000

شنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۸۸

حافظه ملت

حسنی ، امام جمعه ارومیه ( رضاییه ) : جنازه هاي اعدام شده ها در خيابانهاي تهران در مقابل ديد عموم قرار بگيرد.

مردم ما یاد تمام این شهدا را گرامی خواهند داشت و از یاد نمی برند عزیزان خود را . بهتر ست شما عکس این شهدا را در اتاق هایتان نصب کنید تا از یاد نبرید چه جنایاتی انجام داده اید و به انتظار روز بازخواست بمانید .

جمعه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۸

حفظ نظام به قیمت خون مردم معترض !

در مطلبی نوشتم که کروبی هم مثل خاتمی و موسوی به مردم پشت کرد .
برخی دوستان با تحلیل هایی ( از جهت صحت قابل قبول اما از جهت سلامت مردود ) نظر بر این داشتند که موسوی و کروبی سعی می کنند تا خامنه ای را از باند تندرو جدا سازند تا با هزینه ای کمتر بتوانند احمدی نژاد و باند قدرت را به زیر کشند و با مبارزاتی مدنی (!) در طی سالهایی چند نهایتا حکومت را دستخوش تغییرات بنیادین نمایند . هرچند این تحلیل بدرستی گویای جریان پشت پرده ای ست که فضای سیاسی ایران را آبستن حوادث بسیاری نموده ، اما اصل ماجرا به قوت خود باقی ست : آنانی که ادعای رهبری جنبش سبز را دارند ، از مردم جدا شدند !
مشخص شد که با تکیه به بیانیه ها و سخنان این عده نمی توان امید به بهبودی اوضاع کشور داشت که صنم آرزومندان ، سجده کننده بتی یاسمن کش ست .
مردم در روزهای ابتدایی اعتراض خواهان ابطال انتخابات و حذف احمدی نژاد بودند اما به تدریج و بویژه با ریخته شدن خون جوانان و اعمال جنایات از سوی حکومت ، سطح مطالبات مردم نیز به تبع آن بالا رفت و اینک آنچه از شعارهای مردمی که در خیابان خون می دهند و با مزدوران حکومتی مقابله می کنند ، بر می آید چیزی نیست جز حذف مقام ولایت فقیه و تغییر حکومت دینی .
دقیقا بهمین دلیل موسوی و کروبی و خاتمی احساس خطر کرده اند ، چه آنها بدرستی می دانند در صورت تغییر رژیم ، جایگاهی در حکومت آتی ایران نخواهند داشت .
در آخرین مصاحبه کروبی با روزنامه ای انگلیسی زبان ( منتشر شده در سایت رادیو فرانسه ) وی به صراحت از شعارهای مردم تبری می جوید و امیدوارانه به فردایی می نگرد که نه تنها مقام ولایت فقیه ، که حتی شخص خامنه ای بعنوان رهبر در آن جایگاه خود را حفظ خواهند کرد . و این یعنی نادیده گرفتن خواست مردم و تن دادن به توصیه ( حکم ) رهبری که دستش به خون مردم آغشته شده .

بنابراین با احترام به عقاید و آرای دوستانی که صحبتهای کروبی و موسوی را به استراتژی سیاسی معقول تعبیر می کنند و امید دارند تا این سیاست بتواند خامنه ای را وادار به دوری از باند قدرت نماید ، باید عرض کنم ، مشکل اصلی قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی ست و با این ترفند ها شاید ( شاید ! ) بتوان مصباح یزدی و احمدی نژاد و سران سپاه را از مدیریت کشور حذف نمود اما چه تضمینی ست تا در آینده به آرای مردم بها داده شود ؟
بایستی با دیدی منطقی به قوانین حاکم و رایج ( بویژه قانون اساسی مطلوب کروبی و موسوی و خاتمی !) نگاه کرد . در این مجموعه قوانین هیچ نقشی برای مردم در نظر گرفته نشده و مردم در چنین حکومتی فقط باید دعا کنند تا شخص رهبر مثلا پسر خدا یا پسر پیامبر باشد تا بتواند با نادیده گرفتن اختیارات بی حد و مرزش ، آرای مردمی که در قوانین به هیچ انگاشته شده اند را به قدرت حکم حکومتی خویش جاری سازد . دعایی که در طول تاریخ از سوی هیچ مقام و فرماندهی اجابت نشده که اگر می شد ، فرمانده و رهبر می بایستی حکم به عزل خویش می داد !

امیدوارم دوستان بار دیگر به صحبتهای کروبی و بویژه مصاحبه وی با روزنامه انگلیسی (خبر در سایت رادیو فرانسه ) توجه نمایند تا دریابند همانگونه این شیخ صریح اللهجه بیان نموده : هرجا خطری برای نظام جمهوری اسلامی احساس شود ، عوامل حکومت ( اعم از حاکم و محکوم ) یک دل و یک صدا معترضان را خاموش خواهند کرد !
باید از کروبی ممنون بود که چنین بی غل و غش و صریح امید امیدواران را به یاس تبدیل نمود و چشم همه را باز کرد تا بدانند در این راه پر خطر ، مردم ناخدای کشتی ایران هستند که باید به تنهایی این کشتی بحران زده و مورد دستبرد دزدان دریایی قرار گرفته را به ساحل سلامت رسانند .
تا همینجا هم مردم آبرویی به همه ما ایرانیان بخشیده اند و وظیفه مایی که نمی توانیم در اعتراضات داخلی مردم همراه آنها باشیم این ست که صدای مظلوم وطن را به پهنای کره زمین و به بلندای آسمان منعکس کینم .
______________________________
نتیجه بیانیه موسوی و نامه خاتمی و سخنان کروبی : شروع اعدامها ، ترور و ....
تصور می کنند مردم پشتشان خالی شده ، آنقدر سوی چشمشان محدود است که نمی بینند مردم بدنبال هدف جدیدی هستند که از اهداف سیاستمداران کهنه کار جمهوری اسلامی فاصله ای بعید دارد . اعدامها هر روز فاصله مردم با بیت رهبری را کم می کند ، دور نیست زمانی که مشت مردم ، درب خانه خامنه ای را از جا برکند و رودررو با رهبر مزدوران حرف خود به کرسی نشانند .

سه‌شنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۸۸

تغییر قوانین اقامت در آلمان در مورد ایرانیان بدلیل اوضاع وخیم ایران

تلویزیون ایرانیان برلین :
گفتگو با آقای حمید نوذری ( مسئول کانون پناهندگان سیاسی دربرلین ) در رابطه با تغییر قوانین اقامت در آلمان مورد ایرانیان بدلیل وخامت اوضاع ایران .
حمید نوذری از افزایش تعداد پناهندگی ایرانیان به آلمان ( آمار سال 2009 ) خبر داد که بیش از تمامی سالهای پیشین بوده ! دوستان عزیزی که در رابطه با وضعیت اقامت خود در آلمان مشکلاتی دارند می توانند از حمایت بی دریغ حمید نوذری برخوردار شوند . وی از جمله کسانی ست که جایگاه قابل توجهی نزد مسئولین آلمانی داشته و از این وجهه برای رفع مشکلات هموطنان ایرانی استفاده می کند .

مصاحبه با خانم شادی امین پیرامون وضعیت زنان همجنسگرا . وی با نقد رفتار جمهوری اسلامی " در موافقت با تغییر جنسیت افراد " پرده از اهداف نظام سرکوبگر برداشته و تلاش می کند تا با برپایی تجمعات اعتراضی و اطلاع رسانی ، توجه مردم و مسئولین را نسبت به سرکوب و آزار افراد همجنسگرا در ایران جلب نماید .

سفارت جمهوری اسلامی در نظر دارد تا سالگرد انقلاب اسلامی را در برلین ( در هتل ماریتیم ، 20 بهمن ، نهم فوریه ) جشن گیرد .
شبکه جوانان ایرانی در برلین تلاش می کند تا این روز را به روز " اعتراض به جنایات حکومت علیه ملت " تبدیل نماید . سپیده از شبکه جوانان ایرانیان در برلین در این رابطه توضیح می دهد . لازم به توضیح است ، در روز عاشورا نیز اعضای این شبکه در مراسمی که توسط سفارت در محل حسینیه سفارت ( موسوم به دفتر ایرانیان ) برگزار می شد ، حضور یافتند و نسبت به جنایات حکومت علیه ملت مظلوم ایران اعتراض نمودند که بازتاب مناسبی در سایتهای اطلاع رسانی در پی داشت .


دوشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۸

تهدید خامنه ای اثر کرد : خواص از عوام جدا شدند

بدنبال اولتیماتوم خامنه ای به خواص برای تسلم شدن ( تا 22 بهمن ) ، آقایان خواص بی خاصیتی خود را نشان دادند !
شمایی که با تشری به رهبری کرنش می کنید چگونه داعیه رهبری مردم را داشتید ؟!
خواصی بی خاصیت ، شما فقط نقش سوپاپ را بازی کردید تا تلاش مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی را تبدیل به تغییر دولت نمایید اما نهایتا وقتی فهمیدید مردم مصمم تر از تصور شما هستند ، حکم حکومتی را گردن نهادید تا ثابت کنید : آری ، نظر رهبر بر آرای ملت مقدم است ! اف بر شما !

کروبی : آرای مردم در برابر نظر مقام ولایت ارزشی ندارد !

بدنبال موسوی ، خاتمی و کروبی هم از موج مردم به هراس افتادند ، مبادا این موج کشتی جمهوری اسلامی را در دریای خروشان مردم غرق کند .
آقای کروبی ، آقای موسوی ، آقای خاتمی ، خسته نباشید !
این بود مزد مردمی که برای دفاع از آرای شما همه چیز خود را در حمایت از شما باختند ، اما خود را یافتند . و این یافته ارزشی به مراتب والاتر و بالاتر از آرایی دارد که بنام شما به صندوق ها ریختند .
مردم ایران امروز بوضوح دیدند که همه ادعاهای موسوی و خاتمی و کروبی در حمایت از مشروعیت آرای مردم ، فریبی بیش نبوده .
کروبی بوضوح اعلام نمود ، با اینکه به تقلب در انتخابات ایمان دارد ، اما چون خامنه ای حکم احمدی نژاد را تنقیذ نموده ، به این حکم گردن می نهد و احمدی نژاد را رییس دولت می داند .
خاتمی هم در نامه ای ریاست احمدی نژاد بر دولت را برسمیت شناخت !
بعبارت ساده تر : حکم خامنه ای بالاتر از آرای مردمی ست . یعنی همه آنچه ذوب شدگان می گفتند را تایید نمود " همه عبادت ملت یکطرف ، یک آمین رهبری یکطرف " ، " رای و نظر مردم فقط در صورتی مورد قبول است که تایید ولایت فقیه را بهمراه داشته باشد " ، آرای مردم بدون امضای ولی فقیه پشیزی ارزش ندارد " ....
اف بر شمایی که داعیه حمایت از مردم را داشتید . اف بر همه شمایی که حاضرید خون مردم بر زمین ریخته شود ، به جوانان وطن تعرض شود اما مبادا غباری بر دامان حکومت مطلقه فقیه بنشیند .
مگر عبای ولایت چه امتیازی بر تن خامنه ای می نشاند که نظر وی را مقدم بر خون و جان و ناموس ملت می دانید ؟
یادتان رفته این شیخ علیل همان حجة الاسلامی ست که در زمان بهشتی وجود ابراز نظر نداشت ؟
این همان شیخی ست که وقتی در خبرگان نظر به رهبریش دادند پشت تریبون رفت و ملتمسانه گفت اگر رهبر شوم ، امر و نهی باید کنم و می ترسم در آن زمان از من حمایت نکنید . یعنی خود به زبان خود اعتراف نمود حتی بین شیوخ حوزه نیز اعتباری ندارد و التماس دعا داشت برای حمایت !
حال به جایی او را رسانده اید که دیگر حتی دست خودتان هم به او نمی رسد ، حتی خدایتان هم باید از او وقت ملاقات بگیرد تا آیاتش از اعتبار نیفتد !
اف بر شما که وطن را به بی وطن فروختید !
مردم امروز تنهایی خود را باور نمودند . از امروز باید شعار مرگ بر ولایت فقیه رساتر شود ، باید سلاح بدست گرفت و هر ضربه حکومت را شدیدتر به خودش برگرداند . بارها نوشته ام که آخوند هرگاه به مانع سخت رسد ، چون موش هراسان می شود و هرگاه در مقابلش نرمش به خرج دهند ، گستاخ تر و بی پرواتر حمله می کند .
نمونه های بسیار از این موارد را شاهد بودیم ، نوشیدن جام زهر خمینی بدنبال سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط ناو امریکایی ، دست کشیدن ( توبه کردن ) از صدور انقلاب بواسطه تهدید کشورهای همجوار و حمایت امریکا از آنان ، آزادی کارکنان سفارت امریکا پس از آنکه مشخص شد ریگان به کاخ سفید راه یافته ( وی قول داده بود کارکنان سفارت را حتی به قیمت حمله نظامی به ایران آزاد کند ) و ....
برای آنکه آخوند تسلیم شود باید مقابله کرد ، با همان زبان خودشان ، چشم در مقابل چشم ، مشت در مقابل مشت !
آقایان : خاتمی ، موسوی ، کروبی !
بی جهت سعی نکنید کشتی جمهوری اسلامی را در دریای خروشان مردم به ساحل حکومت مطلقه بلاهت وقیح برسانید ، نه شما پیامبر خدای کتب مقدسید و نه این مردم امواج دریای داستانهای قدیم که به حکم شما آرام گیرند و ساکت نشینند . قبل از غرق شدن کشتی سوراخ و رنگ و رو رفته جمهوری اسلامی ، خود را بدامان امواج بیندازید ، شاید شاخه ی لطفی از این مردم شما را به ساحل رساند .

یکشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۸

عینکم کو ؟ کجاست ؟!

اندر حکایت جا گذاشتن عینک با گاز زدن به قسمتی از ( کفش های ) سهراب سپهری !
دیروز خواب ماندم و باز مدرسه ام دیر شد ! به تلافی تصمیم گرفتم به کتابخانه بروم و آنچه که مدتهاست بدنبال یافتنش بودم، بیابم.... رفتم ، اما در آنجا دیدم که نمی بینم من !
آه ! چشمهایم کو ؟!
یادم رفته بیارم ، چشمهایم را که با آن می دیدم
آنچه اکنون در نگاه .... تیره و تار ست هنوز !
باید اکنون بروم
و چمدانی را که به اندازه قاب عینکم جا دارد بردارم
و به سمتی بروم که مناظرخار نیست
سیمای قشنگ دختران هم تار نیست !
عینکم کو ؟ کجاست ؟!
عینکم در پی بی چشمی خویش می گرید
و دو چشم تارم ... خفته اند و من هنوز بیدارم !
سوی چشمم همه سوی اویند ،
تا که خود را جویند

نازنین عینکی بود عینک من !
Free counter and web stats