و طالبان !
........
بحث بر سر اسد و طالبان و شاه و خمینی نیست ، مشکل عدم درک و رشد سیاسی ( فرهنگ سیاسی ) مردم ست .
آیا ما در شرایط فعلی لیاقت حکومتی مبتنی بر دموکراسی رایج غرب را داریم ؟
برای دستیابی به این آرزو ( دموکراسی ) باید شرایط استقرار آن تحقق یابد .
به قول حافظ : دیو چو بیرون رود ، فرشته درآید !

اولین شرط تحقق دموکراسی ، تحمل تقابل آراست ، ظرفیتی که ما ایرانیان فاقد آنیم !
مثالی میزنم :
در مراسم حج تعدادی زائر ایرانی ( حجاج ) کشته شدند ، چه کسی پیام تسلیت داد و با آنان همدردی کرد ، نهایتا و البته به تمسخر ، میزبانی عربستان را به سخره گرفتیم و بر کشته شدگان لعنت فرستادیم که خود کرده را تدبیر نیست ، نمی رفتید تا کشته نشوید.
گناه این عده از هموطنان ما این بود که برخلاف عقاید ما عمل کرده بودند ، رفته بودند تا پول ایرانی ها را به کام عربها بریزند و در بازگشت ترویج خرافات کنند .....
حتی اگر به جملات قبلی نظر مساعدی داشته و ضد اسلام و مسلمانها هم باشیم ، باید به احترام آزادی ، یادشان را گرامی داریم ، حداقل به اندازه ی قربانیان ترور در پاریس !
اگر کسی جمله ای در وصف ملاها بگوید و یا اعیاد مذهبی را محترم شمارد ، چنان بر آنها می تازیم که گویی حق تنفس هم نباید داشته باشند ... یعنی دقیقا همان رویه جمهوری اسلامی را دنبال می کنیم که دگر اندیش را مجال تنفس نمی دهد .
به عبارت دیگر ، رویه ما ایرانی ها ( و البته جهان سومی ها ) یکی ست ، تنها تفاوت در دیدگاه قربانیان ست .
باور کنیم تا زمانی که دید و باور خود را تغییر نداده ایم و به ظرفیت و رشد لازم نرسیده ایم ، حتی به فرض سرنگونی جمهوری اسلامی کسی خواهد آمد که بدتر اینها خواهد بود .

در ایران به افغانی ها به چشم مجرم نگاه می کنیم ، به کشور های جهان سومی به دیده ی تحقیر می نگریم ، افکاری بجا مانده از دوران نژادپرستی نازی ها و برده داری ...
اگر بانویی خود را مکلف به رعایت حجاب بداند ، لعنش می کنیم  و اگر بانویی دیگر لباس خود را از تن درآورد ، به خود حق می دهیم تا درباره او نه اظهار نظر ، که داوری کنیم ، گروهی او را فاسد و گروهی او را تابو شکن و پیشاهنگ می خوانند ، اما یکی از ما حاضر نیست تا شمشیر زبان را در نیام دهان نگهدارد و او را به حال خود واگذارد.
مشکل از مسلمانی و ادیان و مکاتب نیست ، مشکل خود ماییم که همواره خود را برحق میدانیم و دیگران را هیچ.
تا روزی که مسلمانیم ، دیگران را کافر لقب می دهیم و روزی که لباس مسلمانی از تن درآوریم ، مسلمانان را حیواناتی خشن  و بدوی می نامیم .
تا زمانی که مارکسیست هستیم ، امپریالیسم را شیطان می خوانیم و به وقت سرمایه داری ، مارکسیست ها را به چوبه دار می سپاریم .

کلام آخر :
هر حکومتی برخاسته از فرهنگ و باور جامعه زمان خود ست ، جمهوری اسلامی هم برخاسته از باورهای ناشی از خودپرستی و دیکتاتور پروری جامعه ما بود .جامعه ای که همیشه نیاز به رهبر و جلودار دارد.

باید یاد بگیریم به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم  وبدانیم هرگاه مخالف و معاند من از ترس زور یا ترس از چماق زبان و قلم من زبان فرکشید ، حق آزادی من هم برباد خواهد رفت.
پیش و بیش از دیکتاتوری حکومتی ، باید دیکتاتوری درون خود را سرنگون کنیم.
جمهوری اسلامی حکومت غریبی نیست ، از ماست که برماست !

Free counter and web stats