000

سه‌شنبه، اسفند ۰۱، ۱۳۸۵

حمله امریکا به ایران؟


حسین درخشان در پستی نوشته که اگر امریکا به ایران حمله کند ، به کشورش برمیگردد و هرآنچه از دستش برآید برای دفاع انجام میدهد.

من از درخشان اصلا خوشم نمیآید ، به عبارتی حتی تصور میکنم بگونه ای مهره رژیم باشد یا حداقل آلت دستشان شده ...بگذریم ، اما بحثی که آغاز کرده برایم جالب است.

تعدادی از دوستان آنچنان مدافع حمله تهاجمی امریکا به ایران شده اند که حتی به بوش پیشنهاد نموده اند اگر قصد حمله داری ، اشتباه مورد عراق را تکرار نکن و بدون

اعلام قبلی بتاز تا بعدها دچار مشکل نشوی!

تعدادی تصور میکنند به فرض آغاز جنگ ، بافاصله ایران فتح خواهد شد و پس از چند روزی دموکراسی مدل غربی پهنه ایران زمین را در سایه اش قرار میدهد!

متاسفم از دوستانی که اعتقاد دارند برای نجات از شر رژیم آخوندی باید دست بدامان امریکا شد!

عزیزان ، نگاهی به افغانستان و عراق بیندازید!

به صرف انتخابات آزاد نمیتوان حاکمیت دموکراسی در کشوری را پذیرفت ، بعبارت دیگر هرچند انتخابات آزاد لازمه حکومتی آزاد است اما برای آزادی کفایت نمیکند!

باید فرهنگ دموکراسی در جامعه ترویج شود ، تا زمانی که مردم ما خواهان آزادی نباشند ، حتی خود خدا هم نمیتواند به زور سرنیزه این باور (فرهنگ ) را بخورد ملت دهد.

قبلا اشاره داشتم که دموکراسی تزریقی نیست ، کسب کردنی و باور نمودنی ست.

هنوز مردم افغانستان در آشوبهای قومی بسر میبرند ، هنوز در عراق مردم پیرو یک ایدئولوژی ، دیگرانی را که معتقد به افکارشان نیستند با بمب و گلوله هدف قرار میدهند.

هنوز زنان در افغانستان به صرف سرودن شعر بدست همسرشان کشته میشوند، هنوز نه در عراق و نه در هیچ کشور دیگری که بدست امریکا فتح شده ، مردم نتوانسته اند خود را به جامعه پیشرفته نزدیک کنند.

در جنگ ویتنام ، امریکا مدعی بود که اینان مردمی وحشی هستند و ما برای متمدن کردنشان به آنجا حمله میکنیم ، امروز دولت سلطه گر امریکا بهانه ای دیگر را باب نموده ، جنگ علیه تروریستها !

آیا در افغانستان ، بن لادن را دستگیر نمودند ، همه را کشتند الا او را!

آیا در عراق توانستند سلاحهای کشتار جمعی را بیابند؟

خیر ، اما صدام را از گودالش بیرون کشیدند !

مسئله اعتقاد به رژیم بلاهت وقیح نیست ، همه ما وظیفه داریم در حد توان در نقد این حکومت جاهلانه که مربوط به هزاره گذشته است ، بکوشیم ، شیوه زمامداری این رژیم ، خلیفه ای ست ، گونه ای متروک شده که نمونه های آنرا باید در زباله دان تاریخ جستجو نمود، اما

شاه رفت و ملایان آمدند ،

امروز بجز باز شدن زبان مردم به نقدهای سیاسی ، چه تغییری را در اعتقاد عمومی به لزوم حاکمیت دموکراسی میتوان یافت؟

عزیزان ، همانقدر که سیاستهای سران حکومت دینی ایران خطرناک و جاهلانه است ، همان اندازه هم مطمئنا سلطه امریکا بر ایران به معنی هرز رفتن نیرو و منابع ملی و پسرفت کشور خواهد بود.

نگاهی به گذشته کنیم ، دورانی که حکومت ایران تابع امریکا بود ، کدام گل بر سر مردم زده شد؟

هنوز میتوان افرادی را یافت تا بگویند در آن رژیم ساواک چه ها میکرد ، درباریان چه ها کردند ، اشرف ها و والاحضرتها ،...

اگر امروز میگویند ولی فقیه جانشین خداست ، آنزمان هم شاه را دست نیافتنی میدانستند.

بترسیم از ویرانی ایران ، بهراسیم از کشته شدن مردم وطنمان!

یادمان باشد ایران متشکل از اقوام بسیاری ست که در صورت جنگ و اشغال نظامی ، هر استان به

کشوری مجزا تبدیل خواهد شد.

بکوشیم تا سرنوشت مردم ما بدست خودشان تعیین شود ، ملت ایران نیازی به دایه های مهربانتر از مادر ندارد!


۲ نظر:

مانی خان گفت...

ای گفتی

ما همیشه عادت داریم برای فرار از حقیقت ره افسانه بزنیم

هموطن نه با کفن شدن شاه این وطن وطن شد و نه با کفن کردن شیخ
تا ما خودمان خودخواهی ها را کفن نکنیم و متحد برای ساختن این وطن نشویم این وطن وطن نمیشود

armin گفت...

سلام ... پیامی در وبلاگم بود بنام تو که اکانت ایمیلت هک شده. اگر واقعا اینطور شده لطف کن و با اکانت بلاگر پیام را در وبلاگم تجدید کن که مطمئن باشم خودت هستی!!!

Free counter and web stats