000

شنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۷

شرکای مظلوم حیات !

خانم مینو صابری عزیز پیشنهاد نموده برای توجه به حقوق حیوانات مطلبی بنویسیم . انجام خواست این دوست نادیده اما عزیز را بر خودلازم میدانم . امید آنکه دوستان دیگر هم به این مطلب بپردازند .
خداباوری برای بعضی افراد بهانه ای ست تا خود را خدا فرض کنند و مطلق پندارند .
آموزه های دینی متاسفانه آغشته به خرافاتی ست که گویا واقعا آفریدگار تمامی کهکشانها را برای موجودی نحیف اما پرآزار بنام نامی " انسان " آفریده و این مخلوق خالق فریب ، محق ست بر انجام هرآنچه صحیح فرض می نماید .
این پندار غلط تا حدی بر اعمال افراد غالب گشته که هرکس در حیطه قدرت خود ، مالکیتی تمام عیار برای خود در نظر میگیرد ،" انگار نه انگار که نگاری " داشته و شرکایی در این جهان هستی بوده و هستند ، هرچه می بیند و هرچه هست، ابزاری ست برای رسیدن به هدفی که شاید تنها از دید او مشروعیت داشته باشد .

نگاه این نوبت به موجوداتی ست که اگرچه در شکل گیری حیات بر کره زمین سهمی غیر قابل انکار ( و حتی نقشی بنیادین ) داشته اند اما امروز از سوی اکثریتی خودخواه و خودمحور از آنچه از آن آنهاست محروم می مانند : " حیوانات " .
در آموزش غلطی که بواسطه انسان محوری و در شکل نهایی مردسالاری به کودکان داده می شود ، حقی از حیات برای حیوانات در نظر گرفته نمی شود.
هرجا پرنده ای ست ، سنگی می باید و هرجا چهارپایی ست ، شلاقی !
در ایران امروز، متاسفانه طرح ستیز دائمی با غیر خودی ها بسترش را نه فقط از دگر اندیشان که حتی از موجوداتی که آزاری غیر از " تحمل حضور ما" را ندارند (!) می بایست پاک شود .
باید باور کنیم سند کره خاکی را بنام ما نزده اند و بایستی بپذیریم بسیار حقیرتر از آنی هستیم که اعتقاد داشته باشیم کهکشانهایی که از ثبت آمارش عاجزیم ، تنها برای من و ما خلق شده .
کره زمین متعلق به همه " مایی " ست که بر آن زندگی می کنیم ، اعم از انسانها و گیاهان و حیوانات .
هرچند در جهان آشفته امروز ، شاید نگاه انسانی ( طبیعی ) به حیوانات خشم کسانی را که از جنگ و جنایت خسته شده اند ، برانگیزد اما توجه به این نکته ضروری ست که اگر بنا باشد حق را به عدالت تقسیم کنیم و آزادی و رهایی انسانها را مد نظر داشته باشیم ، چاره ای نیست مگر آنکه حدود و مرزها را به درستی تعیین نماییم .
آزار و قتل حیوانات نشات گرفته از اندیشه افرادی ست که تمامیت خواهی را پیشه نموده اند ، در این رهگذر اگر بر حقی از محقی چشم بپوشیم ، بدعتی خواهد بود تا در مراحل بعدی جهت اثبات حقوق حقه انسانها هم با سپر مطلق پنداری روبرو شویم.
حیوانات دوست داشتنی تر از آنی هستند که کسی از روی فطرت و " وجود " ( ماهیت ) بشر بتواند انکارشان نماید ، تمایل به آزارشان از باورهای غیر طبیعی شکل گرفته !
استناد مذهبیون افراطی و دگم اندیشان به طرد حیوانات ، به داستانهایی برمیگردد که تنها موجب تفریح و دستمایه ای برای نشاط جمعی با ذکر دلایل آنهاست !
سگ را نجس می دانند و میمون را پلید چون روزی یزید آن دو را یار خود می پنداشت و جالب آنکه این قرآن باوران ، هیچگاه به متن قرآن رجوع نمی کنند تا دریابند چگونه از اعتقادات خود بدور افتاده اند .
در هیچ آیه ای از قرآن سگ لعن نشده و تنها آیه ای که در مورد سگ نازل شده ، سفارش به نگهداری و تربیت سگ می کند !
این نمونه ای است از هزاران .
و جالب تر آنکه مدعیان قرآن باوری از دستگاه تبلیغاتی خود برای بسط فرهنگ و اندیشه جاهلیت " حیوان ستیزی" استفاده می کنند .
آقای ضرغامی آیا این موجودات هم دگر اندیش هستند ؟ صهیونیستند ؟ شیطانهای کوچک و بزرگند ؟
یعنی قوم و قبیله فکری شما قادر به تحمل هیچکس نیست !

حیوانات را حقی ست غیر قابل انکار . حیات ما و کره زمین ، مدیون حضور همین جانورانی ست که بی دلیل از خود میرانیم و ابلهانه محیط سبزمان را با انکارشان ، تیره میکینم.
------------------------
1. در همین زمینه ، لطفا اینجا را هم بخوانید . دشمنی با حیوانات از رسانه جمعی جمهوری اسلامی !
2. حکایت شهربانو را از دست ندهید .
3. دستمان را کمتر به خون این مخلوقات بی زبان الوده کنیم ؟!
4. کوچ نکردم تا کوچ کردن را بیاموزد
5. همسایهء عزیز و کوچکِ کوچهء ما
6. کمک به قوهای فریدونکنار
7. اگر حیوانات اطراف ما از زندگی مان حذف می شدند
8. خدایا کفر نمی گویم
9.
حیوان آزاری
10. آزار حیوانات یک نشانه است
11 .
از شان حیوانات بدور است که من از این جانوران حمایت کنم
پ . ن .:هرچند امروز حال و هوایی دیگر بود و من در فضایی نه چندان گرم و خوش بدنبال خودی بودم که مدتهاست در دسترس نیست ، اما امیدوارم بانوی مهربانی که همیشه دغدغه رفع مشکل و غبارکدورت از دلی را دارد ، از من بپذیرد .

۷ نظر:

شهربانو گفت...

فرهاد عزیز در مورد حیوانات و محبت به آنها هم حدیثهای فراوان نقل می کنند و هم بیرحمی

ناشناس گفت...

hejab-diary.blogfa.com شما دعوت شده اید به وبلاگ مسئله ای به نام "حجاب"

سـلام………………………………… ۞ ………………… ۞
……………………………………//__)) …… ۞ ………………… ۞
……………………………… ……//……………۞ ………………… ۞
…………………۞…۞…۞ … … ………… ۞ …۞۞۞ …… ۞………۞۞۞
… ۞۞۞……۞…۞…۞……۞ … … …۞ …۞……۞……۞………………۞
…۞………۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞……۞……۞……۞۞۞۞………۞
….۞…….۞………………………………………………………………۞……۞…………………۞
…….۞.۞.…………………………………………………………۞……………۞۞۞۞۞۞۞
…………………………………………………………………………۞
………………………۞۞۞۞……………۞۞۞۞…………۞
…………………….۞۞……۞۞………۞۞……۞۞.…….۞…….۞.……………….۞
بــــه نــــام……۞۞…………………۞۞……………………….۞…….۞…………………۞
…………………۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞.……۞۞۞۞۞۞۞

…………………………………………………………۞…………………………………۞

… کمتر کسی از آن به عنوان یک مسئله سخن می گوید!

خیلی دلم می خواست با این دو دختر حرف بزنم و بفهمم زمانی که پدر یا مادر آنها بهشان گفته اند دیگر باید چادر سر کنند، چه استدلالی برای این دستور آورده اند؟ مثلا مادر گفته است: چون من چادر سر می کنم تو هم باید سر کنی؟ یا اینکه که برای محافظت از خودت باید چادر سر کنی؟ هرکدام که باشد، یک واقعیت روشن است و آن اینکه "چادر موروثی"، و اساسا حجاب موروثی، آن هم برای دختری که با هر منطق و عقل سلیمی هنوز یک کودک است، یکی از غیرانسانی ترین شیوه های اجبار است که برخلاف اجبار حکومتی حجاب که همه می بینند و درباره اش حرف می زنند، آنقدر پنهان است که حتی وقتی فمینیستها یا محققان مسائل زنان خشونتهای خانگی را که دختران دچار آنند فهرست می کنند، جایی در آن فهرست پیدا نمی کند.
شما هم از تجربه خودتان و دوروبری هایتان درباره چادر بنویسید.

……جایزه!……
بهترین کامنتی که از دوستان بجا بمونه با ذکر نام و مشخصات نویسنده ش
در تبلیغات بعدی من گنجانده میشه. حضور شما موجب امتنان خاطر اسـت.
…………………

کامنت گذار: سید حسین متولیان
آدرس: botgar.persianblog.ir
نکته جالب به نظر من اینه که این تفکیک ذهن ما رو آماده میکنه که به هم به چشم انسان نگاه نکنیم. وقتی یه دختر و یه پسر همدیگه رو میبینن بجای اینکه فارغ از جنسیت به انسان بودن طرف مقابل دقت کنند دقیقا روی جنسیت زوم میکنند. دوست دختر و دوست پسر تو همین فرهنگ شکل میگیره. فرهنگی که نمیتونه بگه دوست. انگار بزرگترین مرز برای دوستی جنسیته. این فاجعه است.

شهربانو گفت...

فرهاد عزیز چند تا لینک از دوستانی که در این مورد نوشته اند در پستم هست . اگر وقت داشتید لطفن به لینکها سر بزنید.

MAHDI گفت...

سلام

آقا تو رو خدا یه دعوت نامه بالاترین به میل من بفرستید خیلی احتیج دارم

دمت گرم

nofooz.com@gmail.com

مانی خان گفت...

چشم اطاعت شد شعرش بماند تا خودش بیاید

شهربانو گفت...

ممنونم فرهاد عزیز

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
Free counter and web stats