شنبه، بهمن ۱۱، ۱۴۰۴
نسل کشی یعنی از هر دوهزار ایرانی داخل کشور یک نفر
چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۴۰۱
روز زن مبارک
پنجشنبه، آبان ۲۷، ۱۴۰۰
در این حکومت لجبازی با مردم نهادینه شده
چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۱
کشف محموله داروی اعتراف گیری به مقصد ایران
چهارشنبه، فروردین ۰۲، ۱۳۹۱
متاسفانه ما تنها نیستیم ، درد ما مشترک ست !
چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۰
روز زن ، روز شرمندگی جمهوری اسلامی !
شغلی خود به خیابانها آمدند که توسط پلیس مورد ضرب و جرح قرار گرفته
و تعداد بسیاری نیز دستگیر شدند.
پس از ۱۱۸ سال مبارزه در جهت احقاق حقوق نادیده گرفته شده ، در سال
۱۹۷۵ سرانجام سازمان ملل روز جهانی زن را به رسمیت شناخت .
فرارسیدن روز زن بهانه ای ست برای نگاهی گذرا به قوانین موجود در ایران
قوانینی که با وقاحت تمام حقوق انسانی زنان را سلب نموده و حاکی از
نگاه بی شرمانه ملایان به بانوان است.
کاش ملایان درک میکردند که این نوع نگرش نفی شان انسانی کسی ست
که آنان را متولد نموده ، نفی (حقوقی ) انسانیت شریک زندگی و سند بردگی
دخترانشان است.
با نفی حقوق انسانی زنان ، مردان انسانتر نمیشوند و با وضع چنین قوانینی
نه تنها ارج و قربی بدست نمی آورند که مردان نیز چون زنان از بام انسانیت فرو
می افتند.
نگاهی گذرا به قوانین خواهیم داشت که این تاکید بر نابرابری حقوق به معنی تائید
اصل قانون و تلاش برای موازنه سهم زنان و مردان نیست بویژه در زمینه احکام و
مجازات اسلامی ، بلکه فقط تلاشی ست در جهت بیان نوع نگرش و دید ملایان
به زن.
سوای حقوق نانوشته که در جامعه بوضوح عیان است ماننند تعرض جنسی زنان
و آزار توسط همسر و خانواده شوهر ، سوءاستفاده جنسی و محدودیتها ی اجتماعی
رهبران جامعه ایران با وقاحت تمام چنین وضع نموده اند :
قانون اسای اصل ۲۱ در شرح وظایف دولت در حمایت از زنان بگونه ای ترسیم شده
که از آنان فقط بعنوان مادر و همسر یاد میشود .
در اصل ۴۱ تاکید بر حق تابعیت برای زن و مرد دارد اما در عمل تابعیت زنان وابسته به
شوهر است .
اصل ۱۱۵ بحث برانگیز ترین مورد در قانون اساسی ست که زنان را از دستیابی به
پست ریاست جمهوری محروم میسازد و بر همین روال قانون نانوشته در مورد رهبری
است.
در قانون مجازات اسلامی بوضوح می بینیم انسانها در ایران طبقه بندی شده اند
جالب اینکه تصویب و اجرای این قوانین که برگرفته از هزاره پیش است در جامعه ای
اعمال میشود که هزاران سال پیش منادی حقوق بشر و منکر ضد ارزشها بوده است.
در مجازات اسلامی در ماده ۴۹ و در تعریف اطفال (جهت برائت از جرم ) سن آنها را
سن بلوغ تعیین نموده و توضیح آمده سن بلوغ پسر ۱۵ و سن بلوغ دختر ۹ سال
تمام است بع تعبیر دیگر اگر پسری در ۱۴ سالگی جرمی را مرتکب شود از مجازات
مبراست اما همین جرم را اگر دختری ۱۰ ساله انجام دهد ، مجرم شناخته خواهد
شد.
در ماده ۷۴ و ۷۶ به صراحت شهادت زنان نفی شده و در مواردی دیگر ، شهادت زنان
بدون همراهی شهادت مردان فاقد اعتبار خوانده شده.
همچنین است در قانون ۱۱۹ (لواط ) ۱۳۷ ( قواعدی ) و ۱۸۹ (محاربه و افساد فی
الارض) که شهادت زنان را فاقد ارزش میداند حتی با همراهی شهادت مردان نیز
شهادت آنان فاقد ارزش توصیف میشود که تنها شهادت مردان پذیرفتنی ست.
در نادیده گرفته شدن شهادت زنان آنگاه پی به اهمیت ماجرا می بریم که تصور
کنیم در حضور تعدادی از زنان ، مردی به زنی تجاوز کند و اموالش را به سرقت برد
در مراجعه به دادگاه ، قاضی با استناد به همین قوانین ، تنها با لبخندی کریه حکم
به برائت متجاوز خواهد داد.
واگر زن در مقابله با متجاوز مصر بر تجاوز و به قصد دفاع خشونتی به خرج دهد که
منجر به کشته شدن متجاوز گردد ، زن محکوم به قصاص خواهد شد درصورتی که
اگر مردی همسرش را همبستر با مرد دیگری ببیند طبق قانون مجاز به قتل زن
خواهد بود. مواد : ۱۰۰۵ و ۱۱۱۴ و ۱۱۱۵ .
تفاوت پرداخت دیه از جمله موارد مضحک قانون مجازات اسلامی است .
ماده ۲۰۰ تصریح به آن دارد که دیه قتل زن مسلمان نصف دیه قتل مرد مسلمان
است و در ماده ۳۰۱ دیه زن اگر به ثلث کامل برسد ، باز هم بیش از نیمی از دیه
مرد نخواهد بود .
در قانون مدنی موضوع بگونه ای دیگر حکایت از دید غیر انسانی به زنان دارد حتی
زنانی که بدلیل مادر بودن ظاهرا بایستی مورد تکریم قانون قرار بگیرند.
از موارد کلی چون حق طلاق و مهریه و .. که بگذریم به مواردی میرسیم که آزادی
انسانی از نان گرفته میشود.
زنان به مجرد ازدواج استقلال و آزادی خود را پیشکش شوهران میکنند بگونه ای که
برای خروج از کشور و حتی خروج از خانه نیاز به مجوز دارند !
حضانت فرزندان بدون توجه به شرایط والدین به پدر سپرده شده و مضحک تر اینکه
به فرض مجرم بودن پدر یعنی حتی اگر پدر خانواده قاتل ، مفسد ، معتاد ، و فاقد
هرگونه ارزشهای انسانی باشد بگونه ای که از دید قانون ملایان هم مستوجب
مجازاتی سنگین شناخته شود ، باز هم حق حضانت از او ساقط نمیشود .
به بیان دیگر بنا بر قانون موجود ، پدر معتاد از مادر فرهیخته شایستگی بیشتری
برای نگهداری و تربیت فرزندان دارد.
به فرض اتهام قتل و درصورتی که مردی به اعدام محکوم شود ، باز هم مادر برای
سرپرستی فرزندانش لیاقت نخواهد داشت و حضانت به پدر مرد و بعد از او به جد
پدری خواهد رسید .
زن پس از ازدواج در مورد محل اقامت و سکونت ، یعنی شهر و محله و نیز نوع
منزل باید تابع شوهر باشد .
زن برای ادامه تحصیل و کار نیاز به اخذ مجوز شرعی توسط شوهر دارد که اگر شوهر
تحصیل یا کار را خلاف شان خود بداند ! برابر قانون این حق مسلم از زن سلب میشود.
قانون ۱۱۱۷ صریحا به این موضوع اشاره دارد
طبق قانون مدنی ۱۱۰۵ ریاست خانواده بر عهده شوهر است ، شاید وضع همین
قانون چنین دست و پای قانونگذار را برای تبعیض ها باز گذاشته .
مورد دیگر مسئله تمکین زن از شوهر است که بجز موارد فوق ، در زمینه جنسی
و سکس که قاعدتا بایستی هردو طرف از آمادگی لازم برخوردار باشند ، چنانچه
زن در هر شرایط و زمان خود را تسلیم رئیس خانواده نکند ، عدم تمکین محسوب
که عواقب ناشایستی در انتظارش خواهد بود و جالب این که در صورتی که زن از
شوهر تمکین نکند ، پرداخت نفقه از مرد ساقط میگردد .
در جوامع آزاد و مترقی نمونه این قانون را تنها میتوان در فاحشه خانه ها یافت !
تعدد زوجات ، عقد موقت ، نگهداری عده حتی بدون سکس ،حجاب ، محرومیت از
مدیریت کلان (مگر در موارد استثنا) ، سهمیه بندی دانشگاهها و .. بسیاری دیگر
از دیگر مواردی ست که نشان از شهروند درجه دومی زنان دارد .
در انتها تاکید میکنم که بازگو نمودن این قوانین بمنزله تائید آنها بویژه در مجازاتهای
اسلامی نیست که صرف تصویب و اجرایشان حکایت از بازگشت دوره جاهلیت دارد
بلکه سعی نموده ام دید و نگرش ملایان و قانونگذاران ایران را به زنان ترسیم کنم.
کاش می فهمیدند تنها در صورتی انسان شناخته میشوند که تائید کنند از انسان
زاده شده اند و حقوق انسانی مادر خود را به رسمیت شناسند .
کاش شریک زندگی خود را انسان میدانستند و برای دخترانشان حریم انسانی
قائل می شدند.
کاش باور میکردند با کوچک کردن زنان ، خود بزرگ نمی شوند !
--------------------
این نوشته در تاریخ هفدهم اسفند سال 1386 منتشر شد و بدا به حال ما که هنوز روال بر همین منوال باقی ست !
سهشنبه، بهمن ۲۵، ۱۳۹۰
سوالات صریح : قسمت دوم گفتگو با منشه امیر
دوشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۹۰
گفتگو با منشه امیر در مورد ترور دانشمندان ایرانی و حمله اسراییل به ایران
شنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۰
شروع هشتمین سال فعالیت سایت انتگراسیون
یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰
یک گلشیفته و این همه شیفته آشفته
سهشنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۰
چهارشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۹۰
گفتگو با دختر عبدالفتاح سلطانی (وکیل دربند) و علی صمدی ( از برگزار کنندگان کنفرانس نگاهی به درون ایران )
دوشنبه، آبان ۳۰، ۱۳۹۰
مصاحبه با عبدالکریم لاهیجی
وی بهمراه همکارانش با تشکیل پرونده های قطور نقض حقوق بشر جمهوری اسلامی ، بار ها دولتهای غربی را ناچار به تعیین موضع و صدور قطعنامه ها علیه حکومت غاصب ایران نمود.
وی به دعوت " نهاد شفاف سازی ایران" در " کنفرانس نگاهی به درون جامعه ایران" شرکت نمود .
پیش از مصاحبه از او خواستم اگر خط قرمزی برای خود تعیین نموده بازگو کند . وی با صراحت اعلام نمود هیچ خط قرمزی را نمی شناسد .
در این گفتگو وی پیرامون دلایل نادیده گرفته شدن نقش حقئق بشر در جمهوری اسلامی توسط دولتهای غربی ، واکنش جامعه جهانی به اراده جمهوری اسلامی برای دستیابی به تکنولوژی بمب هسته ای ، جاسوسی سفارت خانه جمهوری اسلامی در مورد فعالان سیاسی ،فعالیت های جامعه حقوق بشر ایران و تاثیر فعالیت های این جامعه بر نهادهای بین المللی و ... توضیحاتی شفاف بیان نمود .
عبدالکریم لاهیجی تاکید نمود که پرونده نقض حقوق بشر توسط مسئولین جمهوری اسلامی در مسیری قرار گرفته که نهایتا به انجام خواهد رسید تا جمهوری اسلامی باور کند جنایاتش هرگز فراموش نخواهد شد .
شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۰
مصاحبه با دکتر فریدون خاوند
یکشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۹۰
چین کثیف تر از جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی پلید تر از چین

حکومت چین از پلیدی و خباثت دست کمی از جمهوری اسلامی ندارد . یادمان نرفته در اواخر حکومت شاه ، نمایندگان دولت چین به ایران آمدند تا در بحبوحه تظاهرات و انقلاب مردمی علیه شاه ، حمایت قاطع خود را از حکومت مستبد محمد رضا اعلام نمایند .
در زمان حاضر هم شاهدیم حکومت چین از جمهوری اسلامی و بشار اسد حمایت های آشکاری می نماید تا نفع خود را خون مردم دنبال کند.
وضعیت در داخل چین وخیم تر از نمایی ست که در ظاهر دارد .
شاید بتوان گفت در برخی زمینه ها حکومت چین گوی جنایت و بی شرمی را از جمهوری اسلامی هم ربوده ، آنجا که برای فروش اعضای بدن انسان ، به اعدام مخالفان روی می آورد !

آنچه باعث شد تا بدین مطبی بپردازم ، اجتماع گروهی از چینی های مقیم برلین در اعتراض به سرکوب و قتل انسان هایی ست که برای تزکیه روح و سلامت جسم به ورزشی بنام " فالون دافا " روی آورده اند .این مکتب بر سه اصل : حقیقت ، نیکخواهی و بردباری بنا شده تا با تزکیه روح و پالایش جسم به آرمانهایی کاملا انسانی دست یابد ، آرمانهایی که به دور از هر گرایش سیاسی ست .
وقتی اجتماع چینی ها را در نزدیکی محل کارم دیدم ، برای کسب اطلاع نزد آنان رفتم .
آماری از اعدامیان و افرادی که در زندان به سر می برند ارایه دادند و از بسیاری نام بردند که تبعید شده یا به اردوگاه های کار اجباری فرستاده شده اند .
پرسیدم اگر فعالیت گروه شما به دور از هر آرمان سیاسی ست ، دلیل مخالفت دولت چین با شما چیست.
توضیحی مختصر دادند که که همان توضیح کوتاه ، نمایی از وضعیت داخل ایران را برایم تداعی کرد .
دولت های مستبد از هر نوع اجتماع مردمی می ترسند . درست مثل جمهوری اسلامی که حتی از تجمع مردم بدلیل آب بازی به هراس می افتد مبادا با تشکیل چنین اجتماعاتی ، مردم به وحدت و اتحاد برسند!


حکومت چین تلاش می کند تا اعضا و بویژه رهبران فالون دافا را به اتهام های ساختگی و غیر اخلاقی متهم کند ( احتمالا براندازی نرم و خود فروختگی ! ) وبا دستگیری ، شکنجه ( و تبعید ، اعزام به اردوگاه های کار اجباری و قتل اعضا) هراسی بین مردم ایجاد نماید که مانع از جذب دیگران به این گروه شوند ( مبادا دور هم جمع شوند و با انجان حرکاتی کاملا ورزشی ، خدشه به اساس و بنیان حکومت وارد نمایند ) .
برای آشنایی با ورزش فالون دافا و کسب اطلاعات بیشتر می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید :
http://www.falundafapersian.org/exercises.htm
www.faluninfo.de
www.organharvestinvestigation.net
www.fofg.org
تصور می کنم امروز با توجه به وجود وسایل ارتباط جمعی ( تقریبن ) غیر قابل مهار ، مردم همه کشور ها می توانند با اتحاد ( ولو در دنیای مجازی )یکدیگر را در رسیدن به جهانی آزاد و بدور از خشونت یاری کنند .
هر کشوری که بدست مردمش فتح می شود ، پایه های استبداد در کشور دیگر را به لرزه می اندازد.


شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۰
ما و عرب ها و دموکراسی !
می دانی اگر زنده می ماند چه رازهایی فاش می شد و چه اعتباری جنبش مردم لیبی بدست می آورد که با قاتل مردمش با انسانیت رفتار شده .
فیلم های منتشر شده حاکی از سرقت کفش دیکتاتور پس از دستگیری و پاره کردن لباس او پس از قتلش می باشد !


گفت قذافی آنقدر جنایت کرده بود که قتل او طبیعی ترین عکس العمل مردم بشمار می رود .
قذافی کشته شد تا رازها فاش نشود ، تا همه باور کنیم نباید از نهال جنبش های منطقه توقع میوه آزادی داشت !
گفتم تصور کن خامنه ای روزی در چنین وضعیتی دستگیر شود ، تصور نمی کنم سرنوشت بهتری برای او بتوان درنظر گرفت اما مسئله این ست که اگر بنا باشد ما بدلیل نفرت از کسی ، وی را به قتل برسانیم ، چه تفاوتی بین عملکرد دیکتاتور و ما وجود خواهد داشت ، هر دوی ما بنا به تصمیم شخصی و بدون لحاظ شرایط انسانی حکم به قتل مخالف داده ایم !
مسئله این نیست که بخواهیم ژست روشنفکری بگیریم و بگوییم باید جنایتکار را به دادگاه تحویل داد یا با اعدام مخالفیم حتی اعدام دشمن !
خامنه ای هم مثل قذافی بسیاری از جوانان بی گناه و حقیقت جوی ایرانی را در خیابان ( و حتی بدون تشکیل دادگاه های نمایشی جمهوری اسلامی ) به قتل رسانده .مسلما جنایات خامنه ای ، قذافی ، اسد و ... به حدی ست که " جنایت علیه بشریت " کمترین اتهام آنها خواهد بود اما ...
اگر بنا باشد به دموکراسی برسیم باید میزان تحمل خود را بالا ببریم . باید قبول کنیم هیچکس اجازه ندارد وارد محدوده مسئولیت های قانونی دیگری شود ، باید بپذیریم که قرار نیست خواسته های ما همیشه اجرا شود .
یادمان نرفته در مصر و در زمان تظاهرات علیه مبارک ، گزارشگر زن امریکایی را در مقابل چشم هماکارانش مورد تعرض وحشیانه دستجمعی قرار دادند و در موردی دیگر ، زن هموطن خود را که در پا به پای مردان علیه مبارک به خیابان آمده بود مورد تجاوز گروهی قرار دادند و پس رها کردنش گفتند ببخشید ، ما مردیم دیگه و ... به کسی چیزی نگو که انقلاب لکه دار می شود !
برای دوست تایلندی خود تعریف کردم که تلویزیون آلمان گزارشی از سفر سباستین وتل ( قهرمان فرمول یک ) به ژاپن را پخش می کرد .

در صحنه ای سباستین وتل ژاکت خود را به میان جمعیت انبوه هوادارن خود پرت کرد . ناگهان صدها دست برای ربودن ژاکت قهرمان محبوبشان به هوا برخاست تا شاید ژاکت را برباید .
ژاکت نهایتا بین 5 نفر فرود آمد که هرکدام تلاش می کردند آنرا از آن خود کنند . قبل از آنکه ببینیم سرنوشت این ژاکت چه شده ، بد نیست میزان شناخت خود از مردم دوست داشتنی ژاپن را بیازماییم :
1. جمعیت انبوه بدون توجه به ادامه مراسم ، برای ربودن ژاکت چنان به جان هم افتادند که مراسم بهم خورد و صد نفر را به بیمارستان و ده نفر را به زندان فرستادند ، هنوز از سرنوشت ده ها تن اطلاعی در دست نیست !
2. هنوز پنج نفری که ژاکت در دستان آنها بود از پس هم برنیامده بودند که تعداد دیگری هم به صرف زور بازو وارد معرکه شدند .
3. دیگران به تماشا نشستند تا ببینند این 5 نفر چگونه با کشیدن ژاکت به این طرف و آنطرف ، آنرا تکه تکه کرده و هرکدام سهمی به خود اختصاص میدهند .
4. دیگران دخالتی نکردند ، 3 نفر کنار کشیدند و دو نفر آخر ( یک مرد و یک زن ) سعی کردند ژاکت را تصاحب کنند . زور مرد به زن چربید .
5. سه نفر کنار کشیدند ، مرد به احترام زن ، ژاکت را به او بخشید .
6.سه نفر کنار کشیدند ، مرد و زنی که باقی مانده بودند ، " سنگ ، قیچی ، کاغذ " بازی کردند و نهایتا زن برنده شد ، مرد با ادای احترام ژاپنی ( تعظیم ) ژاکت را محترمانه تقدیم زن نمود و زن هم با ادای احترام متقابل ، درحالیکه از خوشحالی گریه میکرد ژاکت را در دست گرفت .
7. در حین انجام مراسم ، زن را بصورت گروهی مورد تجاوز قرار دادند و ژاکت را تکه تکه کرده و هرکدام تکه ای را ربودند .
مسلما شما هم گزینه ششم را به عنوان اتفاقی که در مراسم افتاد انتخاب کرده اید ، اما حالا دوباره گزینه ها را بخوانید و بگویید اگر این مراسم در ایران یا در کشوری عربی انجام می شد ، کدام حالت روی می داد !
------------------------
پ.ن.
اگر در ایران چنین انقلابی روی دهد ، خامنه ای رویه کدام دیکتاتور را در پیش خواهد گرفت :
مثل مبارک بیمار می شود تا زنده بماند .
مثل قذافی تا روز آخر به مبارزه ادامه می دهد .
مثل بن علی ، دیکتاتور تونس ، فرار می کند .
به دشمن و بی بصیرت ها پناهنده خواهد شد !
توضیح :
منبع عکس ها : روزنامه BZ برلین
یکشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۰
گویا تاریخ ایران را از انتها نوشته اند !
529 ق. م. ، هخامنشیان :
250 م. اشکانیان :
وضع طبقاتی بین اقشار مردم : در جامعهٔ اشکانی پس از شاه و خاندان شاهنشاهی فرمانروایان و شاهان و پس از آنها نجبا و دیوانیان بلندپایه در مراتب بعدی قرار داشتند. پس از این گروهها بازرگانان و گروه بزرگ کشاورزان و پیشهوران بودند.
874 م. : سامانیان :( لطفا به پاورقی هم توجه کنید ! )
1501 م ، صفویان :
1170 هجری : قاجار :
1304 هجری ، پهلوی :
1357 هجری ، جمهوری اسلامی :
اعلام رسمی جامعه طبقاتی (با نگاهی به قانون اساسی می توان تفاوت قشر روحانیت با مردم عادی را دریافت ) ، دستور تجاوز ، شکنجه و قتل مخالفان ، اعلام نقش رهبر بعنوان جانشین خدا ، ترویج خرافات ، ترویج زبان و فرهنگ عربی ، حراج ثروت ملی و خاک ایران ، لغو قانون برابری انسانها ( بویژه زنان و مردان ) ، اعمال مجازات بدلیل خویشاوندی ، برده داری نوین : محرومیت شهروندان ( مانند بهاییان ) از تحصیل و کار ، تبعید ، دخالت در خصوصی ترین روابط اجتماعی مثل ازدواج و ...
ایران اولین کشوری بود که حقوق بشر را اعلام نمود و بنظر می رسد آخرین کشوری هم خواهد بود که به حقوق بشر احترام بگذارد !
____________
نکته ی مهمی که در مورد سامانیان باید ذکر شود :( باید از تذکر بجا و دقیق نق نقو تشکر کنم )
" سامانیان ایجادگر دومین نو ایرانگرائی تاریخ تمدن ایران بودند و در شکلگیری فرهنگ، تمدن و دانش در ایران پس از اسلام نقش بسزائی دارند. در دوره سامانیان، زبان فارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. با آن که سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار میبردند و آن را شعار وحدت خلافت میشمردند، امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران فارسی دری همچون رودکی «وفات در ۳۲۹ ق / ۹۴۰ - ۱ م» و دقیقی «حدود ۳۲۵ - ۷۰ ق / ۹۳۵ - ۸۰ م» از نخستین کسانی باشند که با گونهای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجه های محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند. این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسی نوین گسترش پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای ماندهاست.
پنجشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۹۰
نگرش مثبت به اعدام !
نوجوانی که طبق قوانین ضد بشری جمهوری اسلامی هم نباید اعدام می شد . گفته می شود تعداد زیادی از هموطنان به تماشای مراسم رفته بودند و ضمن شکستن تخمه به دار آویختن نوجوان را تماشا می کردند .
پس از این ماجرا شاهد اعتراض بسیاری دیگر از هموطنان بودیم و این یعنی تحول !
خوشحالم که قشر عظیمی از جامعه مخالفت منطقی خود را با اعدام اعلام کرده اند . نگاه من به ماجرای قصاص این نوجوان از همین زاویه ست ، اعتراض نسل جوان به خشونت ، حتی خشونت اعمال شده بر مجرم !
فردای ایران بسیار روشن ست ، فردای ایران در دستان همین نسلی ست که خواهان آزادی و بدنبال احکامی انسانی و راه حل هایی دور از خشونت ست .
آفرین بر شما نسل فرهیخته ، ایرانمان مبارکتان باد که شما بخوبی شایستگی و توانایی خود را برای اداره آن نشان می دهید .
نسل امروز ما نسلی ست با قدرت تحمل بالا در تضارب آرا ، آزادیخواه و صلح جو .
در انقلاب سال 1357 ، نوجوانان والدین را با خود همراه کردند تا حکومت شاه را سرنگون کنند ، اما نوجوانان آنروز و والدین امروز ، سرخورده از انقلاب ، تماشای مرگ انسانیت را به تقلا در تغییر وضعیت ترجیح داده اند . حتی فشار کمرشکن اقتصادی هم نتوانسته قامت مردم را برای برانداختن حکومت فساد راست نماید .
جوانانی که اینگونه پرشور و منطقی و صبور بر هر خشونت و گزافه خواهی خط بطلان می کشند باید تمامی بحث ها را به خانه برند و سعی نمایند پدر و مادر سرخورده از 28 مرداد و 22 بهمن را نیز متقاعد به قیام کنند که ملت ایران تا به امروز تجربه ای بس پرهزینه و گزاف برای رسیدن به آزادی پرداخت کرده .
به جوانان وطنم افتخار می کنم .
سهشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۹۰
مرگ خاموش زندانیان سیاسی
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد ، صیاد رفته باشد ( وحشی بافقی )
عیسی سحرخیز در نامهای خطاب به گزارشگر ویژه سازمان ملل از استراتژی نظام ایران برای کشتن تدریجی زندانیان خبر داده است.
پدر حسین رونقی ملکی: صدایم را بشنوید، این بار حسین اگر کلیه هایش عفونت کند خواهد مرد ...
اجازه ندهیم حکومت آخوندها " طنین سکوت " عزیزان دربند را خاموش کند .دوشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۹۰
گفتگو با فرخ نگهدار ، قسمت دوم
وی با تبیین دعوت خاتمی به عفو و تشنج فعلی میان باند قدرت در جمهوری اسلامی ، دلایل اعتقاد راسخ خود به مبارزه مسالمت آمیز را بیان نمود .
قسمت اول گفتگو را می توانید در اینجا ببینید .





