000

یکشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۹

تکذیبیه فوری !

احمدی نژاد : ما از تبار رستم و فرهاد و آرشیم !
فرهاد ( که بنده باشم ) بدینوسیله اکیدا و موکدا و مصرا اعلام می کنم که اینجانب هیچ رابطه ای با مادر ایشان نداشته ام و آقای احمدی نژاد از تبار بنده نبوده و نیستند و اصولابنظر می رسد ایشان از تبار همان ضحاک ، خامنه ای و مصباح یزدی باشند .
لذا هرگونه رابطه نزدیک از نوع خونی یا جونی یا ... را تکذیب نموده و طبق قوانینی که اصولا ایشان و نزدیکانش آنها را قبول ندارند ، تقاضا می نمایم مراتب جهت روشن نمودن افکار عمومی در همان سایت و با همان حروف و در همان صفحه درج شود .
امید ست تکذیبیه فوق پاسخی درخور باشد به کسانی ( مثل این کریم پورحمزاوی ) که تلاش می کنند وجود ما را به موجود بی وجودی چون احمدی نژاد متصل نمایند .
در کتب مقدسه نیز از این رویداد چنین یاد شده :
قرآن : خلق المموتی من میمون ، و ما ادراک من میمون . المظلوم میمون من هذا الواقعه !( یعنی ما مموتی را از میمون آفریدیم ، و تو نمیدانی که میمون چیست ، همانا میمون مظلوم واقع شد دراین واقعه ) .
انجیل : در آغاز هیچ نبود و تنها کلمه بود که هیچکس بر زبان نراندی و هیچ تنابنده ای را به آن نخواندی . و چون هیچ نبود خدا را تصور آمد که او چیزی ست ، اما نبود . و خدا کلمه را به آدم بخشید تا جهان پر شود از عطر این کلمه و پدر آدم درآورد از این کلمه .
تورات : و خدا شبی بر مموتی نازل شد و تا صبح با او کشتی گرفت و هربار که خدا زیر یک خم مموتی گرفتی ، بوی مموتی خدا را به کما بردندی و چنین بود که خدا نه زیر یک خم او و نه زیر بغل او توانستی به چنگ آوری . صبح خدا فهمید که از این آفرینش چه خبط و خطایی کرده . پس یهود را فرمود شما سرور مردمانید و مموتی بر در مردمان .
کنفوسیوس : اگر به کسی یک ماهی بدهید ، یک شب او را سیر کرده اید . اما اگر به کسی مموتی بگویید تا آخر عمر او را از زندگی سیر کرده اید .
اوستا : اهورامزدا آورده که زندگی هیچ نباشد مگر پندار نیک ، گفتار نیک ، رفتار نیک . پس بکوش تا زنده ای نیک باشی و الا نسلت منقرض شود به جانورانی که رویشان چون مموتی و رویششان از بوزینه باشد .
دالایی لاما :با زمین مهربان باش و با زمان مدارا کن و از مموتی پرهیز کن که زمین و زمانت بر باد دهد .
بودا : کسی که از ابتدا نابینا بدنیا آمده معنای مموتی را نمی شناسد که او تصوری از خطای فاجعه بار خلقت ندارد .
-------------------------------------------------------
فلذا در می یابیم چنین فاجعه ای قاعدتا باید کار خدا باشد و بس !
بر ما معلوم نیست این چه کسی ست که قبلا ترتیب حضرت مریم را داده و گناهش را گردن خدا انداخته و این روزها نیز ترتیب مادر احمدی نژاد را داده که تلاش می شود گناهش را گردن بنده بیندازند . امیدواریم در نوبت بعدی و سربزنگاه توسط بسیجیان ساندیس خور شناسایی شود چرا که از قرار معلوم این فرد خبیث فقط سراغ مادر مومنان میرود و بس !

دوشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۹

تظاهرات ایرانیان در برلین

تجمع و اعتراض ایرانیان در برلین نسبت به اعدام 5 هموطن کرد .

روز مادر

برنامه ویژه تلویزیون ایرانیان بمناسبت روز مادر

مادرم ، ..... کسی که مثل هیچکس نیست !

اولین خدا با تولد اولین نوزاد ، زاده شد که مادر همه آنی بود که می بایست باشد تا انسان متولد شود و در پناهش ، بالنده .
در فرهنگ فارسی ، انسان اجازه دارد کسی را دوست بدارد یا از او متنفر شود . اما همه اینها بیرون از قلمرو مهر مادری ست . که هیچکس نمی پذیرد کسی از مادرخویش به طعنه یاد کند یا یادش را به نیکی نبرد . براستی این موجود کیست که کودک حتی از ترس خشمش به دامانش پناه می برد و از مهرش به آغوشش .

این چه فرشته ایست که مقرب تر از خداست .
این چه زمینی ست که همیشه سبزه زار ست وچه بهار یست که همیشه بهارست ، حتی در گفتار خزان و رفتار زمستان کودکان .

مادر، ... پناهی ست بی پناه
مادر ، ... یاری ست بی در خواست
مهر مادر ، تعهدی ست بی توقع
مادر همه آنی ست که همه ما محتاج آنیم اما ... ، ارزش وجودش را در زمان نبودش و به وقت نیازمان ، حس می کنیم .

چه مادر مخلوق خالق باشد و چه آفریننده پروردگار ، تفاوتی نمی کند که انسان خدایش را ازمادرش ساخت تا بگوید چنین موجودی تنها از چنان وجودی برمی خیزد ، تا بگوید همیشه محتاج آغوش مادری ست که صبورانه در انتظارش گشوده ست و تا تپش آخر ، در عطش دیدارست .
و زمان ، بیداد زمانه ست برای سقفی که آوار می شود بر عشق مادر و تمنای ما
.
روز یکشنبه ، روز مادر ست تا در یک روز ، همه عشق خود نثار کسی کنیم که کسی چون او بی ریا دوستمان ندارد و تنها اوست که
بی رشوه ،از رشدمان ، شاد می شود .
امروز ، روز مادر ست


سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۸۹

عاقبت ، لبخند

مدتها بود که لبخند از من دوری می کرد ، زندگی زهرماری داشتم ، بی حوصله ، کم طاقت ، عصبی ... انگار سایه سیاهی بر همه چیز افتاده بود ، فردایی که نمی آمد و شبی که سحر نداشت ..." سرایم انگار سرای بی کسی بود ، پرنده ها هم از دشت پر ملال من دوری می کردند " .(1)
این وبلاگستان دنیای عجیبی ست ، به قول همسر ناخدا ، فاصله هایی که دیگر فاصله نیست ، غریبه هایی که از هر آشنایی ، آشناترند ....
در همان سالهای اولی که به این دنیا وارد شدم با وبلاگی آشنا شدم که نویسنده اش قلمی اهل درد داشت ، اما از آن دردهایی که نمی شد برایش درمانی آرزو کرد :
از دوست به یادگار دردی دارم
کآن درد به صد هزار درمان ندهم
خیلی صبور بود و خیلی مودب ، فرهیخته و اهل ذوق ... کم کم توسط همان پیامهای وبلاگی با نظرات هم بیشتر آشنا شدیم . مردش را مردی یافتم که مردانه تا آخر خط رفته بود ،همان راهی که من تا نیمه اش ، یار بودم . رهروی مست که " ره " را شرمنده خویش کرده بود .
فهمیدم بانویی ست که مثل من دو دختر دارد و از قضا آنها تقریبا ( یا به قول امروزی ها : تقریبن ) همسن دو دختر من هستند .
دختر بزرگتر ذوق از مادر به ارث برده و از همان نوجوانی به داستان نویسی و شعر روی آورده .چه رقصی می کند قلم در دستان ظریفش و چه فخری می فروشد بر سایر قلمها .
دروغ چرا ، کیف می کردم از این همه ذوق و استعداد ، انگار که دختر خودم می نویسد ، با وجودی که حتی تصویری از آنها نداشته ام اما همیشه احساسی گرم و دلنشین به این خانواده صمیمی همراهم بوده ، ترسیمی زیبا از تصوری شیرین در قلب من نقش بسته ، انگار دخترکم را به نوشته هایش می بینم .
دختر گلم ، موژان عزیزم ، شعری از خود را به من تقدیم نموده تا مرا شرمنده خویش کند . تا پس از مدتها لبخند را با من آشتی دهد ، تا بدانم زندگی جاری ست ، ...
شعر موژان گلم را در اینجا بخوانید :

از طرف موژان تقدیم به عمو فرهاد حیرانی مهربان

--------------------------------------
1. در این سرای بی کسی ، کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال من ، پرنده پر نمی زند

یکشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۹

روزکارگر در تلویزیون ایرانیان برلین

درود بر اسانلو ، درود بر مددی ، درود بر همه کسانی که غم فقرشان ، درد وطن شان را از یادشان نمی برد .
برنامه تلویزیون ایرانیان برلین بمناسبت روز کارگر را در اینجا ببینید .


Free counter and web stats