000

پنجشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۸

و دوباره جمعه سیاه !

روز جمعه ، روز انتخابات ریاست جمهوری ایران است .
با دیدن مناظره نامزدهای این مقام پوشالی ، آنچه همه در نهان می دانستند ، عیان شد تا دنیا نیز شاهد باشد که مقامات چه وظایف خطیری دارند !
فردی که میلیاردها دزدیده ، اما ! در گوشه زندان نیست که رییس حراست دفتر مقام معظم رهبری ست !
دیگری نیز میلیاردها چپاول کرده ، اما در اوین بدنبالش نگردید که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است ! و چه تشخیصی دهد او برای مصلحت نظام !
آن یک دیگر هم در دوره های مختلف از سیصد میلیارد تومان تا یکصد میلیارد دلار بالا کشیده اما در رجایی شهر کرج نیست ، چهار سال ست که رییس جمهورایران است و باز طمع بر این مقام دارد!
پس زندان برای کیست ؟اگر دزدان بر صندلی ریاست تکیه زده اند ، قاعدتا می بایست زندانها خالی باشد ، اما ! نیست !
زندان پر از دانشجویانی که صدایی بجز تکبیر تایید از گلویشان جاری ست !
دانشجویان در زندانند اما دانشگاه خالی نیست ، چرا که بسیج جبهه ندیده و ماموران سپاه در آن ماوا گزیده اند !
اگر بسیجیان و سپاهیان در دانشگاهند ، چه کسی مرزها را باید حفاظت کند و به وقت نیاز کشته دهد ؟
صدایی از دفتر رهبری برآمد که : پس مردم چکاره اند ؟ به وقت کشته دادن ، مردم باید وارد عمل شوند و ادای دین به حکومتی کنند که حق و حقوقشان به جیب های پر نشدنی عمامه داران سرازیر شده.
------------------------------------
1. هرچه می کشیم از دست این محمد پاسدار ، مدیر تلویزیون ایرانیان در برلین ست . چندین و چند بار از او خواهش کردم که بیا و خود را نامزد این انتخابات کن بلکه این بساط ریا و دزدی جمع شود ، قبول نکرد که نکرد.
در این وانفسایی که هر کاندیدا برای جمع آوری آرا ، عکسی را نشان میدهد از خمینی و می گوید آنکه در پشت ستون ، گوشش پیداست منم ! مطمئنا انتخاب خواهی شد که خمینی در زمان حیاتش بارها گفته بود :
ای کاش منهم یک پاسدار بودم !
2. در سایتها آمده : آنچه از مناظره نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری بر می آید این است که در این سی سال ، کشتی جمهوری اسلامی بدست دزدان دریایی هدایت می شده !

۲ نظر:

حمید میداف گفت...

فرهاد جان، با اجازه شما به این یادداشت در « میداف » لینک داده شد

فرهاد گفت...

ممنون ناخدای عزیز

Free counter and web stats