000

سه‌شنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۵

زهرا کمالی فر


این وبلاگ را در نوشته های زیتون دیدم

آیا هنوز فرصتی باقی ست؟

چشم پوشی از درد هموطنانی که در سخت ترین شرایط مجبور به تحمل بدترین توهین ها هستند ،

نشان از چه چیز خواهد داشت؟

به این وبلاگ سر بزنید: حمایت از زهرا کمالی فر



۶ نظر:

مرد پیر گفت...

درود فرهاد عزیز

افرین بر تو که در این اشفته بازار
از او یاد کردی .. غربت نشینی خود دردی است بسی سخت .. امیدوارم روزی فرا رسد که تمام ایرانیان در تبعید در میهنی ازاد با حاکمیت حکومتی دمکرات و گرد هم ایند

ناشناس گفت...

می خوام بدونم هر کسی به هر دلیلی از ایران زد بیرون (احتمالا اقتصادی یا اجتماعی) باید گروه تشکیل داد و جارو جنجال کرد؟
اگر هدف انسان دوستی انسانهایی که نیاز به کمک همنوعانشون دارند و در وضع بدی زندگی میکنند کم نیستند. مثلا همون افغانی های تو ایران که اکثرأ در فلاکت زندگی میکنند. آقا ما که یه گروه خود جوش مردمی ایرانی برای کمک به اینها انسانها درعرض 30 -40 سال ندیدیم. آیا اینها انسان نیستند ؟ از کی تا بحال ملیت اشخاص (ایرانی بودن آنها) بر انسان بودن آنها اولویت داره؟ متاسفانه ما ایرانیها انسان دوست نیستیم بلکه بیشتر از رو احساسات ناسیونالیستی و یا اهداف سیاسی (مثلا از موقعت این 3 نفر استفاده و رژیم رو مثلا افشا کنیم) عمل میکنیم.
اینها هم حتما شما این ور اون ور اسم ما رو بنویسید و ما هم به سازمان ملل میگیم اگر بریم ایران ما رو به سیخ میکشن. البته این ترفند از بس استفاده شده دیگه زیاد برو نداره .اینها هم وقتشون بی خود تلف میکنند با دلخوشی های شما. الان به ایرانی پناهندگی نمیدن اون هم به کسانی که با گذرنامه قانونی رفتند از ایران بیرون 1000ها دلار پول هواپیما و گذرنامه و ویزای جعلی دادن اینها چه مشکلی میتوانند داشته باشند؟.

فرهاد گفت...

ناشناس عزیز
اگر توجه به هموطن نامش ناسیونالیسم است ، تصور نمیکنم گناهی باشد ، بلکه بی هوجهی به هموطنان دردمند مایه شرمساری ست. کسانی که مدعی اعتراض به رژیم مستبد دارند ، قاعدتا بایستی اهل درد باشند ، چه مردم ما از نظر آزادیها در مضیقه باشند و چه از لحاظ اقتصادی یا اجتماعی و غیره
دوست عزیز
در این پست اصلا و ابدا نشانی از سیاست نیست که فرصت اینکار نیست هرچند باید توجه شود این چه حکومتی ست که مردمانش برای فرار از چنگالش راضی به تحمل سخت ترین شرایط هستند
گناه از من و توست که در وطنمان دختران شهروند درجه دو هستند و ناگزیر برای رسیدن به شان انسانی ترک دیار میکنند
گناه از من و توست که مردم ما امنیت کافی برای ابراز عقیده ندارند
گناه از من و توست که افرادی بی مایه سردمدار حکومت ایران شده اند
پس حتی با توجه به مسائل سیاسی هم حق با همه آنانی ست که ترک وطن میکنند یا در ایران میمانند و با اعتراض ، زندان و حبس و محدودیتها را تحمل مینمایند
باور کنیم این خانواده حتی اگر تمایلی ناحق به ترک دیار داشته باشند ، انسانند و حق دارند در هرکجا که مایلند زندگی کنند
تعجب از من و توست که به اعتنا به دردشان ، ساده و سهل انگارانه میگوئیم برگردند تا وضعیت نابهنجار ایران را تحمل نمایند

فرهاد گفت...

اصلاح کامنت
مدعی هستند صحیح است و نه مدعی دارند
بی توجهی صحیح است و نه بی هوجهی

ناشناس گفت...

خوب پس طبق گفته شما وظیفه ملی همه ماست که به همه 70 میلیون هموطنانمان کمک کنیم که از ایران خارج بشن و از مشکلاتشان رها شوند. خوب این هم یکجور راه حل مسائل ایرانه بندازیمش گردن خارجیها. تا اونجایی که من شناخت از جنبش سیاسی ایران و فعالین اون دارم اونها با تمایل خودشون ایران رو ترک نکردن و چنین توصیه های هم به کسی نمیکنند. آیا زندگی حداقل در خارج با کمک بیمه های اجتماعی و فرد درجه دو محسوب شدن و مورد تبعیض بودن و وووو خودشون مشکل نیست.
خوب شما جنبش ملی فرار از میهن رو تشکیل بدید.

فرهاد گفت...

نه عزیز دل برادر
اما وظیفه انسانی همه ما حکم میکند دیگران را در هنگام مواجهه با مشکلات ، در حد توان یاری کنیم

Free counter and web stats