چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۴۰۱
روز زن مبارک
چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۰
روز زن ، روز شرمندگی جمهوری اسلامی !
شغلی خود به خیابانها آمدند که توسط پلیس مورد ضرب و جرح قرار گرفته
و تعداد بسیاری نیز دستگیر شدند.
پس از ۱۱۸ سال مبارزه در جهت احقاق حقوق نادیده گرفته شده ، در سال
۱۹۷۵ سرانجام سازمان ملل روز جهانی زن را به رسمیت شناخت .
فرارسیدن روز زن بهانه ای ست برای نگاهی گذرا به قوانین موجود در ایران
قوانینی که با وقاحت تمام حقوق انسانی زنان را سلب نموده و حاکی از
نگاه بی شرمانه ملایان به بانوان است.
کاش ملایان درک میکردند که این نوع نگرش نفی شان انسانی کسی ست
که آنان را متولد نموده ، نفی (حقوقی ) انسانیت شریک زندگی و سند بردگی
دخترانشان است.
با نفی حقوق انسانی زنان ، مردان انسانتر نمیشوند و با وضع چنین قوانینی
نه تنها ارج و قربی بدست نمی آورند که مردان نیز چون زنان از بام انسانیت فرو
می افتند.
نگاهی گذرا به قوانین خواهیم داشت که این تاکید بر نابرابری حقوق به معنی تائید
اصل قانون و تلاش برای موازنه سهم زنان و مردان نیست بویژه در زمینه احکام و
مجازات اسلامی ، بلکه فقط تلاشی ست در جهت بیان نوع نگرش و دید ملایان
به زن.
سوای حقوق نانوشته که در جامعه بوضوح عیان است ماننند تعرض جنسی زنان
و آزار توسط همسر و خانواده شوهر ، سوءاستفاده جنسی و محدودیتها ی اجتماعی
رهبران جامعه ایران با وقاحت تمام چنین وضع نموده اند :
قانون اسای اصل ۲۱ در شرح وظایف دولت در حمایت از زنان بگونه ای ترسیم شده
که از آنان فقط بعنوان مادر و همسر یاد میشود .
در اصل ۴۱ تاکید بر حق تابعیت برای زن و مرد دارد اما در عمل تابعیت زنان وابسته به
شوهر است .
اصل ۱۱۵ بحث برانگیز ترین مورد در قانون اساسی ست که زنان را از دستیابی به
پست ریاست جمهوری محروم میسازد و بر همین روال قانون نانوشته در مورد رهبری
است.
در قانون مجازات اسلامی بوضوح می بینیم انسانها در ایران طبقه بندی شده اند
جالب اینکه تصویب و اجرای این قوانین که برگرفته از هزاره پیش است در جامعه ای
اعمال میشود که هزاران سال پیش منادی حقوق بشر و منکر ضد ارزشها بوده است.
در مجازات اسلامی در ماده ۴۹ و در تعریف اطفال (جهت برائت از جرم ) سن آنها را
سن بلوغ تعیین نموده و توضیح آمده سن بلوغ پسر ۱۵ و سن بلوغ دختر ۹ سال
تمام است بع تعبیر دیگر اگر پسری در ۱۴ سالگی جرمی را مرتکب شود از مجازات
مبراست اما همین جرم را اگر دختری ۱۰ ساله انجام دهد ، مجرم شناخته خواهد
شد.
در ماده ۷۴ و ۷۶ به صراحت شهادت زنان نفی شده و در مواردی دیگر ، شهادت زنان
بدون همراهی شهادت مردان فاقد اعتبار خوانده شده.
همچنین است در قانون ۱۱۹ (لواط ) ۱۳۷ ( قواعدی ) و ۱۸۹ (محاربه و افساد فی
الارض) که شهادت زنان را فاقد ارزش میداند حتی با همراهی شهادت مردان نیز
شهادت آنان فاقد ارزش توصیف میشود که تنها شهادت مردان پذیرفتنی ست.
در نادیده گرفته شدن شهادت زنان آنگاه پی به اهمیت ماجرا می بریم که تصور
کنیم در حضور تعدادی از زنان ، مردی به زنی تجاوز کند و اموالش را به سرقت برد
در مراجعه به دادگاه ، قاضی با استناد به همین قوانین ، تنها با لبخندی کریه حکم
به برائت متجاوز خواهد داد.
واگر زن در مقابله با متجاوز مصر بر تجاوز و به قصد دفاع خشونتی به خرج دهد که
منجر به کشته شدن متجاوز گردد ، زن محکوم به قصاص خواهد شد درصورتی که
اگر مردی همسرش را همبستر با مرد دیگری ببیند طبق قانون مجاز به قتل زن
خواهد بود. مواد : ۱۰۰۵ و ۱۱۱۴ و ۱۱۱۵ .
تفاوت پرداخت دیه از جمله موارد مضحک قانون مجازات اسلامی است .
ماده ۲۰۰ تصریح به آن دارد که دیه قتل زن مسلمان نصف دیه قتل مرد مسلمان
است و در ماده ۳۰۱ دیه زن اگر به ثلث کامل برسد ، باز هم بیش از نیمی از دیه
مرد نخواهد بود .
در قانون مدنی موضوع بگونه ای دیگر حکایت از دید غیر انسانی به زنان دارد حتی
زنانی که بدلیل مادر بودن ظاهرا بایستی مورد تکریم قانون قرار بگیرند.
از موارد کلی چون حق طلاق و مهریه و .. که بگذریم به مواردی میرسیم که آزادی
انسانی از نان گرفته میشود.
زنان به مجرد ازدواج استقلال و آزادی خود را پیشکش شوهران میکنند بگونه ای که
برای خروج از کشور و حتی خروج از خانه نیاز به مجوز دارند !
حضانت فرزندان بدون توجه به شرایط والدین به پدر سپرده شده و مضحک تر اینکه
به فرض مجرم بودن پدر یعنی حتی اگر پدر خانواده قاتل ، مفسد ، معتاد ، و فاقد
هرگونه ارزشهای انسانی باشد بگونه ای که از دید قانون ملایان هم مستوجب
مجازاتی سنگین شناخته شود ، باز هم حق حضانت از او ساقط نمیشود .
به بیان دیگر بنا بر قانون موجود ، پدر معتاد از مادر فرهیخته شایستگی بیشتری
برای نگهداری و تربیت فرزندان دارد.
به فرض اتهام قتل و درصورتی که مردی به اعدام محکوم شود ، باز هم مادر برای
سرپرستی فرزندانش لیاقت نخواهد داشت و حضانت به پدر مرد و بعد از او به جد
پدری خواهد رسید .
زن پس از ازدواج در مورد محل اقامت و سکونت ، یعنی شهر و محله و نیز نوع
منزل باید تابع شوهر باشد .
زن برای ادامه تحصیل و کار نیاز به اخذ مجوز شرعی توسط شوهر دارد که اگر شوهر
تحصیل یا کار را خلاف شان خود بداند ! برابر قانون این حق مسلم از زن سلب میشود.
قانون ۱۱۱۷ صریحا به این موضوع اشاره دارد
طبق قانون مدنی ۱۱۰۵ ریاست خانواده بر عهده شوهر است ، شاید وضع همین
قانون چنین دست و پای قانونگذار را برای تبعیض ها باز گذاشته .
مورد دیگر مسئله تمکین زن از شوهر است که بجز موارد فوق ، در زمینه جنسی
و سکس که قاعدتا بایستی هردو طرف از آمادگی لازم برخوردار باشند ، چنانچه
زن در هر شرایط و زمان خود را تسلیم رئیس خانواده نکند ، عدم تمکین محسوب
که عواقب ناشایستی در انتظارش خواهد بود و جالب این که در صورتی که زن از
شوهر تمکین نکند ، پرداخت نفقه از مرد ساقط میگردد .
در جوامع آزاد و مترقی نمونه این قانون را تنها میتوان در فاحشه خانه ها یافت !
تعدد زوجات ، عقد موقت ، نگهداری عده حتی بدون سکس ،حجاب ، محرومیت از
مدیریت کلان (مگر در موارد استثنا) ، سهمیه بندی دانشگاهها و .. بسیاری دیگر
از دیگر مواردی ست که نشان از شهروند درجه دومی زنان دارد .
در انتها تاکید میکنم که بازگو نمودن این قوانین بمنزله تائید آنها بویژه در مجازاتهای
اسلامی نیست که صرف تصویب و اجرایشان حکایت از بازگشت دوره جاهلیت دارد
بلکه سعی نموده ام دید و نگرش ملایان و قانونگذاران ایران را به زنان ترسیم کنم.
کاش می فهمیدند تنها در صورتی انسان شناخته میشوند که تائید کنند از انسان
زاده شده اند و حقوق انسانی مادر خود را به رسمیت شناسند .
کاش شریک زندگی خود را انسان میدانستند و برای دخترانشان حریم انسانی
قائل می شدند.
کاش باور میکردند با کوچک کردن زنان ، خود بزرگ نمی شوند !
--------------------
این نوشته در تاریخ هفدهم اسفند سال 1386 منتشر شد و بدا به حال ما که هنوز روال بر همین منوال باقی ست !
یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰
یک گلشیفته و این همه شیفته آشفته
شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۰
ما و عرب ها و دموکراسی !
می دانی اگر زنده می ماند چه رازهایی فاش می شد و چه اعتباری جنبش مردم لیبی بدست می آورد که با قاتل مردمش با انسانیت رفتار شده .
فیلم های منتشر شده حاکی از سرقت کفش دیکتاتور پس از دستگیری و پاره کردن لباس او پس از قتلش می باشد !


گفت قذافی آنقدر جنایت کرده بود که قتل او طبیعی ترین عکس العمل مردم بشمار می رود .
قذافی کشته شد تا رازها فاش نشود ، تا همه باور کنیم نباید از نهال جنبش های منطقه توقع میوه آزادی داشت !
گفتم تصور کن خامنه ای روزی در چنین وضعیتی دستگیر شود ، تصور نمی کنم سرنوشت بهتری برای او بتوان درنظر گرفت اما مسئله این ست که اگر بنا باشد ما بدلیل نفرت از کسی ، وی را به قتل برسانیم ، چه تفاوتی بین عملکرد دیکتاتور و ما وجود خواهد داشت ، هر دوی ما بنا به تصمیم شخصی و بدون لحاظ شرایط انسانی حکم به قتل مخالف داده ایم !
مسئله این نیست که بخواهیم ژست روشنفکری بگیریم و بگوییم باید جنایتکار را به دادگاه تحویل داد یا با اعدام مخالفیم حتی اعدام دشمن !
خامنه ای هم مثل قذافی بسیاری از جوانان بی گناه و حقیقت جوی ایرانی را در خیابان ( و حتی بدون تشکیل دادگاه های نمایشی جمهوری اسلامی ) به قتل رسانده .مسلما جنایات خامنه ای ، قذافی ، اسد و ... به حدی ست که " جنایت علیه بشریت " کمترین اتهام آنها خواهد بود اما ...
اگر بنا باشد به دموکراسی برسیم باید میزان تحمل خود را بالا ببریم . باید قبول کنیم هیچکس اجازه ندارد وارد محدوده مسئولیت های قانونی دیگری شود ، باید بپذیریم که قرار نیست خواسته های ما همیشه اجرا شود .
یادمان نرفته در مصر و در زمان تظاهرات علیه مبارک ، گزارشگر زن امریکایی را در مقابل چشم هماکارانش مورد تعرض وحشیانه دستجمعی قرار دادند و در موردی دیگر ، زن هموطن خود را که در پا به پای مردان علیه مبارک به خیابان آمده بود مورد تجاوز گروهی قرار دادند و پس رها کردنش گفتند ببخشید ، ما مردیم دیگه و ... به کسی چیزی نگو که انقلاب لکه دار می شود !
برای دوست تایلندی خود تعریف کردم که تلویزیون آلمان گزارشی از سفر سباستین وتل ( قهرمان فرمول یک ) به ژاپن را پخش می کرد .

در صحنه ای سباستین وتل ژاکت خود را به میان جمعیت انبوه هوادارن خود پرت کرد . ناگهان صدها دست برای ربودن ژاکت قهرمان محبوبشان به هوا برخاست تا شاید ژاکت را برباید .
ژاکت نهایتا بین 5 نفر فرود آمد که هرکدام تلاش می کردند آنرا از آن خود کنند . قبل از آنکه ببینیم سرنوشت این ژاکت چه شده ، بد نیست میزان شناخت خود از مردم دوست داشتنی ژاپن را بیازماییم :
1. جمعیت انبوه بدون توجه به ادامه مراسم ، برای ربودن ژاکت چنان به جان هم افتادند که مراسم بهم خورد و صد نفر را به بیمارستان و ده نفر را به زندان فرستادند ، هنوز از سرنوشت ده ها تن اطلاعی در دست نیست !
2. هنوز پنج نفری که ژاکت در دستان آنها بود از پس هم برنیامده بودند که تعداد دیگری هم به صرف زور بازو وارد معرکه شدند .
3. دیگران به تماشا نشستند تا ببینند این 5 نفر چگونه با کشیدن ژاکت به این طرف و آنطرف ، آنرا تکه تکه کرده و هرکدام سهمی به خود اختصاص میدهند .
4. دیگران دخالتی نکردند ، 3 نفر کنار کشیدند و دو نفر آخر ( یک مرد و یک زن ) سعی کردند ژاکت را تصاحب کنند . زور مرد به زن چربید .
5. سه نفر کنار کشیدند ، مرد به احترام زن ، ژاکت را به او بخشید .
6.سه نفر کنار کشیدند ، مرد و زنی که باقی مانده بودند ، " سنگ ، قیچی ، کاغذ " بازی کردند و نهایتا زن برنده شد ، مرد با ادای احترام ژاپنی ( تعظیم ) ژاکت را محترمانه تقدیم زن نمود و زن هم با ادای احترام متقابل ، درحالیکه از خوشحالی گریه میکرد ژاکت را در دست گرفت .
7. در حین انجام مراسم ، زن را بصورت گروهی مورد تجاوز قرار دادند و ژاکت را تکه تکه کرده و هرکدام تکه ای را ربودند .
مسلما شما هم گزینه ششم را به عنوان اتفاقی که در مراسم افتاد انتخاب کرده اید ، اما حالا دوباره گزینه ها را بخوانید و بگویید اگر این مراسم در ایران یا در کشوری عربی انجام می شد ، کدام حالت روی می داد !
------------------------
پ.ن.
اگر در ایران چنین انقلابی روی دهد ، خامنه ای رویه کدام دیکتاتور را در پیش خواهد گرفت :
مثل مبارک بیمار می شود تا زنده بماند .
مثل قذافی تا روز آخر به مبارزه ادامه می دهد .
مثل بن علی ، دیکتاتور تونس ، فرار می کند .
به دشمن و بی بصیرت ها پناهنده خواهد شد !
توضیح :
منبع عکس ها : روزنامه BZ برلین
پنجشنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۰
بیچاره زنانی که در این مجلس نماینده دارند !
فاطمه آلیا همانی ست که گفته بود : فحاشی مرد به زن خشونت نیست ! وی از مدافعین جدی تعدد زوجات ست و در این رابطه فرموده :
" فلسفه تعدد زوجات در نهايت به نفع زنان است و زنان بايد تلاش کنند که اين مسأله در بستر صحيح خود جا بيفتد."
اکنون می توان دلیل حمایت قاطع آخوندها از حضور چنین زنانی در مجلس را بهتر درک نمود که با حضور چنین نمایندگانی در مجلس ، زنان کشور نیازی به دشمن ندارند !
یکشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۰
دستگیری به جرم زن بودن !
زنان در جمهوری اسلامی بدلیل زن بودن بایستی تاوان عدم فهم حاکمان را پس دهند .
زنان هنرمند ایرانی بدلیل تاکید بر آنچه هستند و تبری از آنچه حاکمان می پسندند ، دربندند .
پنجشنبه 28 جولای در برلین برنامه ویژه ای در حمایت از زنان به بند کشیده شده برگزار می شود.
پنجشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۰
پهلوی شکسته هاله
حکایت پهلوی شکسته روایت ظلم ست و مظلومی که در انتظار یاریگری ست که مظلومیت او را فریاد زند .
بنا داشتم از خودش و پدرش بگویم که چگونه چشمها بر وقایع گشودند و تارها ز حقایق زدودند اما !
عزت اله سحابی ماموریت خود را با عزت تمام به پایان برد اما هرگز تصور نمی کرد مزدوران حکومت ظالم پهلوی دخترش بشکافند و پیش ازرسیدنش به دنیای باقی ، دخترش را به استقبالش بفرستند .
چه باید گفت از حکومت ظلمی که بنام خدا ، آبرویی برای خود و خدا باقی نگذاشته اند .
هاله سحابی در سایه پدر چنان کرد که از سایه برون رفت و خورشیدی شد تا ظلم بر خود و بر پدر آشکار کند .
دختری که پدرش را هیچگاه تنها نگذاشت ، در آخرین سفر هم به مرحمت چماقداران حکومتی ، همسفر مظلومیت پدر شد .
هاله سحابی بی گمان لکه ننگی ست بر این حکومت سرتاپا نیرنگ .
هاله سحابی هاله نوری شد که نه دور سر ، که بر سر حکومتیان می کوبد ندای مظلومیت مردم ایران را که نظام بلاهت و جهالت ( ولایت ) حتی بر جنازه ها نیز همان ظلمی روا می دارند که بر مردمان .
این قوم وحشی ز کجا آمده اند و بر کدام روال می روند که جز بدنامی و جنایت هیچ توشه ای برنگرفته اند .
در دادگاه ملت که بزودی برای سران و نوکران چنین حکومتی تشکیل خواهد شد ، چنان پرونده ای تنظیم شده که گمان نمی رود زمین از زمان تشکیل به خود دیده باشد .
و چگونه می توان به نسل های آینده اطمینان داد که در این دوران چنین نظامی بر ایران حاکم بوده ، چگونه نسل های آینده باور خواهند کرد از چنین خباثت و رذالت و درنده خویی که حکومتی با ملت سرزمینش کرده .
خامنه ای به درستی گفت که سالهای بسیار باید بگذرد تا نقش او را باور کنند .
هاله سحابی دختر من و تویی ست که کنار نشسته ایم و تا بار ما به مقصد رساند و چه نیک بر این هدف ایستاد تا افتادن فرومایگان به تصویر کشد .
و بر ماست که اجازه ندهیم این قوم وحشی به گمان سرزمینی امن ، خون فرزندان پاک ملت بر زمین مقدس ایران ریزند . بر ماست که بکوشیم هرچه زودتر دادگاهی بین المللی برای رسیدگی به جنایت علیه بشریت این قوم جن زده و پیرو ارواح خبیثه ، تشکیل گردد .
کاش نگاهی می کردند به سرنوشت حسنی مبارک و قذافی که امروز حتی دسترسی به پولهای غارت شده ملت خود ندارند و پناهی برای جان جانی خود نمی یابند .
هاله دوست داشتنی ، اجازه نمی دهیم خون تو پایمال مشتی اراذل و اوباشی شود که زمین ما را زمره مهریه خود می دانند .
در همین رابطه :
زنده باد یزید!
" که حداقل بعد از کشتن حسین، به زینب مشت و لگد نزدند. زنده باد یزید! که حداقل در روز عاشورا به امام سجاد در بستر بیماری کاری نداشتند. زنده باد یزید! که حداقل اجازهٔ تشییع جنازهٔ کشته شدگان عاشورا را دادند. زنده باد یزید! که در عصر جاهلیت اینها را رعایت کرد ولی حاکمان ما در قرن ۲۱ رعایت نمیکنند. خداوندگارا!ای کاش بجای نمایندگان امام زمان، از نمایندگان یزید بر ما حاکمی قرار میدادی که وضعمان به از این بود. خدوندگارا! اگر اینان نوادگان حسین اند، پس درود بر یزید ! "
دوشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۹
مصاحبه با مهرانگیز کار
او هنوز سرحال و پویا به مبارزه برای رسیدن به جامعه ای آزاد و دستیابی زنان به حقوق حقه شان ادامه می دهد .
خانم مهرانگیز کار برای شرکت در میزگرد " سانسور و آزادی بیان در ایران " به برلین سفر کرد و فرصت را مغتنم شمردیم تا با او گفتگویی انجام دهیم .
تلویزیون ایرانیان برلین : گفتگو با مهرانگیز کار
چهارشنبه، آذر ۱۰، ۱۳۸۹
شهلا جاهد ، قربانی نگرش زن ستیز جمهوری اسلامی
پرونده شهلا جاهد از سه منظر قابل بررسی ست :
ابتدا باید شخصیت شهلا جاهد را زیر ذره بین قرار داد ، دختری جوان که شیفته شهرت فوتبالیستی معروف می شود و بدون درنظر گرفتن وضعیت تاهل وی و حضور زنی که خود و آینده اش را در گرو زندگی مشترک با ناصر محمدخانی نهاده ، حاضر شده تا با حضورش کانون زندگی این خانواده را دستخوش تلاطم قرار دهد .
فرهنگی برخاسته از آموزه های جمهوری اسلامی ، قدرت و اختیار مرد در " زندگی چند همسری " !
این فرهنگ چنان آمیخته با باورهای عامه شده که حتی دختری جوان بر اساس تبلیغات چند سده دینی به خود اجازه می دهد شیفته مردی متاهل شود و او را شیفته خود کند تا نگاه هوسران مرد اززیبایی های زندگی به جذابیت های زنانگی جلب گردد .
نکته دوم شخصیت مرد ماجراست !
ناصر محمدخانی فارغ از تعهدات خود در قبال همسرش ( لاله سحرخیزان ) زنی دیگر ( شهلا جاهد ) را وارد زندگی خود کرده و بیش از یک دهه با گستاخی تمام ، خیانتی چنین آشکار را از لاله پنهان می دارد !
ناصر محمدخانی در حالی برای اعدام شهلا جاهد لحظه شماری می کرد که لحظه ای به خیانت خود اشاره نمی نماید . در واقع محمد خانی می کوشد تا با اصرار بر اجرای حکم اعدام شهلا ، بر خیانت خود به لاله سرپوش بگذارد .
قیافه عذادار ناصر هرگز نمی تواند او را نزد فرزندانش بری از خطا جلوه دهد .
اما فارغ از شخصیت های این ماجرای پیچیده ، نگاه قضایی و روند رسیدگی به پرونده حاکی از اعمال نفوذ برای مبری کردن عده ای و صحه گذاری بر امری مهندسی شده ست که قاعدتا از روال رسیدگی به پرونده های قضایی جهت روشن شدن حقیقت ماجرا ، انتظار نمی رود !
وقتی به گفتگوی خانم مینو همتی با آقای ابهریان ( افسر تحقیق در پروند قتل لاله سحرخیزان ) گوش می کنیم ، در می یابیم اعمال نفوذ از سوی دستهای پشت پرده عاملی بود تا روال رسیدگی به پرونده قتل در مجرایی قرار گیرد که مقبول جریان پشت پرده افتد .
دخالت حراست سازمان آب (!) ، برهم زدن صحنه قتل ، انکار قتل توسط شهلا جاهد ، وجود اسپرم مردی دیگر در بدن لاله سحرخزیان ( احتمال تجاوز ) ، اعلام نظر کارشناسان مبنی بر شرط مرد بودن قاتل ، تاکید پدر لاله بر مامور امنیتی بودن دایی لاله در قطر ، گفتگوی مشکوک ناصر محمدخانی با تلفن ( تایید شده توسط مخابرات ) که ظن اطلاع وی از قتل را قوت می بخشد ، در مظان اتهام قرار گرفتن ناصر محمدخانی و اعتراف اولیه شهلا ، سرپرستی فرزندان محمد خانی توسط پدر لاله ( گویی خانواده مقتول ، داماد خویش را لایق سرپرستی از نوه های خود نمی دیدند و ناصر محمدخانی نیز بدلیل خبط و خطای بزرگ خود نمی توانست ادعای سرپرستی فرزندان خود را عنوان نماید !) و مهمتر از همه این کلام شهلا جاهد در دادگاه است : از من خواستند که به آن خانه بروم ... من جسد را دیدم ( چه کسی و چرا ... از ناگفته های این پرونده پیچیده است ) ...
وجود ابهامات بی شمار در پرونده حاکی از نقص سیستم قضایی جمهوری اسلامی و اصرار بر اعدام بمنزله پاک نمودن مسئله ای مسئله ساز است !
دید فقهی ( دینی ) حاکم بر مردم آنچنان در بدنه قشر حاکم و عامه پیچیده و تنیده شده که نه فقط سیستم قضایی ( و سیاسی ) حکومتی، که حتی باور مردم نیز از خرافات مردسالارانه و زن ستیز لبریز گشته . متاسفانه تمامی آنچه چنین بر مردم ما می رود بجهت قوانین و اعتقاداتی ست که ارمغان جمهوری اسلامی برای مردمی صبور مهربان ست . اگر قوانین اجازه تعدد زوجات را حتی بصورت قرضی ( صیغه ای !) نمی داد ، اگر بر قدرت مرد بر دراختیار گرفتن چند همسری تاکید نمی شد ، اگر زن را در جامعه بعنوان یک انسان باور می کردند ، هیچگاه نه شهلا بخود مجوز حضور در زندگی ناصر را می داد و نه ناصر فارغ از تعهدات خود نسبت به همسرش به فکر تجدید فراش و هوسرانی می افتاد ... و نه قضات در مورد زنی که خود قربانی سیستم حکومتی و فرهنگ غلط حاکم بر جامعه شده ، چنین بی محابا حربه اعدام را بکار می بستند .
سهشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۹
رهبر حزب سبزهای آلمان ، شیفته مردم ایران
وی که پیشتر نیز در اعتراضات ایرانیان برلین بارها حضور یافته و شهدای جنبش سبز ایران را همچون اعضای خانواده اش نامیده بود ، در سفری که ( با هیئت آلمانی ) به ایران داشت ، از نزدیک با مردم ایران صحبت کرد و در بازگشت از این سفر در گفتگو با تلویزیون ایرانیان برلین ، جوانان ایرانی و بویژه زنان ایرانی را تحسین نمود .
کلاودیا روت گفت :
ما وقتی به ایران فکر می کنیم ، ( نه به حکومت ، که ) مردم ایران را درنظر میگیریم ، ایران ، احمدی نژاد نیست ، ایران حقوق بشر را پایمال نمی کند ، در ایران تعداد بسیار زیادی ( اکثریت فاحش) انسانهایی فوق العاده هستند که این حکومت را نمی خواهند ، طالب زندگی دیگری هستند وخواهان دموکراسی !
60 در صد دانشجویان ایرانی را دختران و زنان تشکیل میدهند ! ایران دارای جوانترین جامعه در جهان ست ، جوانانی ( زنانی ) با تحصیلات بالا ، من به آنها دستبند سبزم را نشان دادم ( اشاره به دستبندش ) تا بدانند ما آنها را فراموش نکرده ایم ، این زنان باهوش ، آینده ایران هستند .
من به دیدار مقامات جمهوری اسلامی رفتم تا اسامی زنانیان را بدست آورم . باید اسامی زندانیان ( جمهوری اسلامی ) آشکار شود ، چرا که فراموشی اسامی زندانیان بمنزله مرگ آنهاست !
مصاحبه اختصاصی تلویزیون ایرانیان برلین با خانم روت را ( در دو قسمت ) می توانید در سایت یوتیوب ببینید :
یکشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۹
برای زنانی که حقوق مردان را طلب می کنند
همین شعار تساوی حقوق زن و مرد یعنی تقسیم کردن جماعت انسانی به دو دسته متفاوت و بعد تلاش برای آنکه این دو دسته ( قشر ) متفاوت را به تساوی رسانند .
من اگر جای فعالان حقوق زنان بودم شعار دیگری را برمی گزیدم : احقاق حقوق انسانها !
شاید در زمینه تعهدات فردی در قبال مسئولیتهای خانوادگی بتوان جنسیت را ملاک برخی تمایزها دانست ( مثل تعهد مادر به حفاظت بهینه از نوزاد در رحم و همکاری مرد در مراقبت از مادر و انجام وظایفی دوچندان تا از مشقت بار بر همسر باردار بکاهد ) اما در جامعه ، آنگاه که قانون به انسانها نگاه می کند ، نباید مرزی بین انسانها کشید .
تکریم آزادی های فردی اگر بصورت کلی در مورد انسانهای جامعه ( و نه بصورت تقسیم بندی زن و مرد ) بیان شود ، مانع از ترسیم تبعیضات در نگرش به جنسیت خواهد شد .
من باور ندارم حتی نگاه زنانی که طالب تساوی حقوق و آزادیهای برابر با مردان هستند ، نگاهی فارغ از جنسیت باشد !
به بیان دیگر اگر این جماعت نسوان ( حداقل برخی از آنها ) به خواسته خود بهم رسند ، باز تلاش می کنند تا گامی به پیش بردارند و انتقام سالهای گذشته و ظلم نامردان دوران پیشین را از مردانی بگیرند که پا به پای آنان برای رسیدن به حقوق حقه شان گام برداشته اند .
نگرش به اندام و تعیین حقوق خاصه آن باید به وقت کاربردشان در نظر باشد . در زمانی که به حقوق فردی انسانها می پردازیم : همه ما انسانیم !
در بستر آزادیهای فردی نشان از شان انسانی باید گرفت نه زنانگی و مردانگی ، نه زادگاه و بارگاه ، نه ولی و والی .
به امید روزی که حجابی نه بر سر شما (زنان ) باشد و نه بین ما .
یکشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۹
مصاحبه تلویزیون ایرانیان برلین با محمد مصطفایی
تلویزیون ایرانیان برلین نیز گفتگویی با مصطفایی داشت که در آن به قوانین غیرانسانی و وضعیت ناعادلانه سکینه محمدی در پرونده اشاره شد .
آقای مصطفایی با توجه به محتویات پرونده با اطمینان جرم زنای محصنه را مردود دانست و تنها تعصب قضات آذربایجان شرقی را دلیل صدور حکم سنگسار دانست ....
خانم سکینه آشتیانی از دید 2 قاضی تبرئه و از سوی 3 قاضی ( از جمع شورای 5 نفره قضات ) به استناد علم قاضی (!) محکوم به سنگسار شد .
از وی در مورد علم قاضی پرسیدم که چگونه می توان به چنین ادله ای استناد نمود وقتی بستر صدور حکم از برائت تا سنگسار گسترده است !
لایحه حمایت از نامردان !
حرف اول و آخر این لایحه آزادی عمل به (نا)مردان برای ازدواج های مکرر و چند همسری ست . لایحه ای که به زنان به چشم کنیزان ( صدر اسلام !) نگاه می کند و شان انسانی زنان را خدشه دار و بل نابود می سازد .
نقدی بر این لایحه روا نیست که صرف عنوان نمودن چنین افکاری در سطح قانونگذاران جمهوری اسلامی نشان از آن دارد که برخلاف ادعای روحانیون غاصب ایران ، فقه اینان نه تنها پویا و زنده ( به روز ) نیست که گویا از زمان نزول کتاب مقدس ( قرآن ) هم عقب تر رفته ، چه در قرآن تاکید آفریدگار بر ناتوانی مردان مبنی بر رعایت عدل بین همسران است و این ناتوانی را دلیل مجاز نبودن چندهمسری عنوان می کند اما رجل غاصب ایران بدون توجه به توصیه اکید خداوندشان ، مجوز بی ثباتی خانواده و ابطال شان انسانی زنان را در دستور کار خود قرار داده اند .
جالب ست که تعدادی از بانوانی که ادعای روشنفکری در نظام را دارند معترض شده اند که چرا رضایت همسر اول هم عرض 9 شرط دیگر قرار گرفته !
زنان در ایران راهی سخت برای اثبات هویت انسانی خود دارند و بیش از مردان در معرض آسیب های روحی و جسمی ( توسط نیروهای بی شرم و بی رحم جمهوری اسلامی ) قرار دارند و با این وصف شاهدیم که پرچمدار مبارزه با دگم اندیشی و استبداد حاکم بر ایران هستند .
روحانیونی که بزرگترین افتخارشان حفظ و تکرار " برداشت های فلان آخوند و فلان عالم قرون گذشته " ست هرگز به این مطلب توجهی نکرده اند که اگر شان انسانی " زن " را در نظر نگیرند هرگز نمی توانند خود را انسان بنامند ، چرا که خود در بطن " یک زن " پرورش یافته اند .
اسف بار آنکه این موجودات قرون وسطایی آنچنان در اندیشه های دگم خود غوطه ورند که حاضرند حتی دختران خود را هم قربانی هوسرانی (نا)مردان کنند ، شاید رستگار شوند !( هرچند صاحبان چنین اندیشه هایی دختران خود را انسان نمی دانند و شاید دختران این دگم اندیشان و مرتجعان بایستی دستبوس پدارنشان باشند که آنها را زنده بگور نمی کنند !)
در مورد این لایحه بسیار نوشته اند و حق مطلب را ادا نموده اند :
اکثریت زنان ایرانی به لایحه حمایت از خانواده معترضند، پس مجلسیان نماینده کدام زنان اند؟
زهرا شجاعی: چرا لايحه حمايت از خانواده مرداني را كه بي دليل ازدواج مجدد كنند، مجازات نميكند؟
«لایحه خانواده در راستای خواستههای جنسی مردان است»
توزیع زنان مجرد بین مردان زن دار و پولدار در لایحه حمایت از خانواده!
دوشنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۹
گفتگو با شیرین نشاط ، کارگردان فیلم زنان بدون مردان
این گفتگو را می توانید در 3 قسمت ببینید و باز هم کاش تمامی صحبتهای قبل و بعد از مصاحبه را هم ضبط می کردیم تا ببینید چقدر بی تکلف و صمیمی و متواضع از خود و از فیلمش می گوید و چقدر عمیق و پراحساس با مردم وطنش همدردی می کند .
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
یکشنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۹
نشاطی به شیرینی شیرین نشاط
شیرین نشاط برنده جایزه شیر نقره ای در شصت و ششمین جشنواره ونیز ، برای کارگردانی فیلم " زنان بدون مردان " شد .
وقتی قرار شد برای مصاحبه نزد شیرین نشاط برویم ، سعی کردم تصویری از او در ذهن داشته باشم . هرچند تقریبا تمامی اطلاعات لازم را از طریق اینترنت و دوستان بدست آورده بودم اما دقیقا نمیدانستم با چه تیپ شخصیتی روبرو خواهم شد .
دروغ چرا ؟! تا قبر آآآبه خودم گفتم ، خب ، شیرین نشاط هنرمندی ( عکاس ) بوده که در اولین تجربه سینمایی توانسته تحسین منتقدین و نیز جایزه شیر نقره ای شصت و ششمین جشنواره ونیز را از آن خود کند ، اولین قدم و موفقیتی بزرگ ، موضوع فیلم در مورد مبارزه 4 شخصیت داستانی زن ست که برای رهایی از محدودیت های خاص اجتماعی تلاش می کنند ، پس خانم ، فمینیست هم باید باشه ، خلاصه هرطور برآورد کردم دیدم نخیر ، با کسی روبرو خواهم شد که انگار از دماغ فیل افتاده !
چکنم که این درد هنرمندان ایرانی ست که تا توجه چند نفر به آنها معطوف می شود ، انگار شخصیتی دیگر پیدا می کنند !
اما به محض وارد شدن به اتاق مصاحبه ، بلند شد و بسیار صمیمی و خودمانی برخورد کرد . با اینکه ساعتها در این اتاق انواع و اقسام سوالات ( معمولا تکراری ) مصاحبه گران متفاوت را پاسخ داده بود و چهره خسته اش حکایت از نیاز به استراحتی چند ساعته می کرد ، اما آنچنان صمیمی و بی ریا به استقبال ما آمد که گویی منتظرمان بوده ! ( که فهمیدم این اشتیاق و استقبال بدلیل ایرانی بودمان ست ) .
ابتدا خواستم سوالات را با هم مرور کنیم تا یک پیش زمینه و آمادگی بدست آورد و اگر احتمالا به منبع و آماری نیاز دارد ، فراهم کنیم اما خیلی راحت گفت خیر ، ترجیح می دهد بدون آمادگی به سوالات پاسخ دهد ، می گفت اگر از سوال اطلاعی نداشته باشد راحت تر است .
دقایق قبل و بعد از گفتگو به صحبتهایی در رابطه با فیلمش گذشت و نهایتا نظرش را در مورد مرگ پرسیدم تا بتوانم روایتش را در مورد مونس ( یکی از 4 شخصیت داستانی فیلم ) بهتر حس کنم .همه را گفتم تا به اینجا برسم که شیرین نشاط یکی از صمیمی ترین ، دوست داشتنی ترین ، بی ریا ترین ، ساده ترین ( به معنای مثبت ) ، خوشرو ترین ، متین ترین ، متواضع ترین و در عین حال واقع بین ترین زنانی ست که دیده ام .
پس از برنامه و در راه بازگشت به خانه ، پیش خود یکبار دیگر رفتار او را مرور کردم ، با تمامی انتقادهایی که به نظراتم داشت و در طی گفتگو ، برداشتم از فیلم را اشتباه خوانده بود ، اما احساس بدی نداشتم ، اول اینکه من اصلا منتقد فیلم نیستم و دروغ چرا ؟! تا قبر آآآآ ، اصلا اهل فیلم هم نیستم ، پس حق او بوده که به صراحت دید مرا از فیلمش رد کند ( در نوبتی دیگر در موردش خواهم نوشت ، گاهی من مخاطب از قطعه ای موسیقی و یا سکانسی از فیلمی یا گفتاری از شخصیتی ، برداشتی دارم که نظر خالق آن نبوده ، هرچند شاید این برداشت را دیگر مخاطبان هم بدست آورده باشند ) .از انتقادش به نقدم خوشم آمد ، بدلم نشست ، نه چون نقدم را بی پایه یا انتقاد او را درست میدانم ، نه ، دروغ چرا ؟! تا قبر آآآآ . بدلم نشست چون شیرین نشاط را دوست داشتنی یافتم . هنرمندی از جنس مردم ، بی تکبر ، عاشق مردمش ، مهربان و اهل درد ، نقدپذیر و اهل مشورت .
خانم شیرین نشاط عزیز
خوشحالم که شما را از نزدیک دیدم ، خوشحالم که توانستم دقایقی با شما صحبت کنم . مطمئنا روزی که فیلم شما به نمایش عمومی درآید ، دوبار به دیدنش خواهم رفت . بار اول برای دیدن فیلم شما و بار دیگر برای آنکه شما و افکار شما را در فیلمتان بیابم .

جا دارد بار دیگر از محمد پاسدار عزیز تشکر کنم که چنین فرصتی را فراهم آورد تا با هنرمندی براستی دوست داشتنی گفتگو کنم .
دوشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۸
مصاحبه با شادی صدر ، برنده جایزه شجاعت زنان
با او در مورد انتخابات کانون وکلا ، جنبش سبز مردم ، پیگیری پرونده " جنایت علیه بشریت " برای دستگیری سران جمهوری اسلامی ، 22 بهمن ، سطح مطالبات جنبش مردمی و تحلیل تقابل مردم و حاکمیت صحبت کردم .
شادی صدر به صراحت لهجه و نقد صریح جمهوری اسلامی شهره است و در این مصاحبه نیز همچون همیشه بدون ملاحظه نظرات خود را بیان نمود .
وی در مورد سطح مطالبات مردم اعتقاد دارد که افراد و گروه ها نبایستی گزینشی شعار های مردم را برچینند و آنرا بعنوان خواسته های مردمی مطرح نمایند .
بایستی از وی برای وقتی که در اختیار تلویزیون ایرانیان برلین قرار داد تشکر کنم ، بویژه آنکه مصاحبه گر دیگری از سوی یکی از شبکه های رادیویی آلمان در انتظار او بود .
سهشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۸
تغییر قوانین اقامت در آلمان در مورد ایرانیان بدلیل اوضاع وخیم ایران
گفتگو با آقای حمید نوذری ( مسئول کانون پناهندگان سیاسی دربرلین ) در رابطه با تغییر قوانین اقامت در آلمان مورد ایرانیان بدلیل وخامت اوضاع ایران .
حمید نوذری از افزایش تعداد پناهندگی ایرانیان به آلمان ( آمار سال 2009 ) خبر داد که بیش از تمامی سالهای پیشین بوده ! دوستان عزیزی که در رابطه با وضعیت اقامت خود در آلمان مشکلاتی دارند می توانند از حمایت بی دریغ حمید نوذری برخوردار شوند . وی از جمله کسانی ست که جایگاه قابل توجهی نزد مسئولین آلمانی داشته و از این وجهه برای رفع مشکلات هموطنان ایرانی استفاده می کند .
مصاحبه با خانم شادی امین پیرامون وضعیت زنان همجنسگرا . وی با نقد رفتار جمهوری اسلامی " در موافقت با تغییر جنسیت افراد " پرده از اهداف نظام سرکوبگر برداشته و تلاش می کند تا با برپایی تجمعات اعتراضی و اطلاع رسانی ، توجه مردم و مسئولین را نسبت به سرکوب و آزار افراد همجنسگرا در ایران جلب نماید .
سفارت جمهوری اسلامی در نظر دارد تا سالگرد انقلاب اسلامی را در برلین ( در هتل ماریتیم ، 20 بهمن ، نهم فوریه ) جشن گیرد .
شبکه جوانان ایرانی در برلین تلاش می کند تا این روز را به روز " اعتراض به جنایات حکومت علیه ملت " تبدیل نماید . سپیده از شبکه جوانان ایرانیان در برلین در این رابطه توضیح می دهد . لازم به توضیح است ، در روز عاشورا نیز اعضای این شبکه در مراسمی که توسط سفارت در محل حسینیه سفارت ( موسوم به دفتر ایرانیان ) برگزار می شد ، حضور یافتند و نسبت به جنایات حکومت علیه ملت مظلوم ایران اعتراض نمودند که بازتاب مناسبی در سایتهای اطلاع رسانی در پی داشت .
یکشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۸۸
فردای امروز
امروز که یاد این قضیه افتادم بخودم گفتم چرا راه دور بریم ، چطور میشه به بچه های امروزمان توضیح بدیم که در قرن 21 در ایران حکومتی حاکم بوده که اعتقادات عصر انجماد فکری را ترویج میکرده .
من واقعن سردر نمیارم چطور ممکنه گروهی که حکومت را در دست داره به خرافاتی چندش آور روی بیاره و با افتخار آنها را اعلام کنه .
بد نیست بصورت فهرست وار به تعدادی از خرافات و هجویاتی که توسط مسئولین جمهوری اسلامی بعنوان ابداعات و افتخارات آنها اعلام شده نظری بیندازیم :
1. ولایت فقیه : یک انسان عادی جای خدا نشسته و حق تصرف در همه امور را دارد چه در سطح کشور و چه در خصوصی ترین موارد مثل ازدواج (دستور به فسخ ! ) ، جان و مال و آبروی افراد و ...
2.قانون اساسی ایران . در این مورد باید کتابهای آقای دستمالچی ( که حساسیت عجیبی در این مورد دارد ) را خواند . مثلا آیا تا حالا توجه کرده اید که طبق قانون اساسی ایران ، افراد خارجی می توانند به تمامی مناصب دست پیدا کنند ، مثل مقام رهبری ، عضویت در شورای خبرگان ، شورای نگهبان ، مجلس ، وزرای دولت ، رییس قوه قضاییه ... (اینجا) .
3. حقوق زنان : تصور نمی کنم حتی وحوش یا حیوانات اهلی مثل اسب و یابو هم اگر حکومتی برقرار کنند ، چنین قوانین بی شرمانه ای را بین خود حاکم نمایند .
4. نظارت استصوابی شورای نگهبان
5. اعدام نوجوانان و کودکان !
6. حذف سلسله های شاهنشاهی از کتب درسی ( تاریخ ) ! آقایان تصور می کنند با انکار می توانند حقایق را نفی کنند بعبارتی باور دارند که مردم موظفند همه آنچه اینها می گویند را باور نمایند .
7. واگذاری حقوق ملی و انصراف از حقوق حقه ملی در صحنه بین المللی : مثل سهم ایران از دریای مازندران ، قبول بحث برای تغییر نام خلیج فارس ، قبول مذاکره برای تعیین حاکمیت جزایر ایرانی ، ...
8. حجاب زنان ....
9. حق نامحدود والدین بر فرزندان بگونه ای که قانون حتی در مورد شکنجه ( کتک زدن ) کودک اجازه دخالت ندارد .
.....
برای صحبتهای جاهلانه ای که نشان از عقب ماندگی فکری مسئولین جمهوری اسلامی دارد ، نیاز به ذکر موردی نیست ، کافی ست هر زمان که اراده می کنید ، یا روزنامه ها خبرگزاریهای هوادار دولت را بخوانید یا از برنامه های تلویزیونی ( رادیویی ) صدا و سیمای ملاها بهره مند شوید مثلا :
1. رابطه احتلام و ازدواج با جن ! ( دكتر ولي الله نقي پورفر، متخصص علوم حديث )
توجه نمایید که این آقا متخصص علوم حدیثه ، وای به روزی که یک فرد عادی در این زمینه صحبت کنه !
2. تجاوز به زندانیان : نه اینکه فکر کنید فقط مربوط به زندان کهریزک بوده و بس ، این امر در زندانهای جمهوری اسلامی عادی شده !
3. سخنان ماندگار مسئولین که بازگو کننده سطح فکر ، فرهنگ و سواد این بزرگواران ست ( اینجا و اینجا و اینجا و ...).
4. ....
بعضی وقتها آدم چون در جریان واقعه ای غرق ست و به قولی در رود شنا می کند ، خبر از خیس شدنش ندارد و به خوبی درک نمی کند که این چه کاری ست و ... اما بعد از مدتی که از بیرون به قضایا می نگرد ، می فهمد که واقعن چه بوده اما باور نمی کند که همه اینها واقعی بوده و افسانه نیست !
مردم مظلوم ما چه رنجی می برند از تحمل حاکمانی که افکار و عقایدشان را از قهرمانان هزار سال پیش خود وام گرفته اند .
چهارشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۸
مصاحبه با شادی صدر
خانم شادی صدر ، فعال سیاسی ، وکیل و از رهبران جنبش زنان در ایران ست . از او پرسیدم شما در ایران وکالت زنانی را بعهده می گیرید که بدلیل قوانین تبعیض آمیز دچار مشکل شده اند و باید با توسل به همان قوانین موکلین خود را از بند کسانی رها کنید که خودشان چنین قوانینی را نوشته اند اما به وقت نیاز ، همین قوانین را زیر پا می گذارند و تندرو تر می شوند . چگونه از پس این کار بر می آیید ؟!
گفتگوی با خانم شادی صدر را در دو قسمت می توانید ببینید .
با وجود چنین شیرزنانی باید هم حکومت از جنبش زنان و قیام مردم بترسد .
جمعه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۸
اطلاعیه سپاه پاسداران در رابطه با اعدام دل آرا !
امت همیشه در صحنه ، امروز بار دیگر فرزندان دلاور شما فتح الفتوحی کردند که بیا و ببین . رزمندگان دلاور اسلام ، دشمن سرتاپا مسلحی که دستانش از پشت بسته و بر چشمانش چشم بند زده شده بود را در تقابل با دنیای استکباری حقوق بشر ، حقوق انسانی ، حقوق کودکان و ... اعدام نمودند .
تمامی دشمنان قسم خورده حکومت مهرورز ، سعی در تفهیم حقوق کودکان و حقوق انسانها می نمودند اما دست قدرتمند فرزندان دلاور حکومت اسلامی بر دهان تمامی یاوه گویان کوبید تا جهان بداند اینجا سرزمین بلاهت وقیح است !
دشمن بداند ما قوانین خود را فدای حقوق انسانها نمی کنیم ، قوانین شرع مقدس ما بالاتر از حقوق انسانهاست و اگر نبود عطوفت ملکوتی و الهی رهبرمان ، حتی از اعدام خردسالان و شیرخوارگان دریغ نمی کردیم .
باشد تا جهان تشنه عدالت درس گیرد از روش نوین ما . چگونه بزغاله ها ، گاوها و حیوناتی که در زمین چرا می کنند و دنبال فساد هستند نمی فهمند که ما نابالغ فکری را اعدام نمی کنیم ؟
ما هیچ انسان زیر 18 سالی را اعدام نمی کنیم ، ما کاری را می کنیم که فقهای صدها سال پیش در حجره های تنگ و تاریک از لابلای کتب عهد قدیم درک کردند و امروز هیچ فقیه و سفیهی جرات نمی کند خلافش را اعلام کند تا اعدامش کنند .
امروز دنیا تشنه درک نظام قضایی ماست ، چرا که اصلا نمی فهمند ما چگونه می توانیم اینچنین راحت حکم شرع مقدس را اجرا کنیم و کسی صدایش در نیاید !
چگونه می توانیم اعلام کنیم : جرمی که نابالغ انجام داده از دید ما جرم است اما مجازات نمی کنیم چون نابالغ است !ما گناهکاران نابالغ را در زندان نگه می داریم و بعد از رسیدن به سن 18 سالگی که می فهمند عملشان جرم بوده ، می کشیم . این می تواند الگویی برای جهانیان باشد .
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این پیروزی بزرگ را به رهبر و امت حزب اله تبریک گفته و از محضر آقا امام زمان تقاضا می کند که نترسد و ظهور کند .
