چنین گفت فرهاد حیرانی:
اگر روحانیون نبودند ، مردم خدا را می پرستیدند.
اگر روحانیون کنار روند ، مردم خدا را می بینند!
دین همان حزب است ، فقط انتخاباتی در کار نیست !
وقتی ملاها عمامه از سر برمی دارند ، شبیه آدمیزاد می شوند.
چرا باید پیامبر را جانشی خدا ، ائمه را جانشین پیامبر ، مراجع را و بویژه ولایت فقیه را
جانشین ائمه بدانیم ؟نیازی به این همه سلسله مراتب نیست ،
مردم ولی فقیه را پرستش کنند تا دچار سرگیجه نشوند.
فرعون همان ولی فقیه بود که کار عبادت و پرستش را از پیچیدگی به صراط المستقیم
تغییر داد.
لباس مردم عادی بر تن روحانیون بدقواره است.
روحانیون میگویند برای رسیدن به خدا باید از من بگذرید ،
کاش مردم از رویشان میگذشتند!
خدا آنقدر بیکار بود که به مردم اختیار داد تا به زور ایمان آورند!
مسلمانان ساعتها پای وعظ آخوند می نشینند ، شبها تا صبح سینه میزنند ، برای زیارت چاه
سفرها میکنند ، اما پنج دقیقه قرآن نمی خوانند تا حداقل همین یک آیه را ببینند :
ای مردم !پیروی کنید کسانی را که از شما نخواهند مزدی!
روحانیون تنها رهبرانی هستند که به پیروان خود میگویند :
شمایی که نمی فهمید مرا پیروی کنید!
اگر ملاها نبودند ، در جهنم برای من هم جا بود.
زنان ناقص العقل هستند که مردان را به دنیا می آورند.
جهالت ولی فقیه یعنی اینکه خود را باور دارد و حماقتش اینکه توقع دارد دیگران هم او را
باور کنند !
مردم سه گروهند : مرجع ، مقلد و آدم !
آنکه تقلید میکند گواهی میدهد که از دین شناختی ندارد و جالبتر اینکه دیگران را به کیش
خود میخواند !
بالاترین مقام روحانی خود را مرجع تقلید مینامد و نه مرجع دین!
دین یعنی تحمل ؛ نه قیام !
مسیح ، خدایی ست که از دست مریدانش به آسمان فرار کرد.

