000

شنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۹۴

آشنایی با قهرمان حیدری ( حنیف حیدرنژاد) فعال سیاسی و مشاور حقوقی

حنیف حیدرنژاد (قهرمان حیدری ) مددکار اجتماعی و مشاور در امور پناهندگی و مهاجران ، از زندگی خود می گوید.
قهرمان حیدری در پوشش سایت " انتگراسیون " گزارش ها ، مقالات و راهنمایی های حقوقی را در اختیار علاقمندان قرار داده و تلاش می کند راه حل های مناسب حقوقی و اجتماعی غلبه بر شرایط بغرنج حقوقی و اجتماعی موجود را برای پناهندگان و مهاجران ارایه دهد.

سایت انتگراسیون را می توانید اینجا بیابید و سوالات خود را مطرح کنید.

در مصاحبه مهناز قزلو با حیدرنژاد ، وی از گرایشات سابق خود به سازمان مجاهدین و دلایل گسیختگی از این سازمان و شکل گیری بینش و اعتقادات خود را توضیح می دهد.




وی خود را اینگونه معرفی می کند :

خود را "انسانی" تعریف می کنم که به "انسانیت" اعتقاد دارد. یک "اومانیست". اعتقاد به انسانیت، عشق به انسان ها، خدمت به انسان ها و احترام به انسان ها آنگونه که هستند مرام من است. به "خدا" یا مذهب اعتقادی ندارم. مذهب را امری شخصی می دانم. برای خودم به اندازه کافی دلیل دارم که مذهب را نفی و انکار کنم، اما مایل نیستم بطور فعال وارد این وادی شوم. مایل نیستم با کسی بحث کنم و اجازه نمی دهم کسی روی من کار مسیونری یا تبلیغی کند.
به صداقت و پای بندی به قول و قرار و احترام به اعتمادی که نثارم می شود معتقدم. ابزار کردن انسانها و ابزاری دیدن آنها و دروغ و رویا و فریب را رد می کنم.
به عقل و شعور انسان معتقدم و هر نوع  "ولایت" انسان بر انسان دیگر را  رد می کنم. به آزادی انسان و انتخاب آزاد او در تعیین راه و روش زندگی اش اعتقاد دارم و احترام می گذارم. نمی خواهم برای کسی تعیین تکلیف کرده و "خوب و بد" مشخص کنم. هر انسان بالغی حق دارد هر طور که خودش دوست دارد زندگی کند.
انسانی سیاسی هستم، اما هر نوع همکاری تشکیلاتی با هر گروه و حزب و سازمان و تشکیلات سیاسی را رد می کنم. می خواهم یک فعال مستقل و منفرد باشم.
خود را یک "شهروند جهانی" می دانم. هر نوع تعصبگرائی ملی یا ایدئولوژیک را رد می کنم. تمرکز اصلی کار و فعالیتم را در زمینه حقوق بشر قرار می دهم. تا آنجا که بتوانم سعی می کنم تمرکز کار خودم را بر روی ایران و ایرانیان فراری از جهنم جمهوری اسلامی قرار دهم، اما می خواهم که حتما در ارتباط با دفاع از حقوقِ بشری دیگر مردم دنیا نیز فعال باشم. حقوق بشر را خودی و غیر خودی نمی بینم. در ارتباط با مردم بر کار اطلاع رسانی و روشنگری و آگاهی بخش تمرکز می کنم.
به عدالت و رفاه اجتماعی معتقدم و از مبارزه بر علیه ظلم و ستم و استثمار و هر نوع تبعیض حمایت می کنم.
اهل کینه و نفرت نیستم ولی به حسابرسی و "پاسخگوئی" در برابر وجدان و قانون معتقدم.
از مورد قضاوت قرار دادن انسان ها پرهیز می کنم. پیشداوری و اتهام زنی بی پایه و اساس را قبول ندارم و معتقدم باید با استدلال و منطق و بر پایه حاکمیت قانون عمل کرد.
رژیم جمهوری اسلامی را ضد بشری و جنایت کار می دانم و خواهان سرنگونی آن بوده و امیدوارم تمام آمرین و عاملین جنایت های تمام دورانِ حاکمیتِ این رژیم در دادگاه های عادلانه با استانداردهای بین المللی محاکمه و مجازات شوند. مبارزه مسلحانه به معنی جنگ مسلحانه را درست نمی دانم، اما حق هر انسان می دانم که در برابر ظلم و ستم و خشونت دولتی، به روشی که خودش تشخیص می دهد از خود دفاع کند. اگر رژیم دفاع مسلحانه را بر مردم تحمیل می کند، دفاع متقابل مردم دیگر به خشونت ربطی ندارد. این رژیم است که باید از خشونت دست بردارد. آرزوی من برگزاری یک انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل و انتقال قدرت به صورت مسالمت آمیز به مردم است. اگر چه این "آرزو" را بسیار نامحتمل می دانم. امیدوارم مردم در فعالیت های صنفی خود و با مبارزه منفی به رژیم نه بگویند و بر مطالبات صنفی خود پا فشرده تا از این طریق روزنه ای برای تغییر و تحولات دمکراتیک در ایران باز شود."

سه‌شنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۴

توافق هسته ای ، درست مثل گروگان گیری ، مثل جنگ و سوالی که همیشه بی پاسخ می ماند !

پس از اعلام توافق هسته ای ، مردم ایران به خیابانها ریختند و جشن گرفتند ، جشنی که به پیروزی در مذاکرات نسبت داده شد.
شادی مردم از آن جهت بود که اولا نیاز به شادی و جشن دارند ، کاری که در این حکومت جرمی نابخشودنی ست ( حتی اگر در حد آب بازی در پارک باشد !) . این مردم  بدنبال فرصت هایی از این دست هستند تا به شادمانی بپردازند ، درست مثل  زمان پیروزی تیم فوتبال در یک مسابقه .
اما آیا واقعا این توافق بمثابه یک پیروزی ست ؟

حکومت جمهوری اسلامی استاد فرصت سوزی ست ، نیاز حکومت به تنش چنان ست که رهبری فرصت ها را پس می زند تا تنش باقی بماند و آنگاه که لبه تیز تیغ را بر گردن رژیم حس می کند ، همان وعده ها را این بار با پرداخت خسارت هایی سنگین ، می پذیرد.

نگاهی به گذشته نشان میدهد  این حکومت در ماجراجویی های چون " تسخیر ! سفارت امریکا ، جنگ با عراق ، وعده های پیش از تحریم و..." چه فرصت هایی را از دست داد تا نهایتا همان پیشنهادها را با خفت پذیرا شود.
در زمان جنگ با عراق ،حکومت ملایان  پیشنهاد عربستان برای تقبل خسارتها را پس زد تا بعدها جام زهر بنوشد و قطعنامه ای را امضا کند که حتی نامی از متجاوز بودن عراق نبرده بود .
گروگان گیری در سفارت امریکا را تا آنجا کش داد که ریگان با وعده سرکوبی جمهوری اسلامی بر سر کار آید و جمهوری اسلامی از ترس او و قبل از اینکه ریگان پای به کاخ سفید بگذارد ، آزادی گروگانها را اعلام داشت .

به وقت لازم ، پیشنهاد همکاری کشورهای غربی برای ساخت رآکتورهای مدرن ( با شرط نظارت ) را قبول نکرد تا اکنون راضی به کار پنج هزار سانتریفوژهای کهنه و ناکارآمد ( آنهم تحت نظارت بی مرز و بی دعوت غربی ها ) باشد .

در همه این موارد ، همیشه یک سوال بی جواب می ماند :
اگر قرار بر قبول پیشنهاها بود ، چرا اینقدر دیر و چه کسی مسئول این همه فرصت سوزی  و خسارت ها ست ؟
متاسفانه در این توافقنامه هیچ اشاره ای به  تضمین حکومت نسبت به پذیرش قوانین حقوق بشر نشده .امیدوارم این توافق بمنزله عدم توجه جهانی به سیاستهای داخلی حکومت نباشد و الا فشار بر مردم از این هم بیشتر خواهد شد.

پنجشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۳

چند سوال در مورد انهدام ماکت ناو امریکایی توسط سپاه پاسداران !

بنا به گزارش خبرگزاریهای جمهوری اسلامی ، چند فروند هلی کوپتر ( بالگرد ) سپاه با همراهی قایق های تندرو توانستند با شلیک بیش از 400 راکت 107 میلیمتری ، 2 موشک کروز نصر ( تولید داخلی ) و... ماکت این ناو را منهدم نمایند.
البته در اینکه سپاه پاسداران قادر به غلبه بر هر ماکتی ست شکی نیست اما مشکل من اینجاست که :

1. نمی توانم باور کنم ناو هواپیمابر امریکایی اجازه دهد بالگرد سپاه به نزدیکی آن برسد تا بتواند موشک خود را شلیک کند یا قایق های تندروی سپاه (که پیش از این هم در مواجهه با ناوی دیگر ، فرار را برقرار ترجیح دادند و با همان سرعت "تند" به مقر خود بازگشتند ) بتوانند به چند صد متری این ناو برسند و با فراغ خاطر راکت های 107 میلیمتری خود را یکی پس از دیگری شلیک کنند.

2. تازه این ماکت ناوهواپیمابر امریکایی بود که بی نوا و بی دفاع به نظاره مانور سپاهیان نشسته بود ، ماکتی مقوایی یا نهایتا پلاستیکی ! با اینهمه نیروهای سپاه بیش از 400 راکت و موشک و ... شلیک کردند تا بتوانند ماکت بیچاره را فتح کنند ، لابد اگر قرار باشد خود ناو را فتح کنند به چند سال زمان و چندصدهزار موشک و راکت نیاز خواهند داشت، البته اگر ناو از سر مهربانی اجازه دهد بالگرد و قایق ها به چندصد متری آن برسند و الا برد موشک ها سپاه تا نیمه راه خواهد بود و بعد از آن فس س س س س.

3. از همه این ها هم بگذریم و فرض کنیم ناو امریکایی به رسم خوشامد مانع از حمله بالگردهای سپاه نشود ، باید دید که آیا این بالگردها اصلا می توانند بدون سقوط به نزدیکی ناو برسند یا مثل دیگر بالگردها ( اینجا ) خودبخود سقوط می کنند و مزاحم استراحت پرسنل ناو نخواهند شد !

دوشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۹۳

متن پیام آقای خامنه ای بمناسبت درگذشت خواهر آقای خاتمی

متن پیام آقای خامنه ای به مادر آقای خاتمی:
والده محترمه آقای " اسمش را نبر "
بنده همه چیز را می دانم و نیازی به اطلاعات دیگران ندارم ، مثلا همین که هیچ رابطه ای با " اسمش را نبر " ندارم اما فهمیدم همشیره اش فوت کرده .
بنده به شما تسلیت می گویم . به اون " اسمش را نبر " هم پیام مرا برسانید و بگویید منت کشی نکند و اگر بنای توبه دارد به شما بگوید تا به من بگویید .
امیدوارم به خواست تبارک و تعالی ( نام خداوند بدلیل بی بصیرتی حذف شده) اون اسمش را نبر هم برود پیش همشیره اش .


سه‌شنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۹۳

خانم کلودیا روت ، ممنون !

خانم کلودیا روت ، رهبر حزب سبز آلمان  که در تهران به سر می برد ، با پرهیز از آداب سیاسی ، خواستار آزادی زندانیان جنبش سبز مردم ایران شد.
وی با شجاعتی دلنشین ، از مسئولین جمهوری اسلامی انتقاد کرد و در پاسخ به وجود شکنجه و نقض حقوق بشر توسط امریکا در زندانهای ابوغریب و گوانتانامو  گفت : 
«انسان بايد اصلاحات حقوق بشری را ابتدا در خانه خود درست کند و بعد از آن به گوانتانامو و ابوغريب انتقاد کند».

خانم روت در زمان تظاهرات مردم برلین در حمایت از جنبش سبز ، ضمن حضور در جمع ایرانیان ، کشته شدگان جنبش سبز را برادران و خواهران خود نامید و گفت نباید اجازه داد تا این کشته شدگان و زندانیان فراموش شوند. 
رهبر حزب سبز آلمان هرگاه سخن از ایران به میان می آید ، از جنبش سبز و زندانیان دربند یاد می کند . رفتاری که  وجه تمایز او با سیاستمداران ابن الوقت و سیاسی مدار ست.

خانم روت عزیز !

بابت صحبتها و انتقادات صریح شما از مسئولین جمهوری اسلامی متشکریم .کاش یک تار موی شما در تن مرکل و اوباما بود !


Free counter and web stats