000
‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزشی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزشی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، تیر ۲۳، ۱۴۰۱

وریا را هم برنتافتند

وریا غفوری بدلیل حمایت از دختر آبی، اعتراضات مردمی و مصیبت زدگان آبادان بایکوت شد ، هیچ تیمی اجازه ندارد کا\یتان استقلال را به خدمت بگیرد، نه استقلال ُ نه س\اهان و نه فولاد خوزستان ، تلاش تیم ها با مخالفت اطلاعاتی ها بدون نتیجه ماند
باید منتظر شروع مسابقات و حضور تماشاگران در استادیوم ها باشیم تا از خجالت مزدوران و عوامل حکومتی در ایند
جرم وریا این بود که می گفت مردم ایران شایسته زندگی سعادتمندانه هستند







شنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۱

قهرمانی استقلال دور از دسترس نیست

سپاهان با پیروز در مقابل ملوان ( آنهم در انزلی ) گام بزرگی برای قهرمانی برداشته اما این بمنزله پایان راه نیست .
اگر استقلال بتواند در بازهای باقیمانده به امتیازات لازم دست پیدا کند ( این مطلب قبل از بازی هفته 29 استقلال با مس سرچشمه نوشته می شود ) ، با توجه به بازیهای باقیمانده سپاهان می تواند امیدوار باشد تا به صدر جدول راه پیدا کند .
سپاهان در هفته های آتی به ترتیب به دیدار تیم هایی میرود که هرکدام بدلیل خاصی برای پیروزی به میدان می آیند و هیچکدام رقیب دست و پا بسته ای نیستند :
هفته سی ام در اصفهان با پرسپولیسی که این روزها با دنیزلی بسیار خوب نتیجه می گیرد
هفته سی و یکم به دیدار فولاد ( در اهواز ) می رود . تیم مجید جلالی با وجود جوانی ، فوتبال را بسیار هوشمند بازی می کند . جلالی می تواند امسال هم با فولادش کمک بسیار بزرگی به قهرمانی استقلال کند ، چرا که این تیم با تراکتور هم بازی دارد 
هفته سی و دوم سپاهان با شاهین دیدار می کند ، شاهینی که برای رهایی از قعر جدول و سقوط به دسته پایین تر ، هر بازیش بازی مرگ و زندکی ست
هفته سی و سوم دربی شهر اصفهان برگزار می شود ، ذوب آهن در برابر سپاهان همیشه انگیزه خاصی داشته
و بالاخره در هفته سی و چهارم در اصفهان باید برابر نفت آبادان قرار گیرد که بنظر من شاید ساده ترین بازی سپاهان در بازیهای آینده ست .
در مقابل ، استقلال در هفته 29 به دیدار مس سرچشمه میرود که در ته جدول جاخوش کرده و بدترین خط حمله و دفاع ( بعد از نفت آبادان ) را دارد 
در هفته سی ام سخت ترین دیدار استقلال را شاهد خواهیم بود ، بازی در برابر صبا با عنایتی که حرف های بسیاری خواهد داشت تا نشان دهد دندان پوسیده کیست !
هفته سی و یکم استقلال با شاهینی بازی میکند که هنوز زخم بازی حذفی را بر تن دارد ، استقلال باید این بازی را در بوشهر ببرد تا از قهرمانی دور نیفتد
هفته سی و دوم استقلال در برابر شهرداری تبریز قرار می گیرد که حال و روزگاری بهتر از مس سرچشمه ندارد و هفته سی و دوم احتمالا سقوطش به دسته پایین تر قطعی شده (!)
در هفته سی و سوم در آبادان به دیدار نفت این شهر خواهد رفت ، بازی سختی که نمی توان نتیجه آن را از قبل پیش بینی کرد
و در هفته آخر ( سی و چهارم ) به دیدار نفت تهران می رود . حسین فرکی برای اثبات شایستگی خود مطمئنا روی این بازی زوم کرده.
بهرحال اگر استقلال بر ترس ذاتی مظلومی ( و پورحیدری ) غلبه کند و با جسارت بیشتری به دیدار رقیبان رود و البته چنانچه مصدومیت ها دست از سر بازیکنان کلیدی این تیم بردارد ( و اگر ... )  می تواند هنوز شانس اول قهرمانی باشد ، هرچند تراکتور با امیرقلعه نویی و سپاهانی که براستی شخصیت قهرمانی پیدا کرده را نمی توان نادیده گرفت.

جمعه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۱

کم اطلاعی سایت فوتبال از قوانین فوتبالی !

سایت ورزش 3 که فعلا از به روز ترین سایتهای فوتبالی به زبان فارسی ست در گزارشی تحت عنوان : حاشیه های بازی فجر و شاهین ، در مورد گل آفساید فجر آورده :

حیف ست که برجای بزرگان ورزشی نویس این کشور ، افرادی نشسته اند که به زعم خود رشته تخصصی آنها فوتبال ست اما از ساده ترین قوانین فوتبال هم اطلاعی ندارند !
آفساید زمانی روی می دهد که مهاجم ( یعنی هر بازیکنی که در مقابل دروازه حریف باشد ) توپ ارسالی را از پشت خود دریافت کند و کمتر از دو بازیکن تیم مدافع بین او و دروازه قرار داشته باشند .
اینکه چرا در عمل و در نظر عامه فقط یک مدافع را درنظر میگیرند البته بسیار واضح ست ، چرا که تقریبا در نود و نه درصد موقعیتها ، دروازه بان درون دروازه ست و یک بازیکن بشمار می آید و بجز او باید یک بازیکن دیگر هم بین مهاجم و خط دروازه قرار داشته باشد .
در صحنه ای گل آفساید تیم فجر بثمر رسید ، وحید طالب لو از دروازه خارج شده بود و تنها یک مدافع شاهین بین مهاجم و دروازه شاهین قرار داشت که طبیعتا موقعیت آفساید بشمار می آید و خوشبختانه کمک داور این مسابقه از قوانین فوتبال بی اطلاع نبود . باید به تصمیم و تشخیص کمک داور آفرین گفت و حسرت روزهایی را خورد که ورزشی نویسان این دیار از خبرگان و کارشناسان واقعی این رشته ورزشی بودند .
یاد همه آنها گرامی باد .

شنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۰

استقلال به خود باخت ( تحلیلی بر بازی استقلال محبوب و تقدیر از علی کریمی )

قبلا در مورد کوتاهی استقلال در فصل نقل و انتقالات اشاره کرده بودم که بدلیل کمبود مدافعین ( بویژه مدافعان مرکزی ) نمی توان به استقلال امید بست چرا که با مصدومیت یا محرومیت هرکدام از مدافعان ، خلاء آنها ضربه سهمگینی بر پیکر تیمی وارد خواهد ساخت که قهرمانی در لیگ برتر و بازیهای آسیایی را هدف خود قرار داده .
امشب استقلال در مقابل تراکتور سازی به خود باخت ، روی سه ضربه شروع مجدد ، بازی را امیر قلعه نویی واگذار کرد . جالب ست که پرویز مظلومی برای توجیه شکست تیم خود گفته که تراکتور تنها روی ضربات ایستگاهی به پیروزی رسیده و وی به بازیکنانش هشدار داده بود تا از خطا و کرنر اجتناب کنند !
آقای مربی !
این نوع توجیه تنها اعتراف به ضعف مفرط سیستم دفاعی تیم شما برمی گردد که نمی توانید در چنین مواقعی چیدمان صحیح دفاعی را به بازیکنانتان آموزش دهید !
شاید تنها حسن ضربات ایستگاهی و شروع مجدد ( برای تیم مدافع ) این باشد که بازیکنان شما فرصت چیدمان آرایش دفاعی مناسب را در اختیار دارند .
بد نیست به گلهایی که استقلال دریافت کرد نظر کنیم :
گل اول - توپ از جناح راست استقلال روی دروازه ارسال شد ، حنیف عمران زاده ، فرمانده خط دفاعی استقلال ، بدون توجه به جریان بازی ، بازیکن مستقیم خود را رها کرد تا به سمت خط دروازه برود ( تا در صورتی که توپ از دست سید مهدی رحمتی جدا شود ، آنرا دفع کند ، البته قبل از آنکه حتی توپ به سوی دروازه شلیک شده باشد ) .
حنیف حتی پس از آنکه توپ به محسن حسینی رسید ، جاگیری کاملن اشتباهی داشت ، در چنین موقعیت هایی باید دفاع ، زاویه خود را ببندد ، حنیف نه تنها زاویه چپ خود ( تیر دروازه نزدیکتر ) را نبست که حتی با جایگیری غلط ، دید سید مهدی رحمتی را کور کرد تا نتواند بموقع مسیر توپ را تشخیص دهد . رحمتی حق داشت با فریادی بلند مقصر گل اول را مورد بازخواست قرار دهد .


گل دوم - ضربه کرنر از سمت چپ استقلال روی دروازه ارسال شد . اگر به صحنه بثمر رسیدن گل دقت کنید خواهید دید که احمد آل نعمه بدون هیچ مراقب و مزاحمی با سر توپ را درون دروازه قرار داد . آل نعمه برای زدن ضربه سر حتی لازم نبود تا به هوا برخیزد ، قوس فرود توپ چنان بود که وی مجبور شد برای ضربه زدن کمی هم دولا شود !
باید از مظلومی سوال کرد که مدافعین وی کجا بودند ( منظور از مدافعین صرفن چهار مدافع خطی او نیست بلکه سیستم تدافعی در هنگام ضربات کرنر مورد نظر است ) .
گل سوم هم کاملا مشابه گل دوم بود ، فلاویو برای ضربه سر به توپی که از جناح راست استقلال ارسال شده بود ، مجبور بود تا قامت خود را خم کند !
او هم مثل آل نعمه بدون مزاحم یا مراقب ، براحتی دروازه استقلال را باز کرد .
تاکید بر ضربات سر در حالت خم شدن اشاره به این نکته است که مدافعین در صورت استقرار صحیح و تشخیص محل فرود توپ می توانستند توپ را قبل از رسیدن به مهاجم حریف با ضربه سر ( در حالت پرش ) از منطقه خطر دور کنند .
فلاویو مسافتی حدود چهار متر را درون محوطه خطر استقلال دوید بدون اینکه کسی برای مهار او اقدام کند ، درست مثل احمد آل نعمه . با این تفاسیر آیا حق نداریم از مربی استقلال سوال کنیم مسئول سازماندهی خط دفاعی ( بخوانید چیدمان دفاعی ) استقلال روی ضربات شروع مجدد بازی کیست ؟

استقلال تا قبل از بثمر رسیدن گل فرهاد مجیدی میل فراوانی به بازی هجومی داشت اما پس از گل فرهاد گویی بازیکنان منتظر شنیدن سوت پایان بازی بودند و انگار یک بازی دستگرمی را دنبال می کنند ! آنهم در مقابل تیمی که مربی کارکشته ای چون قلعه نویی را روی نیمکت خود می دید !
البته بی انصافی ست اگر به دو موردی که مورد توجه من قرار گرفته اشاره نکنم .
اولین مورد گل اول استقلال ست . فرهاد مجیدی روی ارسال جباری، از روی خط هیجده قدم تا روی خط شش قدم ، از بین چهار بازیکن تراکتور گذشت تا توپ را از روی سر مدافع تراکتور درون دروازه قرار دهد . چنین تیز هوشی و تحرکی تنها از فرهاد مجیدی برمی آید و بس !
نکته دوم در مورد پرویز مظلومی ست . شاگرد سابق منصور پورحیدری که به احتیاط بیش از حد و قناعت به برد با کمترین اختلاف مشهور بود ، در ( زمان تساوی ) این بازی ریسک بزرگی کرد که به اعتقاد من شایسته تقدیر ست ، هرچند نتیجه نداد !
وی در دقیقه 72 آرش برهانی ( مهاجم ) را جایگزین علی حمودی ( دفاع راست ) نمود تا با تغییراتی در چیدمان بازیکنان ( قرار گرفتن خسرو حیدری در دفاع راست و بازی با سه مهاجم ) ترکیب تیم را هجومی تر کند . باید اعتراف کنم که عمیقا تحت تاثیر قرار گرفتم و بهیچ عنوان انتظار چنین ریسکی آنهم ( در دقایقی که بازی دو بر دو دنبال می شد ) از سوی مربی که همیشه با دو هافبک دفاعی بازی می کرد را نداشتم !
هرچند اگر مظلومی در تمامی دقایق بازی میل به بازی سرعتی و رو به جلو را به بازیکنانش تزریق می کرد ، شاید تراکتور مجال و جرات هجوم با نفرات زیاد را نمی یافت .
بجهت همین تعویض باید به او آفرین گفت . امیدوارم مظلومی بیش از پیش به سبک هجومی علاقه پیدا کند ، سبکی که امیر قلعه نویی در همه حال مورد توجه قرا می دهد ، بازی هجومی همیشه پیشتر ها از سوی علی پروین و ناصر حجازی ارائه می گشت ، البته با تاکتیک هایی کاملا متفاوت ( دوستان قطعن با شیوه این دو پیشکسوت آشنایی دارند ! ) .

تنها حسن شکست استقلال ( حتی در چنین بازی حساسی ) ، افزایش انگیزه بازیکنان برای پیروزی در بازی بعدی و در مقابل پرسپولیس است . استقلال باید همیشه و در همه حال پیروز از زمین خارج شود .
توجیهات مظلومی مبنی بر در اختیار نداشتن تعدادی از بازیکنانش راه فرار مناسبی برای او نیست .
مظلومی از ابتدای شروع مسابقات همیشه شکایت از آن داشته که تعدادی از بازیکنانش را بدلیل مصدومیت ، محرومیت یا اردوهای ملی در اختیار ندارد . اما کاش از او می پرسیدند که چه بازکنانی را در اختیار دارد !
استقلال ( بجز خط دفاعی ) چنان از غنای مهره برخوردار است که مربی این تیم نباید شکایت از نبود چند بازیکن داشته باشد .هرگاه کرار نبوده ، ولید علی یا یوسفی بوده اند . هرگاه میداوودی را نداشته ، مجیدی و برهانی خط حمله او را تشکیل داده اند .
ضعف بزرگ استقلال در درجه اول نداشتن مدافعین تخصصی در دفاع مرکزی ست و نیز مهاجم سر زن حرفه ای . که هردوی اینها نیز به خطای بزرگ مظلومی در یارگیری فصل نقل و انتقالات برمی گردد .

امیدوارم تیم محبوبم همیشه سربلند و پیروز زمین بازی را ترک کند .

پ . ن .
پرسپولیس از دیرباز به دراختیار داشتن بازیکنان بداخلاق و خشن مشهور بوده . شاید این رویه ای بود که از زمان تسلط پروین بر این تیم به یادگار مانده . علی پروین که در زمان بازی ، بازیکنی به غایت تکنینکی و هوشیار بود ، همیشه در مقابله با مدافعین یارگیر خشن ( بواسطه ترس از مصدومیت ) مشکل پیدا میکرد . از همین رو در دورانی که خود همه کاره پرسپولیس بود ، همیشه هوادار بازیکنان خشن و شر بود .
گاه استثنایی هم در این تیم یافت می شد ، مثل پژمان نوری و مازیار زارع (هردو برخاسته از مکتب ملوان ).
اما این روزها نگینی در این تیم می درخشد که درخشش او بیش از آنکه از تکنیک ناب و منحصر بفردش سرچشمه گیرد ، از رفتار جوانمردانه و شجاعانه اش منبعث شده : علی کریمی .
پهلوانی که با رفتار شایسته خود ، نه فقط از همه فوتبالیست ها که از تمامی ورزشکاران فاصله گرفته تا آنجا که حتی متعصب ترین استقلالی ها هم به او با دیده احترام می نگرند .
براستی علی کریمی کیست ؟!( علی کریمی در سایت دویچه وله )
برای بزرگداشت علی کریمی باید بپا خیزیم !

شنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۹۰

چند خبر کوتاه : حسرت از کمبود پرسنل 5 تا 13 ساله در سپاه ، فینال کسب مقام آخر در لیگ برتر و ...

برگزاری فینال مقام آخری لیگ !
در پی باخت دوم پرسپولیس در بازی سوم ، این تیم رقابت سختی را با مس سرچشمه برای کسب مقام آخر جدول لیگ آغاز کرده .روز سه شنبه 25 مرداد فینال کسب مقام آخری لیگ بین پرسپولیس و مس سرچشمه برگزار خواهد شد که کارشناسان فوتبال اعتقاد دارند این بازی اهمیت حیاتی برای هردو تیم خواهد داشت تا بتوانند به شایستگی در قعر جدول جاخوش کنند . در همین رابطه لیگ دسته یک فوتبال ضمن حمایت از کادرفنی و بازیکنان پرسپولیس فریاد زد : استیلی تیمت رو وردار و بیا !

حجت الاسلام محمدهادی رضایی، مسئول نمایندگی آیت الله خامنه ای در نیروی زمینی سپاه پاسداران اعلام کرد: "سياست غلط كنترل مواليد كه در دولت سازندگي پايه‌گذاري و در دولت اصلاحات پيگيري شد متاسفانه نه تنها هزينه‌هاي سنگيني به كشور تحميل كرد بلكه پيامدهاي بسيار منفي نيز به همراه داشت كه يك نمونه بارز آن كاهش ورودي نيروي سرباز به نيروهاي مسلح است....به طوري كه نيروهاي مسلح را به دليل كاهش ورودي نيروي سرباز با مشكل كمبود نيرو مواجه كرده است."

با توجه به اینکه از عمر دولت خاتمی فقط 6 سال و از عمر دولت رفسنجانی تنها 14 سال می گذرد ،( وبا توجه به 9 ماه زمان بارداری ) بنظر می رسد تمام دلهره این حجة الاسلام این بوده که تعداد کودکان 5 تا 13 ساله ای که خواهان عضویت در سپاه باشند به شدت کاهش یافته !

کاش این حجة الاسلام که نماینده ویژه خامنه ای نیز هست ، فاش می ساخت اعضای محترم سپاه پاسداران چه استفاده بهینه ای از حضور پسران 5 تا 13 سال در جمع خود می کنند که چنین دلهره و آشوبی از کمبود آنها در دل سپاهیان افتاده ؟

خانم کلینتون فرموده : گفت که تاریخ، این کشورها و دولت هایی که به سوریه اسلحه ارسال می کنند را طرد خواهد کرد.... یادم می یاد در فیلم قیصر ، وقتی دایی جان از بهروز وثوقی ( قیصر ) تقاضا میکنه که قاتلین برادر و خواهرش را واگذار به حضرت عباس کنه ، قیصر میگه مگه من خودم دست ندارم که واگذارشون کنم به حضرت ابوالفضل ؟!
شاید خانم کلینتون عزیز فراموش کرده که امریکا و اروپا برای حمایت از مردم لیبی چه بلایی سر سرهنگ قذافی نازل کردند و چطور از مردم مصر و سودان حمایت نمودند اما نمیدانم چرا تا حرف جمهوری اسلامی و سوریه بمیان میاد همه مودب و اتو کشیده ، تنها به نفرینی و دشنامی قناعت می کنند !

اما این عکس جالب که هنر یکی از کاربران بالاترین ست :



اینکه چطور میشه با چادر آب استخر را معطر کرد سوالی ست که تصور میکنم تنها دکتر روازاده ( معروف به روانی زاده ) باید پاسخ گوید .
وصدالبته کاش مسئولان استخر میگفتند برادران با کجای خودشان می توانند آب استخر را معطر کنند !


پنجشنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۹۰

امیدی به این استقلال نیست !

هرچند در شرایطی که جوانان وطن هر روز به بهانه ای روانه بازداشتگاه می شوند و خفقان حکومتی تا صندوق های دل مردم نفوذ کرده ، صحبت از فوتبال سیاسی کشور چندان موجه بنظر نمی رسد اما بدلیل عشقی که همیشه به آبی پوشان پایتخت داشته ام ، نمی توانم اضطراب خود را از بازیهای لیگ برتر آتی پنهان کنم.

استقلال همانگونه که برنده بزرگ بازار نقل و انتقالات در زمینه جذب بازیکنان کلیدی و ستارگان فوتبال بود ، بازنده بزرگ از دست دادن بازیکنانی لقب می گیرد که می توانست بدون استفاده از سهمیه و پرداخت های آنچنانی در تیم خود حفظ کند !
استقلال تهران 12 بازیکن فصل قبل خود را ازدست داد ، شاید مهمترین ضعف مدیریت این تیم در اخراج محترمانه دو دروازه بان خود باشد : وحید طالب لو و محمدی !
در خط دفاع هم تنها دو دفاع مرکزی قابل اطمینان باقیمانده : حنیف و پژمان !

چگونه می توان امیدوار بود در بازیهای سنگین لیگ ، جام حذفی و مسابقات باشگاهی آسیا هیچکدام از مهره های خط دفاعی و دروازه بان این تیم با مصدومیت یا محرومیت مواجه نشوند !
بویژه آنکه مدافعین مرکزی بدلیل جنگ تن به تن دایمی با مهاجمان همیشه در معرض دریافت کارتهای رنگی هستند !
کنار گذاشتن بازیکنان یا جذب آنها تنها در حوزه مسئولیت مربی هر تیمی ست اما مظلومی با این ساده انگاری نشان داد تا چه حد از حقایق فوتبال بدور ست و هنوز بسیار مانده تا شایستگی رهبری تیمی مثل استقلال را بعهده گیرد .

در این میان از فتح اله زاده هم بعید بود با آن همه سابقه مدیریتی که همیشه بر آن تاکید داشته ( و پز میدهد ! ) چنین اشتباه مرگباری را (همچون دوره های قبلی ) تکرار کند . کافی توجه کنیم بازیکنانی که از تیم استقلال کنار گذاشته می شوند ، بازیکنانی هستند که هر تیمی آرزوی داشتن آنها را دارد . در دوره های قبلی بارها شاهد بودیم فوتبالیست هایی که از استقلال به تیم های دیگر رفته اند با چه انگیزه قوی و روحیه ی بالایی در مقابل تیم سابق خود بازی می کردند و بارها و بارها همین انگیزه و روحیه سبب شد تا آنان بتوانند به تنهایی سد راه آبی پوشان شوند .

از این نکته که بگذریم ، می بایست دوباره به کمبود نفرات مورد اطمینان در دفاع و دروازه اشاره نمود .
رحمتی امروز تنها سنگربان استقلال ست . تصور کنید روزی بنا بدلایلی ( مشکلات خانوادگی ، عدم دریافت پول ، بیماری ، فوت بستگان یا ... ) رحمتی با روحیه ای عصبی درون دروازه قرار گیرد . طبیعی ست که در این شرایط دریافت کارت زرد ( یا قرمز ) بسیار محتمل ست . در اینصورت استقلال می ماند و دروازه بان دومش ( زرین ساعد ) که در فصل گذشته به دریافت گل های بسیار در هر بازی عادت نموده !
کدام عقل سلیمی حاضر شد تا طالب لویی را که از نظر فنی ، اخلاقی و تعصب به پیراهن آبی همیشه الگو و نمونه بود ، از دست بدهد .

بدون در نظر گرفتن سلایق شخصی و تنها به لحاظ در اختیار داشتن مجموعه ای همگون و کامل ،مطمئنا حفظ برخی از بازیکنانی که از استقلال جدا شده اند ، ضروری بود . مثل : طالب لو ، شکوری ، سید صالحی و روانخواه !
در مورد طالب لو و ضرورت داشتن دو دروازه بان مطمئن صحبت شد . با توجه به کمیت خط دفاعی ، لزوم حفظ شکوری هم نیازی به تاکید ندارد که او از 3 مدافع وسطی که کنار گذاشته شده اند بمراتب بهتر بود .

استقلال امروز فاقد مهاجم سرزن حرفه ای ست . تصور کنیم در بازی مقابل تیم هایی که اجازه نفوذ از قلب خط دفاعی را نمی دهند و یا در مواجهه با تیمی که بدلیل کوتاهی قد دروازه بان یا بازیکنان دفاع مرکزی ( یا ضعف در بازی هوایی ) ، مربی ارسال از جناحین را مد نظر قرار دهد . یا حتی در مسابقاتی که در دقایق پایانی نیاز به گل داریم ، ارسال توپ های مستقیم و سانتر از جناحین در دستور کار قرار گیرد . در چنین شرایطی کدامیک از بازیکنان فعلی قادر خواهند بود تا نقش سرزن را ایفا نماید ؟
در فصل پیش این وطیفه بعهده سید صالحی بود و در برخی اوقات بعهده حنیف عمران زاده ای که پست تخصصیش دفاع مرکزی ست .
امروز استقلال باوجود داشتن حنیف ، قادر نیست تا از او بخواهد در مواقع ضروری در خط حمله قرار گیرد چرا که با کمبود مدافع برای جایگزینی او روبروست !

همچنین در خط میانی ( چه در سیستم 4-4-2 یا 4-2-3-1 که استقلال در فصل گذشته اختیار میکرد) وجود روانخواه کارآیی بیشتری به روند بازی استقلال می داد . جباری قطعا از روانخواه بهتر ست اما یادمان باشد جباری بازیکنی ست بسیار آسیب پذیر و در طی سالهای گذشته ، بیش از حضور در بازی و تمرینات ، در بستر یا کلینیک دکتر نوروزی در حال رفت و آمد بود .
روانخواه با توجه به توانایی در بازی در بالهای کناری ، با تحرک مثال زدنی ، قدرت حمل توپ ، شوت و بازی درگیرانه اش ، همیشه نه تنها مزاحمی بود برای مدافعین حریف تا مهاجمین خودی فضای لازم را بدست آورند ، بلکه با حضور بموقع در محوطه جریمه یا فضاسازی پشت این محوطه ، گلهای سرنوشت سازی به ثمر رسانده بود .

بهرحال استقلال راهی را می پیماید که با هر پیشامدی باید منتظر سقوط ناگهانیش باشیم و توجه کنیم که استقلال تیمی ست که هوادارانش هیچ باختی را تحمل نمی کنند و از این حیث با تمامی تیم های دیگر ( بجز پرسپولیس ) متفاوت است .

متاسفانه باید پیش بینی نمود که مطلومی این فصل را به آخر نخواهد رساند و فصلی که می توانستیم با فاصله ای بعید در صدر جدول قرار گیریم ، با بی توجهی مربی ، کادر فنی و مدیرین این تیم باید هر لحظه از جریان هر بازی تنمان بلرزد که مبادا رحمتی ، حنیف عمران زاده یا پژمان منتطری با مصدومیت یا محرومیت مواجه شوند.
نکته آخر گوشزدی ست به فتح اله زاده که با این ترکیب تیمی نمی تواند ناز 3 بازیکن ذکر شده را نخرد و به سازشان نرقصد !

دوشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۰

آقای دبیر ! وجدانتان آزرده شد ؟!

علیرضا دبیر قهرمان اسبق کشتی جهان و عضو فعلی شورای شهر تهران از قتل روح اله داداشی ، قهرمان قویترین مرد ایران ( بخوانید جهموری اسلامی ) گله کرده که " چنین زیستنی شایسته هیچ جامعه انسانی نیست " !
جهت اطلاع این عضو شریف شورای اسلامی شهر تهران عرض می کنم :
1. اولا حضرتعالی عضو شورای شهری هستید که چنین اتفاقاتی بطور روزمره در آن بوقوع می پیوندد ، اگر شما مسئولیتی در قبال چنین رخداد هایی ندارید ، چه کسی پاسخگوست ؟
2. بارها سایت های خبری گزارش از قتل شهروندان در روز روشن و در خیابانهای تهران و باز هم در حضور نیروهای انتظامی داده اند ، چرا فغانتان از نا امنی شهرتان بلند نشد ؟
3. روزی که مادر شهید سهراب اعرابی در شورای شهر از ظلمی که بر فرزندش رفته بود سخن می گفت ، در کنار شما نشسته بود ، برای خون بناحق ریخته شده سهراب چه کردید ؟
4. جناب دبیر ! قتل هر شهروندی مایه تاسف ست اما تاسف بارتر جبهه گیری شما ست که توقع میرفت با روحیه ورزشکاری خود ، مدافع مردمی باشید که شما را قهرمان خود می دانستند . نه اینکه تا خشونت متوجه شما و دوستان شما می شود تازه بیاد آورید که باید کاری کرد .
این رویه تداوم همان رفتاری ست که شما مسئولین جمهوری اسلامی پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری باب نموده اید : خشونت ، تعرض و تجاوز در روز روشن و در مقابل دیدگان همه !
امیدوارم روزی بیدار شوید و حداقل وظیفه خود را بانجام رسنید : تبری و دوری از حکومت ظلم و تعدی ، حکومتی که به قول شما براستی زیبنده هیچ جامعه انسانی نیست !


گفتنی ست روح اله داداشی همانی ست که سال پیش کمربند قهرمانی خود را تقدیم احمدی نژاد کرده بود . مرگش مایه تاسف ست اما بیش و پیش از او از بناحق ریخته شدن خون جوانان سرزمینم متاسف می شوم که تنها خواستشان برسمیت شناخته شدن انسانیت آنها بود .

از ژاپن یاد بگیریم

ژاپنی های سخت کوش و دوست داشتنی این بار در مستطیل سبز فوتبال اعجاز همبستگی و پشتکار خود را نشان دادند.
تیم ملی فوتبال زنان ژاپن میانگین قد کوتاه و اندام نحیف خود را با بازی تیمی به رهبری کاپیتان مقتدر خود ( ساوا ) کاملا جبران نمود، بگونه ای که حتی در مصاف با آلمان ( قهرمان دو دوره پیشین )، سوئد و حتی امریکایی که تقریبا تمامی بازیکنان آن از اندامی کاملا کشیده پرداخته شده برخوردار بودند ، نه تنها احساس ضعف نکرد ، که با پیروزی های غیر منتظره خود نهایتا جام قهرمانی را از آن خود کرد .
تصور نمی کنم هیچ بازیکنی در این جام به اندازه ساوا ( کاپیتان ارزشمند ژاپن ) در هر بازی دویده باشد .
هوش سرشار ، تکنیک غنی و فهم بالای فوتبالی ساوا همیشه یاری دهنده ژاپن در لحظات سخت بازیها بود . تک گل پیروزی اپن تیم بر آلمان ، گل دوم در برابر سوئد ، گل تساوی بخش ژاپن در لحظات پایانی وقت های اضافه برابر امریکا و موقعیت های فراوانی که این بازیکت محجوب اما سخت کوش برای یاران خود فراهم می کرد باعث شد تا امروز جام در دستهای این تیم قرار گیرد .
پاس های طلایی ساوا همیشه دفاع تیم مقابل را در هراس ، دستپاچه نگه می داشت .

ساوا ضمن کسب عنوان بهترین بازیکن جام ، نشان برترین گلزن این دوره از رقابتها را نیز از آن خود نمود .
جالب ست بدانیم ساوا در خط میانی بعنوان بازیکن آزاد عمل میکرد ، بازیکنی که همیشه در تمامی صحنه ها حاضر بود و نه تنها بیشترین گل ها را وارد دروازه حریفان نمود که حتی بسیاری از توپ ها را نیز دروازه خودی بیرون کشید تا جور دروازه بان و خط دفاعی تیم را نیز بکشد .


و همه اینها در حالی ست که توجه کنیم ژاپن به تازگی سونامی اتمی وحشتناکی را پشت سر گذاشته .
مردم صبور ، محجوب و متین ژاپن لیاقت چنین قهرمانی را داشتند تا پس از آن واقعه هولناک ، امروز لبخندی از شادی و افتخار بر لب داشته باشند.

گزیده بازی فینال بین امریکا و ژاپن را اینجا در سایت فیفا می توانید ببینید.
پنالتی ها در سایت یوتیوب .

جمعه، تیر ۰۳، ۱۳۹۰

عذر بدتر از گناه !

تیم ملی امید ها باخت ، نه به عراق که به فدراسیون جمهوری اسلامی !
آقایان یادشان رفته بود که بازیکن تیم ملی امید ما دو اخطاره است و اجازه بازی در عراق را ندارد .
همین یک دلیل ( بی لیاقتی مسئولان امر ) که از قضا دلیل اصلی تمام مشکلات کشور و شکست ها در تمامی زمینه هاست ، کافی ست تا باور کنیم با این نگرش و مدیریت بر ورزش ( مثل همه عرصه های دیگر ) باید انتظار پسرفت و شکست را داشت .
اما از هرچه بگذریم عکس العمل مسئولان فوتبال نشان از بی حیایی و وقاحتی دارد که پس از ظهور احمدی نژاد شتاب و گسترشی وافر گرفته .

رفتار مسئولان ورزش و بویژه فدراسیون فوتبال دقیقا حکایت از رفتار احمدی نژاد در عرصه سیاست داخلی و خارجی دارد :
ابتدا فدراسیون فوتبال دستورالعمل فیفا را تکذیب نمود ! ( انگار دروغ گویی وجه مشخصه احمدی نژادیسم شده )
بعد از دروغ نوبت به وقاحت می رسد . فدراسیون فوتبال با بی شرمی و وقاحتی غیرقابل باور اعلام نمود که این فدراسیون از بازیکن مذکور استعلام نموده که آیا دو اخطاره است یا خیر !
هرچند با این ادعا و تکرار آن خواسته تا تمامی گناه را بر گردن بازیکن جوانی بیندازد که تنها مسئولیتش بازی در زمین چمن ست و بس .
درحالیکه همگان به خوبی می دانند این وظیفه بر عهده فدراسیون فوتبال ست که تمامی آمار بازیها ( نه تنها تیم امید که حتی آمار بازیهای تیم های دیگر ) را ضبط و حفظ کند .
به نظر میرسد انتشار این نامه تنها برای توجیه افرادی ست که هیچ سررشته ای از ورزش ندارند و با چنین توجیهاتی سعی می کنند در پیشگاه (!) آنان خود را تبرئه نمایند .

یکشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۰

حجازی ، زبان فریاد مردم

تلویزیون ایرانیان برلین : ناصر حجازی برای مردمی که به یک مچ بند سبز بر دستان فوتبالیست ها قانع بود ، زبان فریاد شد .
با ایجاد محدودیت ها از طرف حکومت برای برگزاری مراسم یادبود حجازی ، مردم ، مردمی ترین مراسم را برای او برگزار کردند .
مراسم تدفین حجازی به مراسم احیای جنبش سبز مردم تبدیل شد ، ملتی که به قول حجازی ، مسئولان خواهان مرگ آنها بودند .
حجازی باغبان گلزار ملت شد تا همچون رضازاده ها و شریفی نیاها نقش مترسک عاشق کلاغ را بازی نکند .





ویدیوهای انتخابی شعارهای سیاسی مردم در مراسم بزرگداشت ناصر حجازی را می توانید در اینجا و اینجا و اینجا ببینید .

جمعه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۰

حجازی و محمدان بنگلادش

اولین تجربه مربیگری حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یک‌چهارم‌نهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد.
حجازی در مورد آن مسابقه می‌گوید:
«رئیس باشگاه گفت می‌خواهم بیایم رختکن بگویم کمتر گل بخورید آبرویمان نرود!
گفتم می‌خواهی بیایی روحیه بچه‌ها را تضعیف کنی؟ لازم نکرده!
خودم به رختکن رفتم و گفتم بچه‌ها من پرسپولیس را می‌شناسم اصلا تیم نیست!
خلاصه به داخل زمین رفتیم.
در نیمه اول با گل کرمانی از ما جلو افتادند. در بین دو نیمه حسابی به بچه‌ها توپیدم. چشمتان روز بد نبیند با گل بیژن طاهری بازی را مساوی کردیم. بعد از آن گل خیلی فشار آوردیم چون برای صعود نیاز به برد داشتیم. بازی طوری شده بود که فنونی‌زاده کاپیتان پرسپولیس می‌گفت بچه‌ها بزنید زیرش ۱-۱ هم می‌ریم بالا!
در دقیقه ۸۸ سانتری شد و مهاجم خارجی و سرعتی ما توپ را از زیر دستان
سلطانی وارد دروازه کرد ۲-۱ بردیم!
این برد در تاریخ محمدان بنگلادش بی‌سابقه بود. بعد از بازی جشنی گرفتند که باورنکردنی بود. تمام مردم شهر بیرون آمده بودند. در جشن شهردار و وزیر امور خارجه هم حضور داشتند.»
" نقل از ویکی پدیا "

بد نیست نگاهی کنیم به تیم محمدان بنگلادش در زمانی که ناصر حجازی مربی این تیم بود :


سه‌شنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۰

حتی مرگش هم عصیان بود

ناصر حجازی تا لحظه مرگ از سخن گفتن و رسوا کردن ریاکاران ورزش و سیاست باز نایستاد . مردی که مداهنه گوی روسای ورزش و حکومت نبود ، در قلب مردم آرامش گرفت . حتی مرگش هم عصیان بود و بهانه ای برای اعتراض مردم به حکومت .
و چه زیبا روزنامه های ورزشی در وصف اسطوره مردم سروده اند :


چهارشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۰

چند خبر جالب !

سایت خبرسازی رجا نیوز گله کرده که چرا مقبره مادر امام خمینی بی نشان و متروک ست .
اول خیال کردم لابد قبر مادر خمینی چنان بی نشان مانده که به متروکه و خرابه تبدیل شده اما بعد که عکس را دیدم ناخودآگاه یاد کشته شدگان خاوران افتادم ، اول عکس مقبره والده خمینی را ببینید :


حالا عکسی از کشته شده تابستان 60 در خاوران ، همه با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند !


مدیر نشر پنجره حسابی شاکی شده ، انصافا اگر شما هم جای او بودید ترش می کردید . وزارت ارشاد جمهوری اسلامی به او گیر داده که :
" مي گويند براي دختر دوساله بايد روسري بگذاري ... "
" يك مورد ديگر «دايره‌المعارف تاريخ» است كه در بخشي از آنكه در مورد زندگي فنيقي‌ها و دامپروري آنهاست، اشاره به خوك مي‌شود. بررس محترم گفتند بايد خوك حذف شود و ما براي اينكه كتاب به نمايشگاه برسد، متاسفانه به اين قضيه تن داديم. در حالي‌كه در آن زمان اسلام نبوده و مربوط به 2500 سال قبل است."
( تاکید ها از من ست )

هی از احمدی نژاد پدر دوبار مرده ایراد میگیرند چرا فقط به کشورهای گمنام و بی نشان سفر میکنه ، خب خودتان قضاوت کنید ، وقتی حتی عربستان سعودی اجازه ورود مقامات ارشد جمهوری اسلامی را نمی ده دیگه جایی نمی ماند برای سفر و بازدید الا اتیوپی ، میانمار ، کنگو ، زیمبابوه ، تانزانیا ، آلبانی ، گامبیا و ... ( بقیه را در اینجا بخوانید ) .

آخرین خبر : بن لادن خورده شد !
به گزارش سایت فرارو پس از پرتاب جسد بن لادن به دریا ، لاشه متعفن او توسط یک کوسه گرسنه خورده شد .
این کوسه پس از سیر شدن به خبرنگار اعزامی تقویم تبعید گفت : آنقدر گرسنه بودم که اصلا نقهمیدم چه گ..هی خوردم !
این هم عکسی که سایت فرارو از دست یکی از ملوانان زبل امریکایی گرفته :


از هرچه بگذریم سخن از توپ گرد خوشتر ست ، این علی دایی هم عجب رکبی به پرسپولیسی ها زد : افتخار آخر شدن در گروه سوم باشگاه های آسیایی ، پرسپولیس بین 4 تیم ، تیم چهارم شد .
6 بازی ، یک برد ، دو مساوی و سه باخت ، یازده گل خورده و تفاضل منفی پنج ! شش تا بازی کنی و تفاضل گلت بشه منفی پنج و بین چهار تیم هم چهارم بشی ، به خدا از هر کسی برنمیاد !

چهارشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۹۰

آبی یا قرمز ، مسئله این است !

دغدغه خاطر مسئولین فروکش کرد . شهرآورد تهران به خوبی و خوشی به پایان رسید و کسی در مقام اعتراض به حکومت ، از این فرصت طلایی بهره نبرد .
در گذشته که اشتیاق و تعداد هواداران فوتبال به این حد نبود ، شاه از تجمع فوتبال دوستان در آزادی هراس داشت ، تا آنجا که دستور به لغو بازیهای جام تخت جمشید داد مبادا مردم از این فرصت ، یک امکان بسازند و در مقابل چشمان خبرنگاران و نمایندگان رسانه های خارجی ، مشروعیت حکومت را زیر سوال برند .
جمهوری اسلامی با درنده خویی مزدورانش فعلا بر تخت نشسته و مطمئن از عدم اعتراض مردم در مناسبت هایی اینچنینی ، از انجام بازیهای فوتبال برای مشغول نمودن مردم و برهم زدن تمرکز آنان ( برای سازماندهی اعتراضات ) بهره می برد . غافل از آنکه مردم صبور و مظلوم ایران ضمن ادامه زندگی روزمره خود ، از اعتراض نسبت به عدم صلاحیت دولت و حکومت دست برنخواهند داشت .

اما به کوری چشم حاکمان هم تیم مورد علاقه خود را تشویق می کنیم و هم در زمان لازم خدمت نابکاران می رسیم !
بهرحال بازی فوتبال به پایان رسید اما بازی ما ادامه خواهد داشت ! در بین وبلاگ نویسان ، حسین ( وبلاگ امیریه ) و ملا حسنی آبی دوستند و منهم به گواهی دکتر جراحم ، خونم آبیه اما شاید علاقه داشته باشید بدانید هنرمندان آبی دوست چه کسانی هستند .
در روزهای نوروزی برای ایجاد لبخندی ولو لحظه ای و گذرا ، نگاهی داریم به هنرمندانی که از برد استقلال شاد شده اند .

در بین هنرمندان ، متعصب ترین استقلالی ها بدون شک پرستو صالحی و امیر جعفری هستند که عشق خود به استقلال را فاش فریاد می زنند . دیگر هنرمندان خوش سلیقه عبارتند از : یوسف تیموری ، لاله اسکندری ، امیر آقایی ، سام درخشان ، بهرام رادان ، حمید گودرزی ، رسول نجفیان ، مجید مظفری ، شهرام عبدلی ، پوریا پور سرخ ، نیما شاهرخ شاهی ، امیر نوری ، مریلا زارعی ، پولاد کیمیایی ( برخلاف پدر که پرسپولیسی ست ) شیلا خداداد ، حمید عسگری ، بنیامین ، احسان خواجه امیری ، سیروان خسروی ، سیاووش شمس ، ازاده نامداری ، پانته آ بهرام ، مهناز افشار ، مریم درستانی ، گلشیفته و شقایق فراهانی ، ... گفته می شود احمد شاملو و داریوش ( اقبالی ، خواننده ) هم از تاجی های متعصب هستند .



یکشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۹

شکست فوتبال ایران از نظام جمهوری اسلامی


فوتبال ایران تاریخ پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته . در ابتدا زنگ تفریح تیم های بزرگ آسیایی بود اما بجهت نگرش ورزشی مسئولین وقت به فوتبال ، به سرعت جایگاه قابل احترامی را در آسیا بدست آورد .
پس از یک دهه شکست ناپذیری در آسیا ، پیروزی بر ایران آرزویی دست نیافتنی برای قدرت های آسیا به نظر می رسید اما آنچه آسیا از انجامش ناتوان بود ، بدست حکومت جمهوری اسلامی محقق شد تا قدرت های درجه 2 و 3 آسیا هم برای فوتبال برتر ایران عرض اندام کنند .
پس از برقراری جمهوری اسلامی ، چماق تعهد و پایبندی به ارزش های اسلامی بر سر بسیاری از استعدادها و بازیکنان بزرگ کشور فرود آمد تا آنان از پوشیدن پیراهن تیم ملی ایران محروم بمانند . تا دفاع از حیثیت فوتبال ایران برعهده بازیکنان درجه چندم کشور قرار گیرد .....

در جام ملتهای آسیا ( قطر ) ، ایران به کره جنوبی باخت تا عمر داغ فتح این جام به چهار دهه برسد . هرچند بچه های غیور ایرانی در مرحله مقدماتی ، بین 16 تیم شرکت کننده در چهار گروه ، بهترین نتایج را کسب کرده بودند اما در مرحله دوم حریف کره جنوبی نشد . اگرچه بازیکنان ما تمام توان خود را برای دفاع از نام ایران بکار بردند اما این تیم تمام توان فوتبال ایران نبود .
ستارگان بسیاری بدلایل غیر ورزشی از تیم کنار ماندند تا آقایان کینه خود از بازیکنان غیر مطیع ( و به قول کمیته انضباطی " منشوری " ) را با تحمیل شکست به مردم جبران نمایند .
در تیم ملی امروز ما ، جای علی کریمی ، فرهاد مجیدی ، مهدوی کیا ، کعبی ... خالی بود. چه روش یا سیاستی بر اردوی تیم ملی حاکم ست که این بازیکنان را وادار به خروج و اعلام انصراف از پوشیدن پیراهن تیم ملی کرده بود ؟!
در دوره های پیشین هم جای بسیاری خالی ماند تا ایران بدون بازیکنان برترش به مقابله با رقیبانی رود که از هر روشی ( حتی استخدام بازیکنان کشورهای دیگر ! ) خود را آماده شرکت در مسابقات کرده بودند .

جالب است که رییس فدراسیون ( کفاشیان ) اعلام کرده از استعفا خبری نیست و از امروز ( شنبه، روز باخت به کره جنوبی ) بدنبال گزینش مربی جدید تیم ملی ست ! کفاشیان مهره ای ست در دست مسئولان تا برای انجام مقاصد خود ، او را به رقص آورند . در زمانی که علی آبادی تلاش میکرد تا بعنوان رییس فدراسیون برگزیده شود و همه جوانب امر را تحت کنترل گرفته بود ، فیفا بصراحت اعلام نمود که درصورت دخالت دولت در فوتبال ، ایران را از شرکت در مسابقات محروم خواهد نمود . علی آبادی که با دخالت احمدی نژاد مجبور به انصراف شده بود ، کفاشیان را بر این مقام نشاند تا بتواند فوتبال کشور را در کنترل خود داشته باشد . کفاشیان چندی پیش هم برای هموار کردن راه انتخاب سعیدلو در انتخابات کنفدراسیون آسیا ، از مقام اجرایی خود در این کنفدراسیون استعفا داد تا نفوذ ایران در آسیا بیش از پیش کمرنگ تر شود .
استعفایی که حتی از سوی منتقدان ( مثل دادکان ) بعنوان خیانت به فوتبال کشور قلمداد شد .

در مورد دو تیم محبوب پایتخت هم شاهدیم که از روزی که مقامات اطلاعاتی به فوتبال و بویژه دو تیم استقلال و پرسپولیس روی آورده اند ، همیشه "عدم ثبات مدیریتی " لطمه های جبران ناپذیری به این دو تیم وارد نموده .

بهر رو بار دیگر حسرت روزهایی را می خوریم که نام فوتبال ایران ، بمنزله ترس حریفان آسیایی بود .
زمانی که سوریه از حضور در تهران ( در دیدارهای مقدماتی جام جهانی 1978 آرزانتین ) خودداری میکرد تا بر ناتوانی خود در مواجهه با شیران ایرانی صحه گذارد .
زمانی که عربستان ( در همان دیدارها ) در ریاض 3 بر صفر شکست می خورد و بازی برگشت آنچنان از سوی مسئولین وقت فوتبال جدی گرفته نمیشد که دیدار برگشت با این تیم را در شهرستان و با بازیکنان ب و امید برگزار میکرد و باز هم نتیجه از آن ما بود : 2 بر صفر به نفع ایران .
در دیدارهای نهایی مرحله مقدماتی ، ایران در برابر کویتی که فتحی کمیل ، حمد بوحمد ، فیصل الدخیل و احمد طرابلسی را در اختیار داشت و مربی بزرگی چون زاگالو این تیم را هدایت میکرد ( در آنزمان ، کویت از قدرتهای آسیا بود ) ایران با بازیکنان زیر 23 سال خود به کویت رفت و این تیم را با همه بزرگانش با نتیجه 2 بر یک در هم شکست .

ایران یک دهه به تیم های آسیایی نباخت اما طی سه دهه ی پس از آن ، ایران همیشه پیش از مقابله با حریفان ، به جمهوری اسلامی باخته است .

شنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۹

پرسپولیس هم بازی را باخت و هم فارسی را !


استقلال تهران حریف دیرین خود را با تک گل فرهاد مجیدی شکست داد .
وقتی هیچ چیزی سرجای خودش نباشه ، نتیجه اش هم همین میشه که تیم قرمز پوش هم بازی را می بازه و هم فارسی را !
سایت باشگاه پیروزی گفتگو با علی دایی را منتشر نموده و کلمه ساده " توجیهی " را به غلط " توجیحی " نوشته . گویا این تیم نه فقط به یک مربی ، مدیرعامل و تعدادی بازیکن ، که اساسا به تغییر بنیادین و ساختاری نیازمند ست !

جمعه، شهریور ۰۵، ۱۳۸۹

سوتی خبرگزاری مهر !

خبرگزاری مهر در تیتر خبر آورده : نفت بر مس غلبه کرد .
اما در متن گزارش از تساوی نفت تهران با مس کرمان خبر داده .
دوستان خبرگزاری مهر ، لطفا یا روزه نگیرید یا حداقل در ملا عام روزه بگیرید و در خفا لقمه ای فرو برید تا فوتبال دوستان را سکته ندهید !
شاید در وهله اول این خبر چندان مهم جلوه نکند اما توجه کنید که این خبرگزاری چقدر بی در و پیکر ست که هنوز کسی متوجه این اشتباه نشده . لینک در سایت مهر :اینجا .

البته برای آنکه بعدها این خبرگزاری ( چنین اشتباه فاحشی را که نشان از عدم درک اصطلاحات ورزشی نزد ورزشی نویسان مهر دارد ) حاشا نکند ، عکسی از این صفحه ذخیره کرده ام .

سه‌شنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۸۹

تفاوت از زمین تا آسمان ست ...

تفاوت دو شخصیت که یکی اعتبار و آبرویش را از مردم و برای مردم می خواهد و دیگری اندک آبرو و جان ناقابلش را فدای شکم می کند :
1. کاسیاس ، کاپیتان تیم قهرمان جهان در کاروان اعزامی به غزه !
دروازه‌بان اسپانيا بعد از پيروزي اين كشور در جام‌جهاني لقب بهترين دروازه‌بان جهان را از آن خود كرد. وي بعد از پيروزي كشورش در مسابقات جام‌جهاني و دستيابي به اين لقب گفت:«من هرگز تا زماني كه نوار غزه در محاصره است، جشني را به خاطر دستيابي به اين لقب برگزار نمي‌كنم.خوشحالي اسپانيايي‌ها تا زماني كه محاصره نوار غزه پايان نيافته، گسترده نيست و يك خوشحالي جزيي است.»

2. علیرضا عصار در همایش ایرانیان خارج از کشور !
وی در حضور احمدی نژاد ، مشایی ، متکی و دیگر مسئولین دولت کودتا ، هنر (!) خود را عرضه داشت .
تا پیش از این از عصار بعنوان خواننده ترانه خیابان خوابها نام برده می شد ، ترانه ای که گویا وصف حال امروز وی بوده است :

مژدگانی ای خیابان خوابها ... می رسد ته مانده بشقابها
سر به لاک خویش بردید ای دریغ ... نان به نرخ روز خوردید ای دریغ





شنبه، تیر ۱۲، ۱۳۸۹

حسرت سرود ملی تیم های حاضر در جام جهانی

هرگاه در ابتدای بازیهای جام جهانی می بینم که بازیکنان بهمراه هوادارانشان چه با احساس سرود ملی کشور خود را زیر لب زمزمه می کنند ، حسرتی جانسوز بر دلم چنگ می زند که بازیکنان و مردم ورزش دوست ایران حتی از این شوق نیز محرومند که می بایست سرود غاصبین وطن را بنام ایران بشنوند و گوشی نمی یابند تا بگویند این روضه ی عزاست برای مردم ومارش کودتای نظامی حاکمینی که لبخند را بر لب مردم حرام می دانند .
شد جمهوری اسلامی بپا .... که هم دین دهد ، هم دنیا به ما ...!
و این دین و دنیایی ست که به ما وعده داده شده بود : اعتیاد ، فساد ، جعل ، فحشا ، قتل ، اعدام ، زندان ، تبعید و غربت در وطن خویش !
و حالا هم :
سر زد از افق ، مهر (!) خاوران (!!) .... چه مناسب حال جمهوری اسلامی ست ، مهر خمینی و خاورانی که نماد قتل عام زندانیان سیاسی ست .



آرژانتین و آلمان

آرژانتیم باخت چون :
1. مارادونا مربی بود ، مارادونا هرگز نتوانسته مربی قابلی باشه و در تیم های قبلی هم اخراج شده بود .
2. آلمان به معنی واقعی یک تیم بود ضمن آنکه توان بدنی بازیکنان آلمان بسیار بالا بود و تا لحظه های آخر هم در دفاع مشارکت داشتند و هم در حمله با تعداد کافی هجوم می آوردند .
3 . بازیکنان آرژانتین مثل مارادونا بعد از گل دوم آلمان بازی را تمام شده فرض کردند حتی در حملات خود میلی به دوندگی و حضور در 18 قدم آلمان نشان نمی دادند و در هنگام ضد حملات آلمان هم برتری عددی از آن آلمان بود و مارادونا هم که انگار مات شده بود .
4. آلمان از میانگین قدی بلندتری برخوردار بود .
5. تمام تلاش آرژانتین برای ورود به 18 قدم آلمان از منطقه چپ دفاعی آلمان طرح ریزی شده بود که در نیمه دوم بخوبی توسط بازیکنان آلمان پوشش داده شده بود .
6. بدون " ورون " تمام بار طراحی حملات و رهبری آرژانتین روی دوش مسی بود که از توان و تمرکز این بازیکن برای شرکت در حملات می کاست .
7. توقع مارادونا از مسی ، وظیفه ای بود که خودش در دوران اوج بازیگری ( نیمه دوم دهه 1980 ) ایفا می کرد در حالیکه مسی بازیکنی کاملا متفاوت با اوست . مارادونا در زمان بازیگری یک استثنا بود که تکرار نخواهد شد .

و آرژانتین باخت تا این جام جهانی بیش از پدیده ها ، به جام جهانی ناآماده ها تبدیل شود . فرانسه ، ایتالیا نمونه های بارز تیم های فرسوده در دور مقدماتی بودند و برزیل و آرژانتین نمونه آشکار تیم هایی علیرغم پتانسیل بالا ، از کدر فنی نامناسب و تدارک ناکافی ضربه خوردند . آلمان همیشه بهترین کادر فنی و پشتیبانی را همراه تیم ملی خود دارد تا با تحلیل و آنالیز دقیق تیم های دیگر از کم ترین داشته ها ، بیشترین بهره را برد .
از یاد نبریم در این جام ، بالاک و دروازه بان اصلی آلمان بدلیل آسیب دیدگی غایب هستند و مانوئل نویر ( نویا Manuel NEUER ) به هیچ وجه شایسته حراست از دروازه آلمان نیست ، ترس این دروازه بان در رویارویی مستقیم ( تک به تک ) با مهاجمان حریف و عدم تسلط در دریافت ضربه های مستقیم که بیشتر به صورت دفع ناقص یا دریافت توپ در دو ضرب انجام می شود ، مسلما از دید آنالیزور های تیم ها اسپانیا و هلند دور نخواهد ماند .
با همه اینها ، آلمان با توجه به برخورداری از کادر پشتیبانی قوی خود ، تا این مرحله بخوبی صعود کرده ، هرچند نمی توان در مورد بازی های آتی با همین خوشبینی امیدوار بود .
Free counter and web stats