000

یکشنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۸

تناقض آشکار در دین

همه مقلدین ایرانی که کتاب رساله علما را خوانده اند ، می دانند از اولین مسایلی (1) که در این کتاب به آن اشاره می شود ، نحوه پذیرش و اعتقاد به اسلام ست .
یعنی بر هر فرد بالغ واجب ست تا در مورد دینی که برمی گزیند تحقیق کند و مسلمان شدن به صرف تقلید یا مسلمان زاده شدن ، هرگز پذیرفتنی نیست !
از سوی دیگر اگر مسلمان زاده ای پس از رسیدن به سن بلوغ (و حتی پیش از آن ) اعلام کند با تحقیق به این نتیجه رسیده که دینی غیر از اسلام بر حق است و آنرا برگزیند ، هرگز از او پذیرفته نمی شود و بجرم ارتداد محکوم به اعدام است حتی اگر صدبار بگوید غلط کردم و مسلمانم !(2)
به نظر می رسد طبق فتوای علمای دین ، بر هر فرد بالغ واجب است تا تحقیق کند و واجب ست تا به این نتیجه برسد که دین این آقایان بر حق است .
فلذا به همه علما و مراجع تقلید این پیروزی بزرگ را تبریک می گوییم که دین شما به اعلامیه حقوق بشر سور زده و روی همه ی مستبدین و خودخواهان را سفید نموده است .
--------------------------
قابل توجه :
دو نوع مرتد در فقه تعریف شده ، مرتد ملی و مرتد فطری .
مرتد فطری مسلمان زاده است یعنی والدینش مسلمان هستند واوباید اسلام اختیار کند و الا حکمش اعدام ست حتی اگر توبه نماید . همسرش بر او حرام ست و اموالش حتی در زمانی که هنوز زنده است باید بین ورثه تقسیم گردد !
مرتد ملی آنی ست که مسلمان زاده نیست و از قضای روزگار و بخت بد مسلمان می شود و پس از مدتی از اسلام بر می گردد . به وی فرصتی می دهند تا توبه کند ، اگر توبه کرد رهایش می کنند و اگر بر اعتقادش باقی ماند ، اعدام می شود !
-------------------------
(1) . رساله آقای منتظری ، صفحه 10
آقای بهجت ، پاراگراف : اجتهاد و تقلید .

شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۸۸

بیانیه مقام معظم رهبری در مورد انتخابات

دفتر مقام معظم رهبری ، ساعاتی پیش بیانیه زیر را دراختیار خبرگزاریها قرار داد :
بسم الله الخالق الحزب الله و البته دستش درد نکنه
پیرو سوالات و مراجعات مکرر مقلدین مقام عظما که چرت بعد از کیف از ایشان سلب نموده می رساند شرکت در انتخابات بنا بر روایات متعدد و متواتر ذیل بر عموم و آحاد ملت مسلمان (مابقی کشک ) واجب تر از واجبی می باشد . و اما روایات معتبر :
1. شیخ مفلوک قمی به نقل از شیخ منقول پای منقل نقل نموده :
روزی جبرییل ، ارواح شما له الفدا ، بر پیامبر نازل شد و فرمود : یا نبی ، هر برگ رای که نام بنده خدا ، محمود احمدی بر آن نویسند ، ثوابش برتر از صد سال نماز و روزه و حج توست .
پیامبر با تعجب سوال نمود : ای فرشته خدا ، مگر من صد سال عمر خواهم کرد ؟
جبرییل پاسخ داد : یا نبی ، اینها را بر امت خود بگو و خود باور مکن !
2. شیخ واعظ حشری به سند معتبر از علامه ذاکر المجنون آورده :
روزی در زیر زمین ابوی روی صندوقچه ای نشسته بودم که از پشت ستونی شبحی برون شد و گفت :
یا مجنون ! روی چه نشسته ای ؟
گفتم : خودم که نه اما پدر و مادرم به فدایت ، روی صندوق آرای سابقون . و همان دم از ترس به رعشه افتادم .
شبح گفت : نترس و محکم باش و دربرگه های صندوق نام آنکس بنویس که به اولاد ما در ونزوئلا و کلمبیا و سریلانکا منفعت رسانده و جیب ملت خود خالی نموده تا خلق همیشه دست به آسمان برند و روی به امامزادگان بی نشان کنند که اگر اوضاع اینان بهبود یابد وقعی به واقعه محشر و نظری به خادمین المساجد و المنابر نخواهند گذاشت .
3. ابوالحسن پسر ابوالقاسم ، همسایه ابوالهول و یادگار ابوهایی چون جاسم و روح الهندیه آورده ، شیخی سوار بر اسب سفید بر درب خانه ما ظاهر شد و گفت :
یا ابوالحسن ! پسر نابالغ همسایه را دید مزن و دست برون آر و بشوی تا تو پندی دهم برای روزگار مبادا .
به آنکه سهم نفت بلده فارس را بین اخویان عرب تقسیم می نمود بگو سهم من چه شد مردک ! ببین روزگارم را که بجای سمند و سهند بر راکبی چنین نحیف و لنگ سوارم .
ابوالحسن پرسید : یا اماما ! نظر از منظرت دورباد که بی هنگام وارد شدی ، داشت تمام می شد . علی ایحال در انتخابات نام آنکس می نویسم که نان از نام تو می خورد و هر شب تو را در رکاب خویش (!) می بیند و نامت در بلاد کفر بر زبان جاری می سازد تا جماعت مشرک ترک مجلس کنند و پدر از امتش در آورند .....
امام بنالید و گفت : ای اسخل ! مریدان را بگو چه نام او نویسند و چه نام دیگر سوفاف ها را ، تردید نکنند که آرای متنوع به وقت دخول ، در موعد قرائت متحد گردند و نامی واحد بر آنها ثبت گردد ، اما واجب ست بر شما که در بلدیه های اخذ رای شتابید تا موجب برکت سیاهی لشکران شوید و تئاتر شیخ را رونق بخشید .
4. شیخ کلنگی (رضی عنه) در اصول کافور و نیز شیخ علاف مسجدی در بهار الانکاح ، احادیث و روایات فراوانی از خالی بندان حوزه جمع آوری نموده تا علمای اسلام به وقت نیاز ، آزار نبینند .
در مفاتیح التنبان آمده اگر در سرای فارس به پارس اعتبار دهید ، عمامه از سرها واکنند و بر گردن بپیچند ، پس جمیع اموال و اجناس آنان بر شما حلال باد .
شیخ بحرالجنوب ( به حذف واو ) در کتاب مقدسه " ذخائر الرذایل " آورده :
بر سبیل تازیان برانید و بر سبیل روحانیون بمالید تا سیبل امت خود نشوید و الا می زنند شما را این جماعت دون و می ریزند از شما خون و می درند از شما ... ن !
فلذا رهبر ضمن تاکید بر اصل شرکت ، از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کند و تنها رهنمود ایشان این ست که واجب ست بر شما به آنی رای دهید که اول نامش محمود احمدی نژاد ست .
خمار از حمار ربودن ، اشد من القتل سیزده سید است
دفتر مقام عظمای رهبری

یکشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۸

حیف از سروش که همرتبه آخوند شد !

نامه سروش به محمود دولت آبادی را خواندم . از خودم و از سروش با هم بدم آمد.
سروش را دوست می داشتم بواسطه ابراز نظرهایی که از جنس دیگر بود .
با " علم چیست ؟ فلسفه چیست ؟" او را شناختم و با کتاب " نهاد نا آرام جهان " به دنیای ملاصدرا رفتم و درسها آموختم . فلسفه ملاصدرا شناخت به جهان را دگرگون کرد و بیش از عالم پیدا به کشف دنیای نهان شتافت ، هرچند بسیاری ، شناخت و معرفت ( تجربه های نبوی ) درونی را برتر از استدلالهای منطقی بیرونی می دانند.
کتابهای سروش را یک به یک خواندم ، حتی " صراط های مستقیم " و " بسط تجربه نبوی " که به اعتقادم نظریاتش ، پیش از هر نظر دیگر منتقد دیدگاه خودش بود !
بعد ها که حکومت ، جاهلانه و بی رحمانه بر او تاخت ، علاقه و بیش از آن دلسوزیم بیشتر شد که مظلوم بود وخود و خانواده اش در معرض خطر .
مدتها بود که دیگر ، آرایش را با وسواس می خواندم . هرچند نظریه برداشت های برون دینیش (پولاریسم دینی )حقیقت بود اما آنجا که قضاوت از نظارت جدا می ساخت و داور از ناظر تفکیک می نمود ، خود را فراموش می کرد که بر اساس همان دیدش ، حق قضاوت از او نیز سلب می شد و می بایست جامه قضاوت از تن بدر آورد!
... اما باز هم سروشی بود که به بحث و استدلال اعتنا داشت و زور با جور هم شان می دانست .
متاسفانه سروش نیز در مقابله با کمترین انتقاد آنچنان آشفته خاطر شد که گویی حریمش را همچون خرافات مقدس مآبانه حکومت ، دور از نقد و نظر می داند و نقد را غباری بر دامانش می پندارد .
در این فرصت نمی خواهم وارد بحث این دو عزیز شوم ،که هر دو از جایگاهی بس بلند برخوردارند و پرنده نحیفی چون من ، یارای همنوازی با سیمرغ و عقاب ندارد .
اما سخنی دارم با سروشی که جلای وطن از جبر تازیانه متکبران و دگم اندیشان گزیده . آنانی که هیچ نقدی بر خود برنمی تابند .
برادر عزیز
کاش در پاسخ به منتقد خود ( هرکه باشد ، چه محمود دولت آبادی و چه هر شهروند ایرانی دیگر ) یا از فعالیتهای خود در ستاد انقلاب فرهنگی دفاع می کردی و یا به زبانی ساده اما قابل قبول ، عذرخواهی می نمودی .
کار سختی نیست ، فرض کن با توهینی که به دولت آبادی روا داشتی ، زبان او را ببندی ، با دیگری چه می کنی ؟
کار سختی نیست ، همه کسانی که به نوعی ، روزگاری در خدمت جمهوری اسلامی بودند و امروز بر آنچه گذشت افسوس می خورند ، حداقل وظیفه شان ، یک عذرخواهی ساده است تا ماجرا بیش از این کش نیاید و مجبور نشویم دایره خودی ها را تنگ تر و خلوت تر از آنچه هست کنیم و الا همه می دانیم در دوران انقلاب فرهنگی چه گذشت .
هنوز سخن شما را در همان اوان که به توجیه بسته شدن دانشگاه ها بر زبان آوردید از یاد نبرده ام :
ما تلاش می کنیم به فرمان امام ، دانشگاهی اسلامی ، با دروس اسلامی ، بسازیم !
عجبا ! همه سعی شما و دیگر دوستان آن روزتان ( دکتر حبیبی ، جلال الدین فارسی ، دکتر شریعتمداری ، و ... ) این بود تا دانشگاهی که می بایست محل تحقیق و بحث باشد و دانشجو بتواند آزادانه آرای دیگران را نیز از زبان خودشان و کتابشان فهم کند را تبدیل به حوزه علمیه ای دیگر سازید ....
سروش عزیز !
باور کن عذر خواهی از مردم ، شان و جایگاه تو را کاهش نمی دهد !
هرکس که برای این نظام قدمی برداشته ، اگر تصور می کند می بایست تا ابد آن را انکار نماید ، مبادا که لعن و نفرینی دامنش را بگیرد ، باید بداند پیش و بیش از امثال او ، ما مردم مقصریم که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی مبتنی بر ولایت فقیه رای دادیم تا تو و امثال تو در آن زمان بر ما حاکم شوید و راه ولایتی منطبق بر بلاهت وقیح را هموار سازید !
من ( بعنوان یک ایرانی و نوجوان روزهای انقلاب و هرآنچه پس از آن کردم) امروز شرمنده کودکان آواره ام هستم که در آن زمان، ابلهانه به دنبال شیخی افتادم و او را وارث خدا بر زمین ساختم تا شان انسانی همه مارا لگد مال کند .
مردم ما فراموشکار نیستند اما باگذشتند .
من به سهم خود شرمنده ام ، اما ...
تو شرمنده نیستی ؟!

جمعه، خرداد ۰۱، ۱۳۸۸

مناظره نامزدهای ریاست جمهوری

(نکته : تمام نقل قولهای نامزدها از برنامه ها و سخنرانی های آنان اقتباس شده که متاسفانه نتوانستم لینک همه آنها را ذکر کنم)
مجری تلویزیون : بینندگان عزیز ، امروز در خدمت 4 نامزد ریاست جمهوری هستیم ، سوالات مشترکی از این برادران پرسیده خواهد شد و عزیزان می توانند ضمن نقد یکدیگر ، برنامه های خود را اعلام نمایند .
سوال اول موضع کاندیداها در رابطه با برنامه دولت آینده در زمینه سیاست خارجی است .
میر حسین موسوی : بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده اعتقاد دارم مبنای سیاست خارجی ما بر اساس اسلام ناب محمدی و پیروی از خط امام ...
محسن رضایی : آقاجان امام که 20 سال پیش رحلت کرده !
موسوی : عجب !
محسن رضایی : من بسم الله الرحمن الرحیم و انجزه ؟!! چی بود ؟ انجزه وعده یا انجزه وحده ، خلاصه ،سلام می کنم به حوزه و طلبه ها و مراجع و حجج اسلام و آیات عظام...
احمدی نژاد : بسم الله الرحمن الرحیم و برای اینکه وقت برنامه گرفته نشه ، یک کلام عجل فرجهم . من همانطور که تا حالا عمل کردم ، بازم می کنم ، یعنی تو دهن دولتهای غربی می زنم ، اسراییل را نابودش می کنم ، مدیریت جهانی ...
کروبی : صبر کن بابا ، تو خادم اسراییلی ، ایران را حقیر کردی ...
احمدی نژاد : تو برو چرتت رو بزن بابا !
رضایی : من اعتقاد دارم ایران در معرض خطره ، من با مدیریتی قوی همه کارها را درست می کنم . من فرمانداری و استانداریها را دست جوانها می دم .
میر حسین : نکن آقا ، من اوایل انقلاب همین کارها را کردم ، تا خواستند آن جوان ها با تجربه بشند ، پدر من و مردم درآمد و نتیجه اش هم همین احمدی نژاده که ...
احمدی نژاد : شما چرا اینقدر برای دولت مهرورز مسئله درست می کنید ، اصلا مخالفان من بزغاله هستند ...
مجری : یه پیام تبلیغاتی ...
مجری : خب حالا نظر نامزدها را در مورد زنان جویا می شویم .
احمدی نژاد : اصلا مگه مسئله دولت موی جوانهاست ؟ زنان در ایران از صد در صد آزادی برخوردارند ، فقط باید یاد بگیرند چطوری از آن استفاده کنند و بی جهت حرف اضافه نزنند ، ...
کروبی : من حتما یه وزیر زن در دولتم دارم ، احتمالا هم آشزخانه بنده خواهد بود که هم محرم منه و هم حرف برام در نمیارند ، مثل دورانی که سرپرست بنیاد شهید بودم ...
رضایی : من که گفتم ، وزیر خارجه من باید یک زن باشه ، مگه زنان ما چه چیزی از هیلاری کلینتون کمتر دارند ؟ ما هم که دست بیل کلینتون را از پشت بسته ایم .
در ضمن وقتی وزیر خارجه یکی مثل هیلاری کلینتون باشه ، رییس دفترم هم یکی مثل مونیکا لویینسکی خواهد بود .
میرحسین :من قویا طرفدار تک همسری هستم . ببینید ، من هرجا میرم این زهرا خانم دنبالمه ، همین نشون میده من برای زن ارزش قائلم .اصلا منو هیچ وقت تنها نمیذاره ، میگه می ترسه مثل مهاجرانی زیر سرم بلند بشه .
مجری : شما خودتان را چگونه می بینید ؟ آیا خود را برازنده ریاست جمهوری می دانید ؟
کروبی : من حضرت مریم نیستم ، بابام معلومه کیه ....
احمدی نژاد : تو اگه یه بابا داری ، من دو تا داشتم ، ...
رضایی : من 4 سال پیش که کنار کشیدم ، خودم را هنوز برای ریاست جمهوری مناسب نمی دیدم ، اما امسال دیگه بزرگ شدم .
میرحسین : بعد از بیست سال استراحت ، من انرژی فراوانی در خودم می بینم که باید یه جوری آزادش کنم و کجا بهتر از صحنه سیاست ایران .
مجری : در سیاست داخلی ...
رضایی : آها ، من سیاست را مدیریت می کنم ، میدم دست جوونها ، مثل دوران دفاع مقدس که جبهه را سپردم دست بچه ها برند تو میدان مین و زیر تانک و ...
احمدی نژاد : به به ، حالا سلمان رشدی داخلی هم داریم ، آقا جان مدیریت مملکت دست امام زمانه ، یعنی چی این حرفا ، مدیرامام زمانه ، منم رییس جمهورش ...
کروبی : من مردم را مثل این آقا احمق فرض نمی کنم که برای رای ، سیب زمینی و روغن توزیع کنم ، از اول هم گفتم ، خشکه حساب می کنم و به هر ایرانی 50 هزار تومن نه اصلا دو برابر ،کی به کیه ، یه میلیون میدم ...
موسوی : من گشت ارشاد را جمع می کنم ، اصلا معنی نداره به دختر که با باباش داره راه میره بگیم شناسنامه نشون بده ، باید سین جین کنند و وقتی معلوم شد طرف باباشه ، بهش بگند حجابت را درست کن ...
احمدی نژاد : آقا میرحسین ، تو دیگه از این حرفا نزن ، هنوز مردم یادشون نرفته در دوران جنابعالی ، پیراهن آستین کوتاه جرم بود ، من فقط به چکمه و مو گیر میدم ، البته مشکل ما موی جووونها نیست ..
مجری : به مسئله اقتصاد می رسیم ...
احمدی نژاد : همه دنیا مشکل اقتصادی دارند الا ایران . من صد دفعه گفتم حاضریم راه حل های اقتصادی خودمون را به دنیا بدیم ... اصلا باید مدیریت جهانی را من بدست بگیرم ..
رضایی : من دکترای اقتصاد دارم ، باید مدیریت داشته باشیم ..من برای نجات اقتصاد به میدان آمدم ..
احمدی نژاد : خب بیا وزیر اقتصاد من بشو ...
رضایی : بابا جان تو که هفته ای یکبار وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی را عوض می کنی ...
کروبی :من به هر ایرانی هرچقدر پول بخواد میدم ، خشکه ، نقدی ، من لرم اقتصاد سرم نمیشه ، خشکه با همه حساب میکنم ، همه پولدار می شند ..
موسوی : همنشینی با فقرا افتخاره ، من کوپن چاپ می کنم ، مثل روزهای جنگ ؛ اصلا کشور ثروتمندی که مردمش فقیر باشند ، اسلام ناب محمدی نیست ..
احمدی نژاد : نه که دوران تو همه مرفه بی درد بودند ...
مجری : در مورد دانشجویان ...
احمدی نژاد :من به همه دانشجویان ستاره دادم ، خیلی ها را هم فرستادم دانشگاه اوین تا در اتاقهای لوکس انفرادی که صد برابر بهتر از خوابگاه دانشگاه آزاده ، معلم خصوصی بهشون درس بده ...
کروبی : آقا ! دانشجو ستاره است ، او را ستاره دار نکنیم . وقتی حرف بدی زد که نباید ستاره دارش کنیم ، باید نقره داغش کرد !
رضایی : پس چرا در دوران انقاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه ها مرده بودی !
مجری : حرفی دیگری اگر دارید ، لطفا بیان کنید .
کروبی : اگه اینها را قبول داری پس چرا کاندیدا شدی ، می ذاشتی اینها انتخاب بشند و خدمت کنند .
احمدی نژاد : در این 4 سال مافیای اقتصادی نذاشت من برنامه هام رو اجرا کنم . قول میدم اگه انتخاب شدم همه بزغاله ها ، یعنی همه مخالفان را بفرستم اوین ، با قاضی حداد و قاضی مرتضوی هم هماهنگ کردم ..
میرحسین : مردم خط امام را می شناسند ، مردم ما اسلام ناب محمدی را می خواهند ، من مرفهین بی درد را ادب می کنم . من کوپن چاپ می کنم تا تعداد زیادی از بیکاران به شغل کوپن فروشی مشغول بشند و تعداد بیکارن کاهش پیدا کنه . من گشت ارشاد را جمع می کنم ، باید مثل اوایل انقلاب ، کارها دست کمیته و بسیج باشه ...
بیکاری باید رفع بشه ...
احمدی نژاد : آقا ! آمار دروغ نده، ما در ایران بیکار نداریم ، همه سرکارند !

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۸۸

شعارهای مردمی

نامزدهای ریاست جمهوری برای تشریح برنامه های خود با هوادارنشان دیدار کردند.
مردم این مناطق در دیدار با نامزدها ، سوالات و نظرات خود را در قالب شعار مطرح نمودند :
مردم تهران در دیدار با میرحسین موسوی :
میر حسین موسوی
به اصحاف کهف ، تو سور زدی !
مردم خرم آباد خطاب به کروبی :
کروبی سیرابی
این بار دیگه نخوابی !

مردم ونزوئلا ، نیکاراگوئه ، سریلانکا ، جزایر کومور و خلاصه همه کشورهای ناپیدا و کم اثر خطاب به خادم خود:
دیدی که آخر آمد روز جدایی
سفر بخیر عزیزم خدا نگهدار !
Free counter and web stats