000

جمعه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۰

بدون شرح


متاسفانه اطلاعی از کاریکاتوریست ندارم اما دستش درد نکنه !

یکشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۰

گفتگو با مهرزاد مرعشی ، سوپر استار سبز آلمان

برنامه تلویزیون ایرانیان برلین : گفتگو با مهرزاد مرعشی ، سوپر استار سبز آلمان


پنجشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۹۰

تنگ شدن حلقه کودتاچی

احمدی نژاد روز به روز حامیان خود را بیشتر از دست می دهد .
شکاف و اختلاف بین هواداران او چنان عمیق شده که وی مجبور به تغییرات پیاپی در پست هایی ست که گمان می شد در دست حامیان گوش به فرمانش می باشد .
سایت رجا نیوز ( به مدیریت فاطمه رجبی ) که احمدی نژاد را بعنوان معجزه هزاره سوم معرفی میکرد ، در گرایشی مشهود به انتقادات مستقیم و غیر مستقیم از رییس جمهور محبوبش می پردازد .
سران سپاه که پیش از این از اعضای باند مسلح و مخوف احمدی نژاد یاد می شد ، یکی یکی غلامی خامنه ای را به نوکری احمدی نژاد ترجیح داده و بندگی خود را به مقام رهبری اعلام می کنند .
کودتایی که از وقوع آن ( در این وبلاگ ) یاد شده بود ، اکنون گویا به مرحله انجام رسیده و باید منتظر بود تا ببینیم کدامیک ( خامنه ای یا احمدی نژاد ) موفق می شوند بر دیگری غلبه کنند .
وقوع چنین رویدادی مسلما به حبس و بگیر و ببندهای گسترده دیگری منجر می شود که مسلما تاوان اصلی را مردم و آزادیخواهانی خواهند داد که در کشاکش درگیری شاخه نظامی ( احمدی نژاد ) و باند روحانیت سنتی ( هوادار خامنه ای ) قربانی می شوند .
سکوت معنادار هاشمی رفسنجانی که حتی در مقابل اهانت به نزدیکانش هم شکسته نشده ، نشان از امیدواری شیخ زیرک جمهوری اسلامی به فردایی دارد که بتواند بعنوان غرامت ، سر سران و سر کیسه بیت المال را از آن خود کند .
تعجیل خامنه ای در حذف موافقان نظام که سرسپرده او نبودند ، نگرانی رهبر را از وضعیت پس از خود نمایان ساخت و بر همین تدبیر مسلما او حاضر نیست تا جمهوری ( حکومت ) اسلامی پس از خود را به دست احمدی نژاد و مشایی بسپرد .
با مدیریت ناشیانه دولت ، امروز شرایط برای حذف احمدی نژاد بسیار مناسب تر از گذشته ست ، باید دید آیا خامنه ای از این فرصت بهره خواهد برد تا یار غار دیگری ( قالیباف یا لاریجانی ) را برای هموار کردن تحقق قصه سید خراسانی بر مسند قوه مجریه بنشاند ؟

شنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۰

آنکس که نداند و نداند که نداند

سایت بی باک نیوز ، وابسته به مصباح یزدی ، در مقاله ای تحت عنوان : فائزه هاشمی همچنان به ریش ملت می خندد ، نسبت به تشکیل پرونده حقوقی برای فرد توهین کننده به دختر هاشمی رفسنجانی اعتراض نموده بود .
گروه مصباح یزدی پیرو اندیشه " هرکه با من ست معصوم ست و محق به انجام هر عمل شنیعی و بر هرکه با من نیست ، رواست از هتاکی و آزار و قتل و ... هرآنچه در توان ست " ، از درک بدیهی ترین حقوق انسانی در قرن بیست و یکم عاجز است .
نویسنده مطلب ذکر شده ، ابتدا اشاره می کند که می بایست با توهین کننده برخورد شود و هرچه جایگاه فرد مخاطب او بالاتر باشد ، می بایست مجازات سخت تری برای اهانتگر در نظر گرفت (!) . اما در ادامه مطلب گله می کند که :
" مگر فائزه هاشمی چه گلی به سر ملت و انقلاب زده است که باید از چنین حاشیه امنیتی برخوردار باشد؟! "
دیدگاه این طیف از حاکمان دقیقا همان شعاری ست که بدان اشارت رفت .
کاش این نویسنده قبل از نگارش تفکر خود اندکی تامل و تعقل می نمود که مگر در برابر قانون افراد از حقوق یکسان برخوردار نیستند ؟ که می گوید " هرچه مقام کسی که مورد اهانت قرار گرفته بالاتر باشد ، فرد توهین کننده مستوجب مجازات بیشتری ست " ! (1)
درثانی ، مگر در پیگرد قانونی فرد هتاک ( به فرض که به سرنوشت دیگر پرونده هایی که درمورد اعضا و هواداران باند کودتا تشکیل اما بدون پیگیری و بی نتیجه بایگانی شده ، دچار نشود ) می بایست نگاه قانون به مخاطب باشد !
هتک حیثیت افراد جرمی ست که حتی در قانون بدوی جمهوری اسلامی به تصریح مورد نکوهش و مستوجب پیگرد قانونی شناخته شده .
نویسنده مطلب مورد اشاره همچون سیاق و سلوک روحانیون از شکایت بانوی فرهیخته ایران ( خانم شیرین عبادی ) علیه حسین شریعتمداری ، بیکباره به صحرای محشر می زند و با تاکید بر حکم برائت شریعتمداری گله می کند که چرا باید اساسا شریعتمداری برای پاسخگویی به اتهامات خود در دادگاه حضور یابد !
جالب ست که کینه نویسنده از خانم عبادی ، تاکید این شیرزن ایرانی بر رعایت حقوق انسانی و شهروندی گروهی از ایرانیان ( بهایی ها ) در سرزمین ایران است .
گویی می توان ایرانیان بهایی را بدلیل اعتقادات خاص خود از حقوق شهروندی محروم نمود .
همه آنچه اشاره رفت تنها برای تاکیدی مکرر بر این است که دیدگاه این طیف ، مبنای حقیقت را بر رابطه ها میگذارد . شاید گفته شود که این موضوع بارها اثبات شده ، اما باید با گرد آوری هر مطلب و عملی ، بر طبل رسوایی اینان آنچنان بکوبیم که دولت ها و شرکت ها بدلیل ترس از بدنامی در افکار عمومی جهان ، تمایلی به همکاری با جمهوری اسلامی از خود نشان ندهند .

-----------------------
1. قانون مجازات اسلامی :
فصل پانزدهم - هتک حرمت اشخاص

ماده ۶۰۸
توهين به افراد از قبيل فحاشي و استعمال الفاظ رکيک ‌چنان چه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا (۷۴) ضربه و يا پنجاه هزار تا يک ميليون ريال جزاي نقدي خواهد بود.

مصر ، آزمودن آزموده ها !

خبر کوتاه و گویا ست : حزب دموکراتیک ملی مصر ( حزب حسنی مبارک ) منحل و تمام اموالش مصادره شد .
در نگاه اول شاید خبری باشد حاکی از تثبیت دولت ملی و تلاش برای محو حکومت مستبدا سابق ( حسنی مبارک ) ، اما !
همیشه استبداد برای گام اول دلایلی بظاهر قابل قبول ( بخوانید توجیهی عوام پسندانه ) در آستین دارد . اما پس از این بدعت ، راه برای قدم و اقدام های بعدی باز می شود .
بعنوان مثال در ایران به بهانه تثبیت نظام جمهوری اسلامی شاهد اعدام های فله ای و تشکیل بی دادگاه هایی بودیم که در ظاهر برای معدوم نمودن بقایای رژیم سابق و در باطن بجهت ثبت امکان دیتگیری های بی توضیح و اعدام های بی توجیه در آینده باشیم .
در جمهوری اسلامی که قرار بود نظامی به دور از سانسور و مروج آزادی مظبوعات باشد ، طبیعتا حکام نمی توانستند بیکباره دودمان رسانه های منتقد را به باد دهد . اولین بار خمینی با ضد انقلاب خواندن روزنامه آزادگان ( آیندگان ) اعلام کرد که او دیگر این روزنامه را نمی خواند . کلامی که در ادبیات حزب الهی های هوادار رژیم به معنی لزوم بسته شدن روزنامه و شکستن قلم ها بود .

حکایت انحلال حزب دموکراتیک ملی مصر ، حکایتی ست خوانده شده ، بگونه ای که همه آن را حفظ شده اند .

اگر قوانین مبنای صحیحی داشته باشد و از قدرت اجرایی کافی برخوردار باشند ، همه احزاب ، حتی مخالفان حکومت هم مجبور می شوند تا در بستری که قانون پهن نموده بیاسایند و کابوس خود بر رویای ملت حاکم نکنند .
و الا چنانچه قوانین از احترام و اعتبار و قدرت کافی برخوردار نباشند ، هر حزبی می تواند یک حزب دموکرات ملی شود .
Free counter and web stats