000
‏نمایش پست‌ها با برچسب شخصیت ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شخصیت ها. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، آذر ۱۶، ۱۴۰۱

تغییرات قانون اساسی در زمان خامنه ای


سید علی خامنه ای برای تحکیم قدرت و مشروعیت خود (خذف مواردی که او صلاحیت آنها را نداشته) ، قانون اساسی را دستخوش تغییراتی کرد
بررسی این تغییرات میل قدرت طلبی و دیکتاتور مآبی او را بخوبی نشان میدهد
اصل ۵

در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل‌الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است، که اکثریت مردم او را به رهبری شناخته و پذیرفته باشند و در صورتی که هیچ فقیهی دارای چنین اکثریتی نباشد رهبر یا شورای رهبری مرکب از فقهای واجد شرایط بالا طبق اصل یکصد و هفتم عهده‌دار آن می‌گردد.

اصل ۹۹
شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه‌پرسی را بر عهده دارد.
اصل ۱۰۷
هر گاه یکی از فقهای واجد شرایط مذکور در اصل پنجم این قانون از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شده باشد، همانگونه که در مورد مرجع عالیقدر تقلید و رهبر انقلاب آیت‌الله‌العظمی امام خمینی چنین شده است، این رهبر، ولایت امر و همه مسئولیتهای ناشی از آن را بر عهده دارد، در غیر این صورت خبرگان منتخب مردم دربارهٔ همه کسانی که صلاحیت مرجعیت و رهبری دارند بررسی و مشورت می‌کنند، هر گاه یک مرجع را دارای برجستگی خاص برای رهبری بیابند او را به عنوان رهبر به مردم معرفی می‌نمایند، وگرنه سه یا پنج مرجع واجد شرایط رهبری را به عنوان اعضای شورای رهبری تعیین و به مردم معرفی می‌کنند.

اصل ۱۰۹
شرایط و صفات رهبر یا اعضای شورای رهبری:
  • صلاحیت علمی و تقوایی لازم برای افتاء و مرجعیت.
  • بینش سیاسی و اجتماعی و شجاعت و قدرت و مدیریت کفای برای رهبری
اصل ۱۱۰
وظایف و اختیارات رهبر:
  • تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.
  • نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام.
  • فرمان همه‌پرسی.
  • فرماندهی کل نیروهای مسلح.
  • اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها.
  • نصب و عزل و قبول استعفای‏:
    • فقهای شورای نگهبان.
    • عالیترین مقام قوه قضاییه.
    • رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
    • ریییس ستاد مشترک.
    • فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
    • فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
  • حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه.
  • حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.
  • امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد.
  • عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم.
  • عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه.
رهبر می‌تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.
اصل ۱۱۲
رهبر یا اعضای شورای رهبری در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی هستند.

خطوط قرمز اضافه شده ها و روی جملاتی که حدف شده ، خط کشیده شده

شنبه، شهریور ۲۶، ۱۴۰۱

حکومت قاتل ، جمهوری جنایت

ضحاک حکومت از ریختن خون زنان سیراب نمیشود ، سقوط این حکومت کافی نیست ، ما فراموش نمیکنیم چه با جوانان ما میکنند و
روزی همه اینها باید تقاص پس دهند
مهسا امینی در ادامه سریال قتل فرزندان ایران در بازداشتگاه ها پرپر شد
وقتی حکومت جوابگو نیست و این قتل های عمدی تکرار میشند تنها میتوان یک نتیجه گرفت که این دستور حکومتی ست، فرمان رهبری ست
خامنه ای باید زنده بماند تا محاکمه شود

پنجشنبه، تیر ۲۳، ۱۴۰۱

وریا را هم برنتافتند

وریا غفوری بدلیل حمایت از دختر آبی، اعتراضات مردمی و مصیبت زدگان آبادان بایکوت شد ، هیچ تیمی اجازه ندارد کا\یتان استقلال را به خدمت بگیرد، نه استقلال ُ نه س\اهان و نه فولاد خوزستان ، تلاش تیم ها با مخالفت اطلاعاتی ها بدون نتیجه ماند
باید منتظر شروع مسابقات و حضور تماشاگران در استادیوم ها باشیم تا از خجالت مزدوران و عوامل حکومتی در ایند
جرم وریا این بود که می گفت مردم ایران شایسته زندگی سعادتمندانه هستند







دوشنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۹۰

گفتگو با پرستو فروهر : سرزمین من ، جایی که پدر و مادرم به قتل رسیدند !

یک روز
شاید
همراه پرواز پرستوی عاشقی
واژه لبخند به سرزمین سوخته من بازگردد
امید، کوبه در را بفشارد
و سپیدی، جای تمام این سیاهی ها را پر کند ...
خیلی سخته که به خانه ای بری و به اتاقی وارد شوی و بر روی صندلی هایی بنشینی که پدر و مادرت را روی آنها نشاندند و با ضربات متعدد چاقو به قتل رساندند .
سخت تر اینه که مجبور بشی برای دادخواهی نزد قاتل بری و قاتل با وقاحت تمام نه فقط پرونده قتل را مخدوش ، که حتی از مویه و عزاداری برای پدر و مادرت جلوگیری کند .
آنهم پدر و مادری که همه عمر و خود را برای رفاه و آزادی مردم هزینه کردند و با خون خود سند جنایت رژیم و مظلومیت خود را امضا کردند .
شاید تنها کاری که از دستت برمی آید این باشد که ه سعی کنی یاد آنها فراموش نشود و با جلب توجه عموم ، از تکرار این جنایات جلوگیری کنی .
و این ماجرایی ست که بر پرستو فروهر رفته و حاصل آن کتابی ست بنام : سرزمین من ، جایی که در آن پدر و مادرم به قتل رسیدند !
از او پرسیدم چرا این نام گزنده را انتخاب کردید ، و سوالاتی دیگر ...
یاد و نام همه بزرگانی که خونشان ، بهای آزادی ملت ست ، گرامی باد .

قسمت اول :



قسمت دوم :

سه‌شنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۹۰

سوالات صریح : قسمت دوم گفتگو با منشه امیر

منشه امیر خواست تا هر سوالی دارم از او بپرسم ، چه فرصت نیکویی !
از او پرسیدم : چرا اسراییل به قطعنامه های سازمان ملل بی اعتناست ، چرا در اسراییل تبعیض نژادی ست ( برای پذیرش مهاجران ) ، چرا در 11 سپتامبر هیچ یهودی کشته نشد و همه آنها به مرخصی رفته بودند ، چرا اسراییل اجازه نمی دهد فلسطینیان دارای کشوری مستقل باشد ....




دوشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۹۰

گفتگو با منشه امیر در مورد ترور دانشمندان ایرانی و حمله اسراییل به ایران

آقای منشه امیر مثل همیشه با روی باز درخواست گفگتو را پذیرفت ، در این دیدار وی به صراحت در مورد ترور دانشمندان جمهوری اسلامی و نیز احتمال حمله اسراییل به ایران صحبت کرد .
منشه امیر با سیاستمداری ویژه خودش به سوالات پاسخ داد ، اما یک نکته در تمامی جملات وی مشهود بود ، علاقه او به ایران و دلبستگی یهودیان به ایرانیان .
وی احتمال تاثیر فوری تحریم ها بر ساقط شدن جمهوری اسلامی را منوط به قیام مردم ایران می داند .
این شخصیت شناخته شده و برجسته اسراییلی ، تهدید جمهوری اسلامی در به آتش کشاندن منطقه را دروغی بیش نمی داند و گفت در گفتگو با مقامات بین المللی از جمهوری اسلامی بعنوان ببری کاغذی یاد کرده که توان اجرای تهدید های خود را ندارد .

قسمت اول :




قسمت دوم :

یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰

یک گلشیفته و این همه شیفته آشفته

اصلا دلم نمی خواست در مورد حرکت گلشیفته فراهانی چیزی بنویسم ، دلیلی ندارد که کسی بخود اجازه دهد در مورد او قضاوت کند ، اما امان از حرف مردم !
فیلم و عکسی که در سایت فیگارو و سایتهای مختلف ( و بویژه فارسی ) پخش شد ، حرکتی بود که از سوی چند هنرمند با ملیتهای مختلف اجرا شد ، هیچ کدام از این هنرمندان اعتراضی نشنید الا گلشیفته ای که ایرانی بود و شیفته های " من " را آشفته کرد که " من بدم آمد ، پس نقد می کنم ، توهین می کنم " ، یکی هم نگفت به جهنم که بدت آمد !
آنچنان شلوغش کردند که در مورد دزدی 3 هزار میلیاردی جنجال نکردند . پدر و مادرش به عزا نشستند و به دروغ متوسل شدند .

من قضاوتی در مورد کار گلشیفته نمی کنم ، چرا که اصولا نباید کسی به خود اجازه دهد در مورد حرکتی که فردی یا در راستای عملی جمعی ست ،قضاوتی نماید مادام که این عمل به شخصی حقیقی یا حقوقی زیانی وارد نساخته .
گلشیفته هرچه کرد با خود کرد و بخاطر هدفی که مطمئنا برایش گرانبها بود ، به من و تو چه !
اینکه برخی ایرانیان غیرتشان به جوش آمده از سر نفهمی معنای غیرت ست که باید برای خاک وطن به خرج داد و الا زن و مادر و خواهر و حتی دختر که ملک کسی نیست تا بخواهد برای آنان بزرگتری کند .
دست از سر گلشیفته بردارید ، هر ایرانی مجاز ست تا هرچه می خواهد انجام دهد .

دختری در کنسرت انریکو آویزان او شد و در این بین بند سینه بندش رها شد !
وای که با او چه کردند این ملت غیور !
درحالیکه من به وجودش هنوز افتخار می کنم که در آن صحنه که از خود بیخود شده بود و خود را فراموش کرده بود ، بازهم نام وطن را از یاد نبرده و در میان جمعیت عظیمی که قاعدتا از اسم ایران نفرت داشتند با صدای بلند خود را ایرانی معرفی کرد . احسنت به غیرتش !

یاد بگیریم برای هر کسی ارزشی برابر با یک انسان آزاد قایل شویم ، یاد بگیریم خاله بازی ها را رها کنیم ، یاد بگیریم برای هم ارزش قایل شویم .
یاد بگیریم کسی را بدلیل انجام عملی که مورد میل ما نیست ، باز خواست نکنیم .
یاد بگیریم برای هم و بیش از آن برای نظرمان : ارزش قایل شویم !

دوشنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۰

سوء استفاده جمهوری اسلامی از ترس مردم ایران و کشورهای اروپایی از جنگ !

تلویزیون ایرانیان برلین :
جمهوری اسلامی حکومتی ست که نمی تواند بدون تنش به حیات خود ادامه دهد . رهبران جمهوری اسلامی به خوبی واقفند که معترضان و منتقدان داخلی و نیز کشورهای اروپایی و روسیه از وقوع جنگ و حمله نظامی امریکا به ایران هراسان می باشند و از این هراس به نفع خود سوء استفاده می کند ( ایرانیان از وقوع جنگ می ترسند مبادا ایران ویران ، هموطنان کشته و وطن پاره پاره گردد و اروپایی ها نیز از توسعه نفوذ امریکا در این منطقه ناخشنودند ) .
پرویز دستمالچی ( که از واقعه ترور رستوران میکونوس توسط ماموران جمهوری اسلامی جان سالم بدر برده ) به خوبی در مورد احتمال حمله نظامی ، تاثیر تحریم ها سخن می گوید . وی معتقد است احمدی نژاد برای پیروزی در انتخابات مجلس آینده از شانس بیشتری برای دستکاری آرا برخوردار است !





چهارشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۹۰

گفتگو با دختر عبدالفتاح سلطانی (وکیل دربند) و علی صمدی ( از برگزار کنندگان کنفرانس نگاهی به درون ایران )

در کنفرانس نگاهی به درون ایران ، در برلین ، فرصتی بدست آمد تا با دختر عبدالفتاح سلطانی گفتگویی داشته باشیم . سلطانی بدلیل فعالیت هایش در زمینه حقوق بشر جوایز بین المللی را کسب نموده و این گناهی ست نابخشودنی از دید حکومتی که اساس خود بر نقض متنوع و آشکار حقوق انسانی شهروندانش بنا نهاده .

علی صمدی کارگردان ایرانی مقیم برلین ، از برگزار کنندگان کنفرانس نگاهی به درون ایران بود که با دعوت از شخصیت های شناخته شده و مطرح ایرانی ، توجه جامعه آلمان را بار دیگر به مسایل و وقایع روز جامعه ایران جلب نمود .


دوشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۹۰

مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی




عبدالکریم لاهیجی شاید موجه ترین ایرانی در بین محافل بین المللی حقوق بشر است که ریاست جامعه دفاع از حقوق بشر ایران و نایب رییس جوامع حقوق بشر بعهده دارد .
وی بهمراه همکارانش با تشکیل پرونده های قطور نقض حقوق بشر جمهوری اسلامی ، بار ها دولتهای غربی را ناچار به تعیین موضع و صدور قطعنامه ها علیه حکومت غاصب ایران نمود.
وی به دعوت " نهاد شفاف سازی ایران" در " کنفرانس نگاهی به درون جامعه ایران" شرکت نمود .
پیش از مصاحبه از او خواستم اگر خط قرمزی برای خود تعیین نموده بازگو کند . وی با صراحت اعلام نمود هیچ خط قرمزی را نمی شناسد .
در این گفتگو وی پیرامون دلایل نادیده گرفته شدن نقش حقئق بشر در جمهوری اسلامی توسط دولتهای غربی ، واکنش جامعه جهانی به اراده جمهوری اسلامی برای دستیابی به تکنولوژی بمب هسته ای ، جاسوسی سفارت خانه جمهوری اسلامی در مورد فعالان سیاسی ،فعالیت های جامعه حقوق بشر ایران و تاثیر فعالیت های این جامعه بر نهادهای بین المللی و ... توضیحاتی شفاف بیان نمود .
عبدالکریم لاهیجی تاکید نمود که پرونده نقض حقوق بشر توسط مسئولین جمهوری اسلامی در مسیری قرار گرفته که نهایتا به انجام خواهد رسید تا جمهوری اسلامی باور کند جنایاتش هرگز فراموش نخواهد شد .








یکشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۰

گویا تاریخ ایران را از انتها نوشته اند !

وقتی نگاهی به تاریخ ایران می کنیم ، درمی یابیم که انگار این تاریخ را از ته به سر نوشته اند !

529 ق. م. ، هخامنشیان :

کوروش :صدور اولین اعلامیه حقوق بشر ، آزادی ادیان ، برابری انسانها ، لغو مجازات بدلیل خویشاوندی ، آزادی بردگان ، جلوگیری از قتل دشمنان و ترویج بخشش ...

250 م. اشکانیان :
وضع طبقاتی بین اقشار مردم : در جامعهٔ اشکانی پس از شاه و خاندان شاهنشاهی فرمانروایان و شاهان و پس از آنها نجبا و دیوانیان بلندپایه در مراتب بعدی قرار داشتند. پس از این گروه‌ها بازرگانان و گروه بزرگ کشاورزان و پیشه‌وران بودند.

874 م. : سامانیان :( لطفا به پاورقی هم توجه کنید ! )
فارسی نوین به خط عربی نوشته شد و رفته رفته هر چه بیشتر واژه‌های عربی به آن راه یافت ..

1501 م ، صفویان :
القای نقش پادشاه بعنوان رهبر مذهبی ، ایجاد روحانیت برای اشاعه دین دولتی ،ترویج خرافات در تصمیم گیری های دولتی ( استخاره ! ) ...

1170 هجری : قاجار :
آغامحمدخان با تصرف شهر شیراز دست به کشتار کسانی که از دودمان زند بودند زد، پسران لطفعلی خان را اخته نمود و دستور تجاوز جنسی به زن باردار و دختر لطفعلی خان زند و دیگر زنان این دودمان را داد.

پادشاهان قاجار : تبلیغ نقش پادشاه بعنوان نقطه ثقل جهان ( قبله عالم ) ، حراج سرزمین ایران ، شکست در عرصه های بین المللی ، ترویج خرافات ...

1304 هجری ، پهلوی :
ایجاد سازمان اطلاعات و امنیت ( ساواک ) ، بزرگنمایی نقش پادشاه ، تاکید بر اهمیت نقش شاه در تحولات جهانی ، ...

1357 هجری ، جمهوری اسلامی :
آنچه خوبان همه دارند ، تو یکجا داری :

اعلام رسمی جامعه طبقاتی (با نگاهی به قانون اساسی می توان تفاوت قشر روحانیت با مردم عادی را دریافت ) ، دستور تجاوز ، شکنجه و قتل مخالفان ، اعلام نقش رهبر بعنوان جانشین خدا ، ترویج خرافات ، ترویج زبان و فرهنگ عربی ، حراج ثروت ملی و خاک ایران ، لغو قانون برابری انسانها ( بویژه زنان و مردان ) ، اعمال مجازات بدلیل خویشاوندی ، برده داری نوین : محرومیت شهروندان ( مانند بهاییان ) از تحصیل و کار ، تبعید ، دخالت در خصوصی ترین روابط اجتماعی مثل ازدواج و ...


ایران اولین کشوری بود که حقوق بشر را اعلام نمود و بنظر می رسد آخرین کشوری هم خواهد بود که به حقوق بشر احترام بگذارد !
____________
در مورد سلسله های حاکم بر ایران کمال بی انصافی ست اگر از نقش بارز برخی از پادشاهان در وحدت و یکپارچگی کشور ، اعتلای فرهنگ ، هنر و زبان فارسی ، رفاه اقتصادی و امنیت اجتماعی مردم ... و بسیاری خدمات دیگر چشم پوشی کنیم . در این فرصت تنها قصد آنرا داشتم تا بگویم جمهوری اسلامی از هر سلسله ای خبیث ترین و پلید ترین صفات را به ارث برده !
نکته ی مهمی که در مورد سامانیان باید ذکر شود :( باید از تذکر بجا و دقیق نق نقو تشکر کنم )
"
سامانیان ایجادگر دومین نو ایرانگرائی تاریخ تمدن ایران بودند و در شکل‌گیری فرهنگ، تمدن و دانش در ایران پس از اسلام نقش بسزائی دارند. در دوره سامانیان، زبان فارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. با آن که سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار می‌بردند و آن را شعار وحدت خلافت می‌شمردند، امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران فارسی دری همچون رودکی «وفات در ۳۲۹ ق / ۹۴۰ - ۱ م» و دقیقی «حدود ۳۲۵ - ۷۰ ق / ۹۳۵ - ۸۰ م» از نخستین کسانی باشند که با گونه‌ای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجه ‏های محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند. این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسی نوین گسترش پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای مانده‌است.

یکشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۹۰

نشریه سه پنج و نقد اشعار رضا حیرانی

نشریه الکترونیکی سه پنج :

از این شماره قرار را بر این گذاشته ایم که در هر شماره ،یک شاعر،یک نویسنده،یک منتقد،یک مترجم،یک ادبیات در بیاوریم.بیاوریم به برایش،آوردن کنیم برایش،این شماره در آمده برای رضا حیرانی ست،او رو به روی چشم های شما قرار گرفته است،دارد سیخ به قرنیه شما نگاه می کند....

منتقدان شعر رضا حیرانی :
دکتر اسماعیل نوری علاء ، ناما جعفری ، سهراب رحیمی ، امید شمس ، مهدی اروند ، پیام فتوحیه پور ، علی عبدالرضایی ، حسین مکی زاده ، رویا تفتی ... و اشعاری از رضا .

دکتر اسماعیل نوری علا ء :
.... اما راست بگویم رضا حیرانی !
کتابت را یک نفس تا به آخر خواندم و الآن که این کلمات آسیمه سر را می نویسم هنوز مست لذت هوشیارساز آنچه هایی هستم که تو _ در تنهایی خویش _ بر روی کاغذ آورده ای تا بخوانمت و با تو ما شوم ، حتی اگر تو در ضیافت خوانندگانت غایب باشی .
راست بگویم ، حوصله نوشتن هم نداشتم .اما می بینم که سکوت در مقابل این مجموعه بالغ و رقصنده و کافر ، خیانت به همه عمری ست که در این راه طی شده است ... در تو تعادلی یافتم که سالها گم کرده بودم ... پس زنده باد تو ...

ناما جعفری :
رضا حیرانی زیر جهان زده ست با شاخی که از گاویش دارد .او در این شعرها مقابل تمام آدم های پفکی ایستاده است ....

امید شمس :
به طور قطع این بهترین چیزی ست که من از تو خوانده ام رضای عزیزم و به طور قطع یکی از بهترین هایی که در این دوره نوشته شده است .

مهدی اروند :
من واکنش ها به این شعر را عصبی می بینم ....فدای تو و غیرتی که در توست و در شاعران نیست ....

پیام فتوحیه پور :
... وقتی بی شک نمی شود کاری کرد همین قدر بی شک فرصتی ست به صاعقه ای می دهی تا آسمان و زمین را به عقد هم درآورد ...

علی عبدالرضایی :
... ول کن این گاو و گوسفندها که صفحه را صحن مسجد می خواهند . این مراقبه ..(!) .. شاعرانه را چند جلسه ادامه بده تا شعرت بی دخالت او نوشته شود .متاسفانه این شعر هفده صفحه ای را فقط تو می توانی بنویسی . پس بجنب .

سهراب رحیمی :
رضا خیرانی را با سایه هایش دوست دارم با همان جنونش و آسایشش که روانی ست گاهی که دلش میگیرد . گاهی که دلم میگیرد شعرهایش را می خوانم ، تسکین ست برایم تورق او . ملاقات من با او فقط در شعرهایش بوده ... در سطرهایی که رو به ویرانی ست ، برایش آرزوی جنون های بیشتری دارم ...

حسین مکی زاده :
بازهم نمونه عالی بیت ایرانی . شعر اعترافی و دستمایه ای از هنر پسماند ." شاشیدن به ... " اعتراض ست ، " شاشیدن به ... " مبارزه ست و عصیان اصالت شاشندگی است .

رویا تفتی :
.... معجزه ماست که معجزه ای نداریم ، چرا که تنها آنانی که امید به خویش ندارند نیازمند معجزه اند ...

چهارشنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۹۰

شرم روح مطهری از اخراج اساتید و دانشجویان دگراندیش !

اگر از خودخواهی وافر و فزون خواهی روزافزون روی بیش از بسیار (!) آخوندها بگذریم ، اگر تصور کنیم ( "هرچند تصور کردنش سخته ! ") شاید آخوندی از این جماعت بی حیا اندکی شرم در وجودش باقی مانده باشد ، شاید بتوان گفت بله در صورتی که روح مطهری امروز به وضعیت اساتید و دانشجویان نظر می کرد ، از شرم فراوان دوباره به همان گور خود برمی گشت و نفرین و دشنام ایرانیان بر گورش را به جان می خرید !
مطهری در دوره شاه ، استاد دانشکده الهیات در دانشگاه تهران بود . با همه اعتقادراسخ شاه مبنی بر ارتجاعی بودن افکار آخوندها ( به تعبیر شاه : ارتجاع سیاه ) باز هم از نشر نظراتش در دانشگاه جلوگیری نمی شد که دانشگاه محل تبادل افکار و تقابل آرا بود .

در مورد مطهری که شاید از روشنفکرترین ملاهای جمهوری اسلامی بوده (1) تنها چیزی که در ذهن ایرانیان باقی مانده ، اهانت های بی شرمانه وی نسبت به اجداد و نیاکان ماست که بواسطه فداکاری آنها ، فرهنگ و سنت های ملی از چرخه تاریخی ( یوغ مغول و عرب و اسکندر و .. ) به سلامت گذر نموده و بدست ما رسیده .
کاش می توانستم سر قبرش حاضر شوم و به او بگویم :
هان برخیز و ببین آرزویت ( برای دفن آداب و سنن ما) را با خود به گور بردی . کاش تنها نمی رفتی و همگی با هم به بهشت موعودتان پناه می بردید . (2)



1. مطهری در زمینه تکامل و حیات نظراتی بمراتب روشن بینانه تر از ملاهای فسیل شده داشت اما نهایتن همانی بود که امروز از او باقی ست !
2. حکایت غریبی ست : همه ملاها برای رفتن به بهشت بی تابند اما همه آنها از مرگ می ترسند و فرار می کنند !

شنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۰

استقلال به خود باخت ( تحلیلی بر بازی استقلال محبوب و تقدیر از علی کریمی )

قبلا در مورد کوتاهی استقلال در فصل نقل و انتقالات اشاره کرده بودم که بدلیل کمبود مدافعین ( بویژه مدافعان مرکزی ) نمی توان به استقلال امید بست چرا که با مصدومیت یا محرومیت هرکدام از مدافعان ، خلاء آنها ضربه سهمگینی بر پیکر تیمی وارد خواهد ساخت که قهرمانی در لیگ برتر و بازیهای آسیایی را هدف خود قرار داده .
امشب استقلال در مقابل تراکتور سازی به خود باخت ، روی سه ضربه شروع مجدد ، بازی را امیر قلعه نویی واگذار کرد . جالب ست که پرویز مظلومی برای توجیه شکست تیم خود گفته که تراکتور تنها روی ضربات ایستگاهی به پیروزی رسیده و وی به بازیکنانش هشدار داده بود تا از خطا و کرنر اجتناب کنند !
آقای مربی !
این نوع توجیه تنها اعتراف به ضعف مفرط سیستم دفاعی تیم شما برمی گردد که نمی توانید در چنین مواقعی چیدمان صحیح دفاعی را به بازیکنانتان آموزش دهید !
شاید تنها حسن ضربات ایستگاهی و شروع مجدد ( برای تیم مدافع ) این باشد که بازیکنان شما فرصت چیدمان آرایش دفاعی مناسب را در اختیار دارند .
بد نیست به گلهایی که استقلال دریافت کرد نظر کنیم :
گل اول - توپ از جناح راست استقلال روی دروازه ارسال شد ، حنیف عمران زاده ، فرمانده خط دفاعی استقلال ، بدون توجه به جریان بازی ، بازیکن مستقیم خود را رها کرد تا به سمت خط دروازه برود ( تا در صورتی که توپ از دست سید مهدی رحمتی جدا شود ، آنرا دفع کند ، البته قبل از آنکه حتی توپ به سوی دروازه شلیک شده باشد ) .
حنیف حتی پس از آنکه توپ به محسن حسینی رسید ، جاگیری کاملن اشتباهی داشت ، در چنین موقعیت هایی باید دفاع ، زاویه خود را ببندد ، حنیف نه تنها زاویه چپ خود ( تیر دروازه نزدیکتر ) را نبست که حتی با جایگیری غلط ، دید سید مهدی رحمتی را کور کرد تا نتواند بموقع مسیر توپ را تشخیص دهد . رحمتی حق داشت با فریادی بلند مقصر گل اول را مورد بازخواست قرار دهد .


گل دوم - ضربه کرنر از سمت چپ استقلال روی دروازه ارسال شد . اگر به صحنه بثمر رسیدن گل دقت کنید خواهید دید که احمد آل نعمه بدون هیچ مراقب و مزاحمی با سر توپ را درون دروازه قرار داد . آل نعمه برای زدن ضربه سر حتی لازم نبود تا به هوا برخیزد ، قوس فرود توپ چنان بود که وی مجبور شد برای ضربه زدن کمی هم دولا شود !
باید از مظلومی سوال کرد که مدافعین وی کجا بودند ( منظور از مدافعین صرفن چهار مدافع خطی او نیست بلکه سیستم تدافعی در هنگام ضربات کرنر مورد نظر است ) .
گل سوم هم کاملا مشابه گل دوم بود ، فلاویو برای ضربه سر به توپی که از جناح راست استقلال ارسال شده بود ، مجبور بود تا قامت خود را خم کند !
او هم مثل آل نعمه بدون مزاحم یا مراقب ، براحتی دروازه استقلال را باز کرد .
تاکید بر ضربات سر در حالت خم شدن اشاره به این نکته است که مدافعین در صورت استقرار صحیح و تشخیص محل فرود توپ می توانستند توپ را قبل از رسیدن به مهاجم حریف با ضربه سر ( در حالت پرش ) از منطقه خطر دور کنند .
فلاویو مسافتی حدود چهار متر را درون محوطه خطر استقلال دوید بدون اینکه کسی برای مهار او اقدام کند ، درست مثل احمد آل نعمه . با این تفاسیر آیا حق نداریم از مربی استقلال سوال کنیم مسئول سازماندهی خط دفاعی ( بخوانید چیدمان دفاعی ) استقلال روی ضربات شروع مجدد بازی کیست ؟

استقلال تا قبل از بثمر رسیدن گل فرهاد مجیدی میل فراوانی به بازی هجومی داشت اما پس از گل فرهاد گویی بازیکنان منتظر شنیدن سوت پایان بازی بودند و انگار یک بازی دستگرمی را دنبال می کنند ! آنهم در مقابل تیمی که مربی کارکشته ای چون قلعه نویی را روی نیمکت خود می دید !
البته بی انصافی ست اگر به دو موردی که مورد توجه من قرار گرفته اشاره نکنم .
اولین مورد گل اول استقلال ست . فرهاد مجیدی روی ارسال جباری، از روی خط هیجده قدم تا روی خط شش قدم ، از بین چهار بازیکن تراکتور گذشت تا توپ را از روی سر مدافع تراکتور درون دروازه قرار دهد . چنین تیز هوشی و تحرکی تنها از فرهاد مجیدی برمی آید و بس !
نکته دوم در مورد پرویز مظلومی ست . شاگرد سابق منصور پورحیدری که به احتیاط بیش از حد و قناعت به برد با کمترین اختلاف مشهور بود ، در ( زمان تساوی ) این بازی ریسک بزرگی کرد که به اعتقاد من شایسته تقدیر ست ، هرچند نتیجه نداد !
وی در دقیقه 72 آرش برهانی ( مهاجم ) را جایگزین علی حمودی ( دفاع راست ) نمود تا با تغییراتی در چیدمان بازیکنان ( قرار گرفتن خسرو حیدری در دفاع راست و بازی با سه مهاجم ) ترکیب تیم را هجومی تر کند . باید اعتراف کنم که عمیقا تحت تاثیر قرار گرفتم و بهیچ عنوان انتظار چنین ریسکی آنهم ( در دقایقی که بازی دو بر دو دنبال می شد ) از سوی مربی که همیشه با دو هافبک دفاعی بازی می کرد را نداشتم !
هرچند اگر مظلومی در تمامی دقایق بازی میل به بازی سرعتی و رو به جلو را به بازیکنانش تزریق می کرد ، شاید تراکتور مجال و جرات هجوم با نفرات زیاد را نمی یافت .
بجهت همین تعویض باید به او آفرین گفت . امیدوارم مظلومی بیش از پیش به سبک هجومی علاقه پیدا کند ، سبکی که امیر قلعه نویی در همه حال مورد توجه قرا می دهد ، بازی هجومی همیشه پیشتر ها از سوی علی پروین و ناصر حجازی ارائه می گشت ، البته با تاکتیک هایی کاملا متفاوت ( دوستان قطعن با شیوه این دو پیشکسوت آشنایی دارند ! ) .

تنها حسن شکست استقلال ( حتی در چنین بازی حساسی ) ، افزایش انگیزه بازیکنان برای پیروزی در بازی بعدی و در مقابل پرسپولیس است . استقلال باید همیشه و در همه حال پیروز از زمین خارج شود .
توجیهات مظلومی مبنی بر در اختیار نداشتن تعدادی از بازیکنانش راه فرار مناسبی برای او نیست .
مظلومی از ابتدای شروع مسابقات همیشه شکایت از آن داشته که تعدادی از بازیکنانش را بدلیل مصدومیت ، محرومیت یا اردوهای ملی در اختیار ندارد . اما کاش از او می پرسیدند که چه بازکنانی را در اختیار دارد !
استقلال ( بجز خط دفاعی ) چنان از غنای مهره برخوردار است که مربی این تیم نباید شکایت از نبود چند بازیکن داشته باشد .هرگاه کرار نبوده ، ولید علی یا یوسفی بوده اند . هرگاه میداوودی را نداشته ، مجیدی و برهانی خط حمله او را تشکیل داده اند .
ضعف بزرگ استقلال در درجه اول نداشتن مدافعین تخصصی در دفاع مرکزی ست و نیز مهاجم سر زن حرفه ای . که هردوی اینها نیز به خطای بزرگ مظلومی در یارگیری فصل نقل و انتقالات برمی گردد .

امیدوارم تیم محبوبم همیشه سربلند و پیروز زمین بازی را ترک کند .

پ . ن .
پرسپولیس از دیرباز به دراختیار داشتن بازیکنان بداخلاق و خشن مشهور بوده . شاید این رویه ای بود که از زمان تسلط پروین بر این تیم به یادگار مانده . علی پروین که در زمان بازی ، بازیکنی به غایت تکنینکی و هوشیار بود ، همیشه در مقابله با مدافعین یارگیر خشن ( بواسطه ترس از مصدومیت ) مشکل پیدا میکرد . از همین رو در دورانی که خود همه کاره پرسپولیس بود ، همیشه هوادار بازیکنان خشن و شر بود .
گاه استثنایی هم در این تیم یافت می شد ، مثل پژمان نوری و مازیار زارع (هردو برخاسته از مکتب ملوان ).
اما این روزها نگینی در این تیم می درخشد که درخشش او بیش از آنکه از تکنیک ناب و منحصر بفردش سرچشمه گیرد ، از رفتار جوانمردانه و شجاعانه اش منبعث شده : علی کریمی .
پهلوانی که با رفتار شایسته خود ، نه فقط از همه فوتبالیست ها که از تمامی ورزشکاران فاصله گرفته تا آنجا که حتی متعصب ترین استقلالی ها هم به او با دیده احترام می نگرند .
براستی علی کریمی کیست ؟!( علی کریمی در سایت دویچه وله )
برای بزرگداشت علی کریمی باید بپا خیزیم !

پنجشنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۰

بیچاره زنانی که در این مجلس نماینده دارند !

فاطمه آلیا ، نماینده مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: افزایش کاندیداهای زن برای رقابت در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی از مهمترین برنامه هی فراکسیون زنان در آستانه انتخابات مجلس است.
فاطمه آلیا همانی ست که گفته بود : فحاشی مرد به زن خشونت نیست ! وی از مدافعین جدی تعدد زوجات ست و در این رابطه فرموده :
" فلسفه‌ تعدد زوجات در نهايت به نفع زنان است و زنان بايد تلاش کنند که اين مسأله در بستر صحيح خود جا بيفتد."

اکنون می توان دلیل حمایت قاطع آخوندها از حضور چنین زنانی در مجلس را بهتر درک نمود که با حضور چنین نمایندگانی در مجلس ، زنان کشور نیازی به دشمن ندارند !


سه‌شنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۹۰

انتقام را به منتقم واگذارید !

مصباح یزدی که از زندگی چیزی جز خون و خشونت نمی داند فرموده :
" خداوند تنها ارحم الراحمین نیست بلکه انتقام گیرنده نیز می‌باشد "
کاش این مفتش دین همانگونه که رحم و شفقت را بر عهده خدایش گذاشته ، انتقام او را نیز بر عهده خودش می گذاشت .
مگر نه این ست که خدایش کفار و مشرک را به عذابی دردناک وعده داده و مگر نه اینکه وعده خدا حق ست ؟ پس چه بهتر که بگذارد خدایش به وعده اش عمل کند و آمرین دنیوی را از دخالت در امور آسمانی برحذر می داشت .


پنجشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۹۰

اصلاح طلبانی که اصلاح نمی شوند !

هنوز داغ مادران از کشته شدن فرزندانشان بدست چماقداران خامنه ای تازه ست که موسوی خوئینی ها داغ دیگری بر دل آنها می زند :
صادق لاریجانی هم قبلا گفته بود که در جریان اعتراض مردمی به انتخابات تنها یک نفر به قتل رسیده ، از لاریجانی ها که همدست جانی ها هستند انتظاری نیست اما از اصلاح طلبانی که امید به اصلاح آنها به قیمت خون فرزندان ایران زمین ارزیابی شده ، توقعی دیگر می رفت !
جناب خوئینی ها !
براستی معتقدید خامنه ای قابل اصلاح ست یا سنگ خود را به سینه می زنید مبادا با تغییر نوع حکومت فضا برای دیدگاه های شما هم تنگ شود ؟
هنوز یادمان نرفته شما رهبری دانشجویان پیروئ خط امام را در زمان اشغال سفارت امریکا بعهده داشتید ، بدعتی که امروز دیگر حریم قانونی هیچ سفارتخانه ای را حرمت نمی نهد تا در جهان حکومت باب میل شما را بنام بی قانونی و ظلم و فساد و سرکوب بشناسند !
جناب خوئینی ها !
خامنه ای از همان نماز جمعه ای که فرمان قتل و سرکوب مردم را داد ، مرد ، این جنازه را نمی توان با شعارهای شما زنده کرد . رهبری که حکم رهبریش را از دست ملت نگرفت و مشروعیتی که شما و دوستانتان تلاش می کردید به او ارزانی دارید ، از سوی ملت انکار شد تا ولی فقیه شما بداند خلافت بر پایه لجاجت و خشم ، لزوما کرنش و تبعیت ملت را به ارمغان نخواهد آورد حتی اگر خلیفه را با آب خرافات غسل دهند .

جناب خویینی ها !
امثال شما بسیارند ، آنانکه صلاح خویش در صلابت نامردمان می بینند و ثواب خویش در سکوت مردمان .

کاش می گفتید در سیمای رهبر خود چه می بینید که تمام جنایت وی را ملیح و مقبول می یابید !
کاش می گفتید این چه سری ست که خاتمی مردم را به عذرخواهی و شما ملت را به کرنش مقام عظمای ولایت می خوانید ، به خدای شما قسم ، باور داریم تنها هنر شما اجرای نقشی در حد سوپاپ حکومت ست .
تا صحبت از انتخابات شد ، خاتمی مردم را به عذرخواهی از رهبری دعوت کرد و تا حکومت های منطقه بدست مردم سرنگون شدند ، شما به لرزه افتادید و به تلاش تا شاید ذهن مردم از تغییر حکومت منحرف شود ، خیر شما از آرای مردم منحرف شدید !
همه سخنان شما نشان از باور اراده ملت دارد در برچیدن بساط حکومت ولی فقیه شما !


آقای خویینی ها !
همه شمایی که ادعای اصلاح طلبی دارید ، دروغگویید . شما و همفکرانتان هیچ استعدادی برای اصلاح شدن ندارید !

-----------------------
سارمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پیامی به ملت لیبی آنها را به عفو و گذشت دعوت کرد . منشی که کاش در ابتدای حکومت جمهوری اسلامی هم از سوی اینان رعایت می شد تا خون بسیاری بر زمین ریخته نشود !

دوشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۹۰

دلقک در قفس شیر !

شاه در مصاحبه ای گفته بود هرجا به دلقکی نیاز دارد و قذافی دلقک این جهان است !
دلقک بزرگ بساطش برچیده شد ، منتظر بمانیم که بزودی کنام (1) شغال ها قفس آنها خواهد شد، جهان بدون سیرک سیاستمدارن آرامش بیشتری خواهد داشت .

-------------------------
پ.ن.
1 .
دریغ ست ایران که ویران شود ..... کنام پلنگان و شیران شود ( فردوسی )
2. نکته ای که نباد دور از ذهن داشت که قذافی و پسرانش تا آخر ایستادند ، تصور نمی کنم از بین آخوندها و آخوندک ها حتی یک نفر چنین جربزه ای را داشته باشد !

شنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۹۰

چند خبر کوتاه : حسرت از کمبود پرسنل 5 تا 13 ساله در سپاه ، فینال کسب مقام آخر در لیگ برتر و ...

برگزاری فینال مقام آخری لیگ !
در پی باخت دوم پرسپولیس در بازی سوم ، این تیم رقابت سختی را با مس سرچشمه برای کسب مقام آخر جدول لیگ آغاز کرده .روز سه شنبه 25 مرداد فینال کسب مقام آخری لیگ بین پرسپولیس و مس سرچشمه برگزار خواهد شد که کارشناسان فوتبال اعتقاد دارند این بازی اهمیت حیاتی برای هردو تیم خواهد داشت تا بتوانند به شایستگی در قعر جدول جاخوش کنند . در همین رابطه لیگ دسته یک فوتبال ضمن حمایت از کادرفنی و بازیکنان پرسپولیس فریاد زد : استیلی تیمت رو وردار و بیا !

حجت الاسلام محمدهادی رضایی، مسئول نمایندگی آیت الله خامنه ای در نیروی زمینی سپاه پاسداران اعلام کرد: "سياست غلط كنترل مواليد كه در دولت سازندگي پايه‌گذاري و در دولت اصلاحات پيگيري شد متاسفانه نه تنها هزينه‌هاي سنگيني به كشور تحميل كرد بلكه پيامدهاي بسيار منفي نيز به همراه داشت كه يك نمونه بارز آن كاهش ورودي نيروي سرباز به نيروهاي مسلح است....به طوري كه نيروهاي مسلح را به دليل كاهش ورودي نيروي سرباز با مشكل كمبود نيرو مواجه كرده است."

با توجه به اینکه از عمر دولت خاتمی فقط 6 سال و از عمر دولت رفسنجانی تنها 14 سال می گذرد ،( وبا توجه به 9 ماه زمان بارداری ) بنظر می رسد تمام دلهره این حجة الاسلام این بوده که تعداد کودکان 5 تا 13 ساله ای که خواهان عضویت در سپاه باشند به شدت کاهش یافته !

کاش این حجة الاسلام که نماینده ویژه خامنه ای نیز هست ، فاش می ساخت اعضای محترم سپاه پاسداران چه استفاده بهینه ای از حضور پسران 5 تا 13 سال در جمع خود می کنند که چنین دلهره و آشوبی از کمبود آنها در دل سپاهیان افتاده ؟

خانم کلینتون فرموده : گفت که تاریخ، این کشورها و دولت هایی که به سوریه اسلحه ارسال می کنند را طرد خواهد کرد.... یادم می یاد در فیلم قیصر ، وقتی دایی جان از بهروز وثوقی ( قیصر ) تقاضا میکنه که قاتلین برادر و خواهرش را واگذار به حضرت عباس کنه ، قیصر میگه مگه من خودم دست ندارم که واگذارشون کنم به حضرت ابوالفضل ؟!
شاید خانم کلینتون عزیز فراموش کرده که امریکا و اروپا برای حمایت از مردم لیبی چه بلایی سر سرهنگ قذافی نازل کردند و چطور از مردم مصر و سودان حمایت نمودند اما نمیدانم چرا تا حرف جمهوری اسلامی و سوریه بمیان میاد همه مودب و اتو کشیده ، تنها به نفرینی و دشنامی قناعت می کنند !

اما این عکس جالب که هنر یکی از کاربران بالاترین ست :



اینکه چطور میشه با چادر آب استخر را معطر کرد سوالی ست که تصور میکنم تنها دکتر روازاده ( معروف به روانی زاده ) باید پاسخ گوید .
وصدالبته کاش مسئولان استخر میگفتند برادران با کجای خودشان می توانند آب استخر را معطر کنند !


دوشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۰

آقای دبیر ! وجدانتان آزرده شد ؟!

علیرضا دبیر قهرمان اسبق کشتی جهان و عضو فعلی شورای شهر تهران از قتل روح اله داداشی ، قهرمان قویترین مرد ایران ( بخوانید جهموری اسلامی ) گله کرده که " چنین زیستنی شایسته هیچ جامعه انسانی نیست " !
جهت اطلاع این عضو شریف شورای اسلامی شهر تهران عرض می کنم :
1. اولا حضرتعالی عضو شورای شهری هستید که چنین اتفاقاتی بطور روزمره در آن بوقوع می پیوندد ، اگر شما مسئولیتی در قبال چنین رخداد هایی ندارید ، چه کسی پاسخگوست ؟
2. بارها سایت های خبری گزارش از قتل شهروندان در روز روشن و در خیابانهای تهران و باز هم در حضور نیروهای انتظامی داده اند ، چرا فغانتان از نا امنی شهرتان بلند نشد ؟
3. روزی که مادر شهید سهراب اعرابی در شورای شهر از ظلمی که بر فرزندش رفته بود سخن می گفت ، در کنار شما نشسته بود ، برای خون بناحق ریخته شده سهراب چه کردید ؟
4. جناب دبیر ! قتل هر شهروندی مایه تاسف ست اما تاسف بارتر جبهه گیری شما ست که توقع میرفت با روحیه ورزشکاری خود ، مدافع مردمی باشید که شما را قهرمان خود می دانستند . نه اینکه تا خشونت متوجه شما و دوستان شما می شود تازه بیاد آورید که باید کاری کرد .
این رویه تداوم همان رفتاری ست که شما مسئولین جمهوری اسلامی پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری باب نموده اید : خشونت ، تعرض و تجاوز در روز روشن و در مقابل دیدگان همه !
امیدوارم روزی بیدار شوید و حداقل وظیفه خود را بانجام رسنید : تبری و دوری از حکومت ظلم و تعدی ، حکومتی که به قول شما براستی زیبنده هیچ جامعه انسانی نیست !


گفتنی ست روح اله داداشی همانی ست که سال پیش کمربند قهرمانی خود را تقدیم احمدی نژاد کرده بود . مرگش مایه تاسف ست اما بیش و پیش از او از بناحق ریخته شدن خون جوانان سرزمینم متاسف می شوم که تنها خواستشان برسمیت شناخته شدن انسانیت آنها بود .
Free counter and web stats