000

یکشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۹۴

مرکل ، آلمان ، پناهجویان


حزب  CDU خوبی دریافته بود که آینده ای تاریک در انتظارش نشسته ، سیاست های نه چندان مناسب این حزب با پناهندگان ، کینهای در دل خارجی های مقیم آلمان کاشته بود که بنا بر روایت کارشناسان ، طی 30 تا 40 سال آینده که کودکان پناهنگان به سن رای دادن می رسیدند ، می توانستند مرکل و حزبش را از صحنه سیاست المان محو کنند.
مرکل زیرک تر از آن بود که خاموش بماند ، بنا بر قوانین آلمان ، این کشور می بایست سالانه درصدی از درآمد خود را به رشد کشورهای فقیر اختصاص دهد ، مرکل با تخصیص این بودجه به پذیرش و نگهداری پناهجویان سوری نام خود را بعنوان نجات دهنده در خاطر آنان ثبت کرد و آینده حزبش را تضمین نمود .
وضعیت اسفبار پناهندگان و انتشار اخبار و عکس های آنان ، وجدان عمومی را تحت تاثیر قرار داد که متاسفانه تنها چند کشور حاضر به پذیرش آنان شدند . 
اما آنچه در جامعه آلمان می گذرد حاکی از نگرانی زاید الوصف مردم از جذب تعداد پناهجویانی ست که نه تنها محلی برای اسکان ، که هزینه های سرسام آوری برای بهداشت ، تغذیه ، دوره های آموزشی زبان و مهارت های فنی ...و تامین نیازهای ضروری  آنها و نهایتا چگونگی ادغام آنان در جامعه آلمان دارد.
روزنامه ها نگرانی مردم از اسلامیزه شدن اروپا و تنش های تقابل فرهنگی را دنبال می کنند.
مسلما گروه های تروریستی نظیر داعش نیز از این فرصت طلایی نهایت بهره را خواهند برد.
سخنان مرکل در این رابطه نشان از آگاهی وی بر چالش های پیش رو دارد ، مرکل بر آمادگی نیروهای تامین نظم برای مقابله بر تحرکات تروریستی تاکید کرده و برای آرامش خاطر مردم سخت کوش آلمان عنوان نموده که تصمیمی جهت افزایش مالیت برای تامین هزینه ها ندارد.
اما فارغ از حال و هوای سیاست ، مردم آلمان با تمام نگرانی ها آغوش خود را به سوی پناهندگان باز کرده اند ، برلینی ها روزانه به هزار پناهنده خوشامد می گویند .
مردم آلمان وضعیت بحرانی فراریان از جنگ را بخوبی درک کرده اند ، در شهرها با قهوه و شیرینی به استقبال کسانی می روند که شاید در آینده معضل و بحرانی در جامعه آنها ایجاد کنند اما آنها نیک دریافته اند که امروز روز قضاوت نیست ، امروز باید انسانیت خود را بار دیگر به نمایش بگذارند تا شاید الگویی شوند برای کشورهای دیگر اروپایی و حتی سرزمین هایی که در ایجاد جنگ و کشتار در اقصی نقاط جهان مشارکت دارند و به نوعی عامل اصلی آوارگی این افراد هستند .
جالب ست بدانیم امریکا که در طی پنج سال اخیر از طریق قرعه کشی به پنجاه هزار نفر گرین کارت اهدا کرده ، تنها ده هزار نفر از پناهندگان سوری را در خود جای می دهد !
بریتانیا هم قبول زحمت نموده و اعلام کرده : در پنج سال آینده (!) به بیست هزار نفر آواره سوری پناه می دهد !
سوالی که هنوز بی پاسخ مانده :
جایگاه روسیه ، جمهوری اسلامی ( بعنوان حامیان حکومت بشار اسد ) در کمک و پذیرش آوارگان سوری کجاست ؟
نقش کشورهای عربی که همیشه بر وحدت اعراب و سملیمن تاکید میکنند و پول و سلاح بی وریه به مخالفان حکومت اسد می 
رسانند ، چیست ؟
مردم المان بار دیگر نشان دادند که پاسداری از شان انسانی و انسانیت بین آنها نهادینه شده و روزهای تاریک افراطی های دست راستی فرا می رسد. 
امیدوارم این سیل پناهجویان هم مسلک و هم نژاد ( عرب _ مسلمان ) رفتاری خوشایند در پذیرش فرهنگ و قوانین المان از خود نشان دهند که نگرانی های امروز جامعه آلمان را برطرف سازند.




جمعه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۴

عربهای خلیج فارس : کمک می کنیم همدیگر را بکشید اما کمک نمی کنیم تا زنده بمانید !

کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس پناهجویان سوری را نمی‌پذیرند....!

عربهای خلیج فارس حاضرند پول بدند ، اسلحه بدند تا عربهای مسلمان سوریه و عراق و لیبی و بحرین و ... همدیگر را بکشند ، اما حاضر نیستند به آنها کمک کنند تا زنده بمانند !

اینجا آلمان ست ، ما کجاییم ؟

( ماجرای واقعی )
روزی در یک قرارگاه پلیس در برلین ، یک آلمانی  تقریبا مست که بدلیل خواب ماندن و دیر سرکار رسیدن عصبی شده و کنترل به الکل سپرده بود ، به همکارش ( که البته یک غیر آلمانی بود ) گفت تو خارجی هستی ، تو و خانواده ات شغلی که مال ماست تصاحب می کنی ، دیگر نژاد اصیل آلمانی ( بدلیل حضور خارجی ها در این کشور ) وجود نداره ، همه خارجی ها را باید بیرون کرد ....
ماجرا بدلیل صبوری همکار وی کش پیدا نکرد اما...
دقایقی بعد ، فرد آلمانی که گویی رگ شوخیش گل کرده بود ، همین جملات را به یک پلیس آلمانی گفت .
نتیجه :
در عرض 3 دقیقه 4 ماشین پلیس و بیش از 10 مامور پلیس دور او ریختند ، یک آمبولانس به محل آمد و او را تحت الحفظ به بیمارستان بردند و طرف تعهد داد به یک روانپزشک مراجعه کند !
 وی از کار اخراج شد و کامپیوترهای پلیس ثبت شد که او اجازه کار در هیچ مرکز پلیس یا اماکن مشابه را ندارد.

خیلی جالبه ، یک آلمانی در آلمان و در مرکز پلیس به یک آلمانی دیگه میگه خارجی  ها باید اخراج بشند ، طرف را به جرم نژاد پرستی هم اخراج می کنند و هم او را تحت درمان ( روانی ) قرار میدهند تا این عقاید را کنار بگذاره.
حالا در جمهوری اسلامی ، افغانها اجازه تحصیل ندارند چون خارجی هستند. بهایی ها اجازه کار و تحصیل ندارند چون بهایی هستند ...

وجدانا ما از نظر فرهنگی جند سال عقبیم ؟!

وجدانا چند سال یا چند دهه باید بگذره تا ما هم متوجه بشیم اصل انسانیت ست نه ملی گرایی .
وجدانا چند نفر از این جمعیت تقریبا 80 میلیونی ایرانی (با احتساب ایرانی های خارج از کشور ) باور دارند که یک خارجی ( مثلا همین افغانی ها ) در سرزمین ما باید از حقوق برابر با ما برخوردار باشند ، طبق قانون جزایی جمهوری اسلامی ، اگر یک مسلمان را بکشند قاتل قصاص میشه و اگر یک غیر مسلمان را بکشند قاتل به چند سال حبس محکوم میشه ، غیر مسلمان از مسلمان ارص تنی بره حتی اگه فرزندش باشه ، اففغانی ها اجازه ورود به برخی پارک ها را ندارند ! ( عدم مجوز ورود به پارک ، به زیبان ساده میشه حق ندارند هوای پاک تنفس کنند )

ما کجاییم اینها کجا ؟

جمعه، مرداد ۳۰، ۱۳۹۴

کمپین جمع آوری امتیاز برای پرسپولیس

از همه عزیزان تقاضا می شود به این کمپین بپیوندند .

پتیشن را می توانید اینجا بیابید و امضا کنید.

ما هواداران استقلال برای کمک به باقی ماندن پرسپولیس در لیگ برتر ، از دیگر تیم ها  بویژه  استقلال همیشه قهرمان استدعامی کنیم از سر لطف و بنده نوازی ، به تیم همیشه بازنده پرسپولیس امتیازی صدقه دهند . باشد که این صدقات مانع از سقوط قرمزها به دسته پایین تر شود. از داوند منان برای هواداران این تیم صبر و عقل ارزومندیم

چهارشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۹۴

اینجا آلمان ست !

گزارش های بسیاری از تلویزیون آلمان پخش می شود مبنی بر اینکه برخی خارجی ها ( عموما ترک ها و عرب ها ) با انتقاد از وضعیت اجتماعی خواهان دگرگونی این نظام هستند تا جامعه را به شرایطی قابل قبول ( از دید خود ) تغیییر دهند.
گاه این فعالیت های هماهنگ شده چنان نمود پیدا می کند که من از خود می پرسم اینهایی که در کشور خود جرات ابراز عقیده ندارند و به خارجی هایی که آنها را پست تر از خود می شمارند رحم روا نمی دارند ( درست مثل برخی هموطنان که مثلا افغانی ها را بدلیل افغانی بودن پست می شمارند و همه آنها را به جرم افغانی بودن مجرم می پندارند ) چگونه بخود اجازه می دهند تا سرزمینی که در آن پناه گرفته اند را به سخره گیرند.
نمونه هایی از رفتار جنون آمیز این افراد را می توان مثال زد ، روزی جوانی ( اهل ترکیه ) به یکی از مراکز پلیس آلمان مراجعه کرده بود تا پلیس کروکی تصادف و عکس هایی از صدمات وارده بر اتومبیل ها را ضمیمه پرونده کند . جوان هنگام خروج گفت  : " آلمانی کثافت !
در چهارراهی ، جوانی دیگر راه را بر ماشینی بسته بود و می خواست برخلاف قوانین رانندگی ، از این ماشین راه بگیرد ، هنگام عبور از کنار این ماشین همین لفظ را در مورد راننده آلمانی بکار برد.
نمونه هایی از این دست بسیار ست، البته شکی نیست که ما خارجی ها در این سرزمین هیچگاه پذیرفته نمی شویم و همیشه عنوان خارجی را یدک می کشیم. شکی نیست که بسیاری از آلمانی ها از ما متنفرند اما....
به دوستی که به شدت از آلمانی ها انتقاد می کرد و معتقد بود باید قوانین آلمان اصلاح شود گفتم :
فراموش نکن که تنها به یک دلیل  من و تو در این سرزمین اجازه اقامت و کار داریم : اینجا آلمان ست .
قوانین آلمان دولت را موظف نموده تا به خارجیان سرویس دهد و امکانات اولیه و مورد نیاز هر فرد ( اعم از آلمانی و خارجی ) را تامین کند. درست مثل دولت سوئد ، دانمارک ، و...
اگر من و تو اینجاییم و اینها حتی اجازه ندارند لفظ " خارجی " را در مورد ما بکار برند ، تنها به این دلیل می باشد که اینجا آلمان ست ، اجازه بده شرایط به همین گونه حفظ شود ، و الا اگر عقاید چون تویی بر این سرزمین حاکم شود ، تنها تو و دوستانت در امان خواهید بود . نه تنها خارجیان دیگر که حتی آلمانی ها هم اجازه تنفس نخواهند داشت .
باز هم تاکید میکنم که دولت آلمان باید در مورد وضعیت خارجی ها و بویژه پناهجویان تسهیلات بیشتری را در نظر گیرد اما این تسهیلات به معنای تغییرات نیست .
تنفر برخی از این مردم هم شاید برمیگردد به رفتار من و مای خارجی ، دولت آلمان به پناهجویان مسکن میدهد ، هزینه زندگی در شرایط عادی ( حداقلی که نیاز به دیگری نباشد ) را می پردازد ، هزینه فراگیری زبان آلمانی و نیز آموزش حرفه ای را متقبل می شود ، هزینه بهداشت و درمان را ( درست برابر با آلمانی ها ) بعهده می گیرد و ...
تنها خواست دولت از خارجی ها :
1. آموختن زبان آلمانی تا بتوانند در جامعه زندگی کنند 
2.کارکردن
3. احترام به قوانین
اسفبار ست که برخی با وجود سالهای سال زندگی در آلمان و برخورداری از این تسهیلات ، نه تنها کار نمی کنند و هنوز حقوق بگیر دولت هستند ، که حتی قادر نیستند ساده ترین جملات را بر زبان جاری سازند و نیاز خود را برطرف سازند.
با توجه به مالیات سنگین در آلمان ، گاه باید به اینها حق داد که می بینند همه زندگی خود را وقف کار می کنند تا مالیات بپردازند و از این پرداختی افرادی سود می برند که حاضر نیستند کار کنند ، راغب نیستند زبان بیاموزند ، از مالیت پرداختی دیگران دریافتی دارند و بدتر اینکه برخی به کار سیاه ( کار بدون پرداخت مالیات  و برخلاف قوانین ) لطمه بر اقتصاد آلمان می زنند.

سالها پیش نوشتم : اگر حاضر نیستیم آلمانی باشیم باید باور کنیم در آلمان زندگی می کنیم !
Free counter and web stats