000

دوشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۵

ترامپ ، گورباچف امریکا !

آقای ترامپ ، رییس جمهور امریکا با شعارهای پوپولیستی توانست آرای لازم برای پیروزی در انتخابات را بدست آورد و از همان روز اول تلاش کرد تا به وعده های خود عمل نماید ، هرچند در این راه مجبور شده هر از گاهی وعده های خود را تلطیف بخشد و گاه عقب نشیند اما اگر وی حقیقتا بتواند وعده های خود را عملی نماید باید شاهد جدایی اروپا و منزوی شدن امریکا باشیم.

اروپا  پس از پایان جنگ جهانی دوم و بدلیل تهدید شوروی نیاز به پدرخوانده ای داشت تا از آنان در برابر نفوذ و سیطره شوروی دفاع کند ، پس از تلاشی شوروی که به یمن دوراندیشی گورباچف حاصل شد ، امروز نگرانی اروپا از بسط نفوذ روسیه ، آنها را ناگزیر به زیر چتر حمایت ابرقدرت واقعی ، یعنی امریکا می کند اما!
چنانچه آقای ترامپ به وعده خود عمل کند که مهمترینش امریکا ( بخوانید جهان ) فقط و فقط برای امریکایی ها ( در واقع همه برای من و من برای خودم ) و نیز خروج از ناتو و تنها گذاشتن اروپا در برابر روسیه ( و البته بسیاری شعارها که گاه حاکی از نگاه نژادپرستانه به دیگران و حتی برخی گروه ها و اقشار مردم امریکاست ) ، باید باور کنیم نتیجه کار رییس جمهور فعلی امریکا ، استقلال اروپا و تلاشی امریکا بعنوان ابرقدرت جهان ست چرا که هرچند اروپا به حمایت و پشتیبانی نظامی امریکا نیازمند ست اما در مقابل بازارهای جهانی را با پدرخوانده تقسیم می کند در صورتی که امریکا باید بداند که او هم نیازمند همراهی اروپاست و الا چنانچه کار به مسابقه اقتصادی کشیده شود ، بعید نیست که یورو جای دلار امریکا را بگیرد !

ترامپ چنان سخن رانی می کند و در مورد دیگر کشورها صحبت میکند که گویی او با کارمندان شرکت های زیر مجموعه خود سخن می گوید که مجبورند به خواسته های او تن دردهند ، باوری که نهایتا به تضعیف پرستیژ امریکا بعنوان برترین قدرت دنیا خواهد انجامید.

هرچند گورباچف با آینده بینی و ژرف اندیشی ، روسیه را از اضمحلال نجات داد اما در مورد ترامپ باید قبول کرد که وی با تهدید هایی که نهایتا به عدم علاقه و وابستگی دیگر قدرت های جهان نسبت امریکا خواهد انجامید.

مطمئن هستم ترامپ آخرین رییس جموری ست که می تواند ادعا کند اولین شخصیت سیاسی جهان ست ، اگر او تا آخر دوره خود باقی بماند ، میراثی برای رییس جمهور بعدی باقی خواهد گذاشت که مشکل بتوان امریکا را دوباره برجای خود بنشاند.

مرسی ترامپ ، خوب بتاز که تو امریکا را به باد خواهی داد !


چهارشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۵

مدارا با جنایتکار نشانه ضغف ست !

پس از عملیات تروریستی در برلین و اقدامات جنایتکارانه در آلمان ، بحث های فراوانی نسبت به حضور پناهندگان در این کشورصورت گرفته.
من نمی فهمم وقتی عده ای ادعا می کنند در کشور خود در معرض خطر هستند ، چگونه به خود اجازه می دهند در کشوری که به آنها به جهت انسان دوستانه پناه داده ، دست به تجاوز و تعدی و جنایت زنند.
دولت آلمان بدلیل محدودیت ها ( بدلیل آنکه به فرض اخراج ، آنها در وطن خود در معرض خطر قرار می گیرند ) از اخراج جنایتکاران چشم پوشی می کند. در حالی که بنظر من  مدارا نشانه ضعف دولت و قوانین المان ست که دودش تنها به چشم کسانی می رود که از آلمان تقاضای پناهندگی می کنند ، درواقع دولت به جنایتکاران و متخلفین پاس آلمانی می دهد و انتقام خود را از تازه واردان می گیرد !
دولت و مجلس آلمان باید با صراحت و اقتدار تمامی جنایتکارانی که وضعیت این کشور را ناامن کرده اند ، از آلمان اخراج کند حتی اگر آنها در وطن خود تحت تعقیب قانونی باشند و الا آلمان پناهگاه جنایتکاران خواهد شد که این ظلم مضاعفی ست به پناهجویان.

حتی در سطحی وسیع تر می بایست بررسی شود چه کسانی  بعنوان پناهنده وارد آلمان شده اند و پس از دریافت پاس آلمانی بدون هراس به وطن خود رفت و آمد می کنند ، این عده نیز باید جوابگوی ادعاهای واهی خود باشند که در بهترین و خوشبینانه ترین حالت ، می توان گفت شرایط غیر انسانی و یا تحت تعقیب بودن این افراد منتفی شده و اینان می توانند به راحتی به وطن خود مراجعت  کرده و همانجا بمانند.

امیدوارم نتیجه تمامی هزینه هایی که مردم و دولت آلمان تاکنون بدلیل سهل انگاری در مقابله با تروریست ها و جنایتکاران متقبل شده این باشد که نهایتا تصمیم به اخراج جنایتکاران و پناهندگانی بگیرند که با سفر به وطن ، باعث می شوند تا شرایط پناهجویان تازه وارد به خطر افتد .

پنجشنبه، دی ۰۲، ۱۳۹۵

آیا ترور و وحشت در برلین ناشی از حضور پناهندگان است ؟

از همان روزی که جرج دبلیو بوش به افغانستان حمله کرد تا شبکه تروریستی القاعده و حکومت طالبان به رهبری ملا محمد عمر را نابود کند، زنگ خطر برای اروپا به صدا درآمد که با انهدام هسته مرکزی تروریستها در افغانستان ، این غده چرکین نابود نخواهد شد بلکه با ترکیدن آن ، تروریستها در سراسر جهان پخش خواهند شد.
رشد گروه های تروریستی در افریقا ( بوکوحرام ) و گروه های تروریستی متعدد و متنوع در خاور میانه نتیجه میل حامیان تروریستها در حفظ اهرم فشار خود بوده ، ابوبکر البغدادی به خوبی سوار بر این موج شد تا داعش به بزرگترین خطر صلح جهانی تبدیل شود.


اینکه دیده می شود احزاب و شخصیت های آلمانی در این روزها با سوء استفاده از اقدامات تروریستی ، تلاش می کنند تا ورود پناهندگان را عامل اصلی نفوذ تروریستها و وقوع عملیات ترور در آلمان و فرانسه معرفی کنند ، بیش از آنکه به جهالت سیاسی آنان مربوط باشد ، ناشی از بازی های سیاسی برای بدست گرفتن قدرت ست و الا همه می دانیم به فرض نابودی داعش در عراق و سوریه ، باز هم گروه های متعدد تروریستی در نقاط دیگر سربلند خواهند کرد.
نابودی تروریستها نیاز به عزم و اتحاد جهانی برای مقابله با تروریستها در هر نقطه جهان و البته مقابله با دولتهای حامی ترور ( از جمله جمهوری اسلامی ، عربستان ، قطر ، ترکیه و ... ) دارد.
تا زمانی که این اتحاد و مقابله عملی صورت نگیرد ، در هرجا و هر زمان باید منتظر رشد تروریستها بود !
-------------------------------------------------------------------------


شامگاه دوشنبه (۱۹ دسامبر) یک کامیون با سرعت وارد بازار کریسمس در مرکز برلین شد و فاجعه آفرید. دراین حادثه دست‌کم ۱۲ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شده‌اند. پلیس این حادثه را اقدامی احتمالاً تروریستی خوانده است.(دیچه وله )




مرکل :"عامل سوءقصد اگر پناهجو بوده باشد، بویژه انزجارآور است"

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در یک کنفرانس خبری گفت که سوءقصد به احتمال قوی تروریستی برلین، کشور آلمان را مرعوب نخواهد کرد. ( دویچه وله )
انیس عامری متهم است که شامگاه دوشنبه با راندن یک کامیون در یک بازارچه کریسمس در برلین،‌۱۲ تن را کشت و ۴۸ تن را مجروح کرد.
عملیات برای بازداشت او در سراسر کشورهای عضو پیمان شینگن ادامه دارد از جمله صبح روز پنج‌شنبه پلیس دانمارک بخشی از یک بندر در شمال این کشور را به ظن حضور انیس عامری جستجو کرد. ( رادیو فردا )
گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) گفته که یکی از پیروان آن، عامل حمله دوشنبه شب در برلین بوده است.
مشخص شده که او ماه گذشته به پلیس ضد تروریسم آلمان معرفی شده است. ماه ژوئن برای او حکم ترک خاک آلمان صادر شده بود اما با کندی تشریفات اداری با تونس، اخراج او عقب افتاده بود.
بنا بر گزارش‌ها انیس عامری با شش نام مختلف فعالیت داشته و با شبکه‌ اسلام‌گرایان افراطی در ارتباط بوده است. ( بی بی سی )

یکشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۹۵

برای حکومت شرعی ست برای ورزشکار حرام !

ابتدا این دو خبر را  بخوانیم :


جمهوری اسلامی سهامدار شرکت کروپ آلمان ست ، اخیرا این شرکت زیر دریایی ها ساخت خود را به اسراییل فروخته ، یعنی به کشوری که جمهوری اسلامی آن را حتی به رسمیت نمی شناسد و سیاست خارجی خود را بر محو این کشور استوار ساخته .
حال اگر بگوییم جمهوری اسلامی تنها 5 درصد از سهام این شرکت را در اختیار دارد و طبیعتا نقشی بر تنظیم قراردادها ندارد و تنها بعنوان سهامدار ، از سود این شرکت ، سود می برد و باید تابع تصمیمات شرکت باشد ، باید پرسید که چرا از ورزشکاران خود انتظار دارد تا قوانین حاکم بر مسابقات را زیر پا بگذارند و در صورت تخطی ، در انتظار مجازات باشند!
بعبارت دیگر جمهوری اسلامی خود را مقید به تبعیت از قوانین یک شرکت می داند اما شهروندان خود را زیر تیغ قرار می دهد تا قوانین بین المللی را زیر پا بگذارند.

"عودت پناهجویان افغانی ، عزم جدی دولت آلمان" برای نقض حقوق پناهندگان!

به گزارش سایت دویچه وله ( فارسی ) دولت آلمان عزم جدی برای اخراج 40000 هزار پناهجوی افغانی دارد ، همین اعلام فله ای 40 هزار نفر نشان از آن دارد که دولت آلمان لیستی خالی برای اخراج 40 هزار نفر تهیه دیده و در تدارک ست تا این 40 هزار نفر را پیدا کند ! بدون در نظر گرفتن اینکه آیا حقیقتا 40 هزار نفر افغان ساکن آلمان ( پناهجویانی که به همه سختی ها و تحمل همه طرات خود را به آلمان رسانده اند ) شرایط بازگشت برایشان فراهم ست یا خیر !


دولت آلمان که به نظر می رسد زیر فشار افکار عمومی ( بخوانید پر و بال گرفتن احزاب تندرو دست راستی و البته احزاب مخالف دیگر ) مجبور به تعدیل سیاست پناهنده پذیری خود شده ، اعلام کرده ، این دسته از پناهجویان می توانند در سایر نقاط افغانستان که امن تشخیص داده می شود ، ساکن شوند.
تصمیمی که نشان از آن دارد که سیاستمداران حاکم چشمان خود را بر واقعیات درون افغانستان بسته اند.
اگر فرض کنیم چنین شرایطی برای کشوری چون آلمان پیش می آمد و آلمانی ها مجبور می شدند در شهرهایی امن ساکن شوند ، شاید می توانستیم قبول کنیم که این امر شدنی ست چرا که با توجه به بافت جمعیتی آلمان ( در این مقال منظور تنها آلمانی هایی با ریشه و هویت آلمانی مورد نظر است ) این جمعیت حتی ناهمخون دارای صفات اجتماعی ، علایق و دلبستگی های مشترک بودند ، شرطی اساسی که متاسفانه در افغانستان حاکم نیست.
برای درک مطلب باید در ابتدا جغرافیای انسانی و نژادی افغان ها را مورد توجه قرار داد:
افغان ها از 4 قوم بزرگ تشکیل می شوند : پشتو ، ازبک ، هزاره و بلوچ ها ، در کنار این اقوام می توان از قوم های دیگر مانند : آیماق ، ترکمن ، نیازی ، نورستانی و چند قوم اقلیت دیگر نام برد.
در این میان هزاره ها شیعه مذهب هستند و تقریبا تمامی قوم های دیگر افغانهای ساکن افغانستان ، سنی مذهب می باشند.
اختلاف بین هزاره و بیژه پشتوها چنان ست که نمی توان تصور کرد این دو قوم بتوانند یدگیر را ( در رایط امروز افغانستان ) تحمل کنند.
اگر حضور نیروهای تروریستی در افغانستان نبود ، طبیعتا تمامی گروه ها و اقوام زیر نام کشور واحد افغانستان ، بدون تهدید از جانب دیگری ، در صلح زندگی می کردند اما نباید از ذهن دور داشت که حضور گروه های تروریستی متعدد در این کشور ، امکان زندگی مسالمت آمیز را از مردم این کشور سلب کرده ، گرو هایی که با ادعای حمایت از یک قوم ، مردم متعلق به قوم دیگر را بی محابا می کشند و متاسفانه برخی از این گروه ها تحت حمایت دولت های منطقه  ( از جمله جمهوری اسلامی ) قرار دارند .
گسیل پناهجویان به مناطق به ظاهر امن  افغانستان تنها باعث خواهد شد تا تروریست ها در پوشش مردم عادی در این مناطق پایگاه های خود را استوار کنند ، در شرایط فعلی که در هر منطقه قومی اکثریت را در اختیار دارد، حضور اکثریتی مردم هر قوم مانع از استتار تروریست های وابسته به دولت های حامی دیگر اقوام می باشد اما با تغییر بافت نژادی منطقه ، نه تنها بدلیل تقابل فرهنگی و نژادی ، که به جهت ایجاد فرصت برای پوشش و  حضور گروه های تروریستی ، حتی همین مناطق هم امنیت خود را از دست خواهند داد.
برای باور این مطلب ، کافی نگاهی کنیم به بافت شهر های کوچک و روستاهای افغانستان که هر منطقه شهر ور وستاهای اطرافش ف پیر و بزرگی دارد که رهبری جامعه آن قوم را برعهده گرفته .
برای ایجاد ثبات در افغانستان ، ابتدا باید شرایط رشد گروه های تروریستی را از بین برد ، باید سراسر افغانستان را متحد و یکپارچه از سلطه تروریست ها آزاد کرد .
اجبار سکونت مردم هزاره در منطقه پشتوها و مردم پشتو در سرزمین هزاره ای ها ، تنها باعث خواهد شد تا تنش و درگیری در این مناطق بالا گیرد.
Free counter and web stats